خنده‌دارترین سوتی‌های محیط کار

اخیرا دیدم جاب ویژن یه پستی رو تو لینکدینش گذاشته که خنده‌دارترین سوتی‌هایی که تو محیط کار دادین چی بوده. از اونجایی که بعضی از کامنت‌ها خیلی خنده‌دار بود تصمیم گرفتم خاطرات بچه‌ها رو در قالب یک مطلب جمع‌آوری کنم تا یه جا بخونین و بخندین.

شما هم اگه سوتی خنده‌داری تو محل کارتون دادین تو دیدگاه‌ها بنویسین :))

سلمان کاهه:

داشتم از اتاق میومدم بیرون و در زدم :))

جواد سالمی:

مدیر شرکتمون همیشه تو مسافرت بود و من با اینکه چند ماه از استخدامم میگذشت ایشونو ندیده بودم ، از طرفی دفتر ایشون نزدیک میز من بود و به همین دلیل مواقعی که کسی حضور نداشت از دستشویی دفتر مدیریت استفاده میکردم ، یکروز که ایشون تشریف آوردن و من خبر نداشتم در حین خروج از دسستشویی منو دید و گفت: چرا از این دستشویی استفاده میکنی جواب دادم مگه تو نگهبان دستشویی هستی گفت من مدیرشرکتم منم گفتم آرزو بر جوانان عیب نیست 😂😂😂😂 آخر همون ماه اخراج شدم😢

آذین بی‌همتا:

اینقدر با مراجعین تلفنی حرف زده بودم که همکارم صدام کرد گفتم الو سلام بفرمایین؟!

رضا زینعلی:

رفتم تو اتاق مدیرم، فکر کردم توی پادگان هستم. بهشون گفتم سلام جناب سرهنگ بعد از اون هم احترام نظامی گذاشتم.

مقان پاشایی:

من در تماس تلفنی با یکی از سازمانها که با یک آقایی صحبت میکردم، به جای اینکه بگم I’ll keep in touch with you soon گفتم I will touch you soon فکر کنم طرف هنوز منتظر که من برم و به وعده ام عمل کنم 😂😂😂

فائزه رنجبران:

مدير پشت سرش در دستشويي نبسته بود داشتم ميرفتم تو 😐🤦🏻‍♀️

فاطمه خدایی:

روز اول کاریم تایم ناهاری در یخچال رو باز کردم ظرف غذامو بردارم ولی ظرفا رو بد چیده بودن و سه چهارتا ظرف افتاد و یه ظرف شیشه ای بزرگ شکست.از قضا صاحب ظرف اونروز برای همه ی همکارای اتاقش غذا آورده بود :)

سدجاد عابدینی:

به یه آقایی در یک سازمان دیگر که اسمشون "سُرور" بود گفتم آقای "سِروِر"