
چطور شرقِ تحقیرشده، جهان را پس گرفت؟
✍️ به قلم نینجا تیچرلی
🗡️نینجا - 🤍محقق و روایتگر فرهنگ شرق آسیا - مدرس زبانهای شرقی (چینی-ژاپنی-کره ای) و انگلیسی.
من ،نینجا تیچر لی،بیست و یک سال است مدرس زبان انگلیسیام. اما چهارده سال است که راز شرقیام را برای شاگردانم فاش کردهام: من مدرس زبانهای چینی، ژاپنی و کرهای نیز هستم. رازی که سالها حتی نزدیکترین شاگردانم هم از آن بیخبر بودند.
همان روزی که زبانکدهٔ خودمان را تأسیس کردیم، این راز سر به مُهر را گشودیم. تنها زبانکدهٔ شرقی واقعی در کشوری که بسیاریهایش آرزوی اقامت غرب دارند و به شرق با نگاه تحقیر مینگرند. گویی هنوز باور دارند که غرب میتازد و شرق، همان گوشهٔ فراموششدهٔ تاریخ است.راه پیش رویمان ناهموار بود.و ماند!
چهارده سال آن زبانکده را مدیریت کردم. امسال سال پانزدهم است. اما تلخ. فقط آنلاین.اگر اینترنت دوباره درست شود!
در تابستان 1404 ، صاحب ملک بی خدا ، در غیاب ما، اموالمان را دزدید و غارت کرد. پروندهای حقوقی گشودیم. او وکیل داشت؛ ما حق. و در دادگاه با درایت وکیل شریف او که می دانست حق با ما است اما حق را به جیبش داد و دستمزد وکالتش ، حق ما لگدمال شد. بیامکانات ماندیم و زبانکده حضوری تعطیل شد. ماندیم و تدریس آنلاین. بگذریم... این زخمی کهنه است.
اما تمام ماجرا این نیست.
در تمام آن سالها که حضوری کار میکردیم، شاگردان انگلیسیآموزمان با تحقیر به شرق نگاه میکردند. میگفتند چینیها آشغال میخورند. کرهایها هشتپا میخورند. ژاپنیها را هم بینصیب نمیگذاشتند، هرچند زورشان بهشان نمیرسید و پنهانی آرزو میکردند ای کاش آنجا زندگی کنند!
پاسخهایی که در این سالها به آنها دادم، همین جاست. جمعشان کردهام و به اشتراک میگذارم. شاید روزی خودشان هم گذارشان به این نوشتهها بیفتد.
من شیفتهٔ شرقم. اما شرقپرست نیستم. جهان صفر و یکی نیست. جهان میچرخد. و حالا، این چرخش، بیهیاهو اما بیوقفه، رو به شرق است.
اروپا دلش را به سرسبزیاش خوش کرده. آمریکا هم نوادهٔ همان اروپاییای است که به سرخپوستان حمله کرد. اما هردو فراموش کردهاند که لقب «کهن» تنها برازندهٔ آسیاست.
غرب را کسی به «خرد غربی» نمیشناسد.
اما «خرد شرقی»، از دیرباز، سنگین، ساکت و تزلزلناپذیر، در جهان حضور داشته است.
جهان حافظهٔ کوتاهی دارد.
یادش رفته که وقتی اروپا در قرون وسطی دست و پا میزد، شرق داشت ستارهها را میشمرد. یادش رفته که باروت را چینیها اختراع کردند، و بعد غرب از همان باروت برای استعمار خودِ شرق استفاده کرد.
اما قصه به همین جا ختم نشد. شرق نمرد. فقط چرت زد. و وقتی بیدار شد... جهان را تغییر داد.
این روایتِ شرق است: صعود، سقوط، و صعود دوباره. از باروت تا ربات. از ابریشم تا تراشه. از تحقیر استعماری تا تسخیر تکنولوژی. بگذار این حماسه را با هم مرور کنیم.
---
بگذارید یک حقیقت تلخ را به غرب یادآوری کنم: تمدن مدرن، روی شانههای شرق ایستاده است .
- باروت: چینیها در قرن نهم میلادی، در حین جستجوی اکسیر جاودانگی، باروت را کشف کردند. بعدها غرب همین باروت را گرفت و با توپ و تفنگ، دروازههای خودِ شرق را کوبید.
- قطبنما: دریانوردان چینی، قرنها قبل از کریستف کلمب، با قطبنما اقیانوسها را طی میکردند .
- کاغذ و چاپ: وقتی اروپاییها روی پوست گوسفند مینوشتند، چینیها کتاب چاپ میکردند.
شرق، قرنها معلم جهان بود. جادهٔ ابریشم فقط کالا جابهجا نمیکرد؛ دانش، فلسفه، پزشکی و هنر را از شرق به غرب میبُرد.
---
اما بعد... شرق به خواب رفت.
درست زمانی که اروپا در رنسانس و انقلاب صنعتی غوطهور بود، امپراتوریهای شرق آسیا - چینِ مغرور، ژاپنِ منزوی، کرهٔ آرام - درهایشان را بستند. آنها فکر میکردند هنوز مرکز جهانند. غافل از اینکه جهان، بیآنها، با سرعت نور در حال تغییر است.
نتیجه چه شد؟
جنگهای تریاک (۱۸۳۹-۱۸۶۰): بریتانیا چین را با اسلحه وادار کرد تا تریاک وارد کند. چین تحقیر شد.
معاهدهٔ نابرابر کانگاوا (۱۸۵۴): آمریکا با کشتیهای جنگی، ژاپن را مجبور کرد درهایش را باز کند.
استعمار کره (۱۹۱۰-۱۹۴۵): ژاپن، که خودش تازه از خواب بیدار شده بود، کره را بلعید.
شرق، «مرد بیمار آسیایی» و «باقیماندهٔ تاریخ» خوانده میشد. امپراتوری که روزی معلم جهان بود، حالا حیاط خلوت استعمارگران شده بود.
---
اما غربی ها یک چیز را دستکم گرفته بودند: حافظه و غرور .
اینکه یک امپراتور،حتی اگر خواب باشد، هنوز هم امپراتور است ! و این امپراتور، سرانجام بیدار شد.
وقتی شرق از خواب پرید، دیگر نمیخواست دنبالهرو باشد. میخواست سبقت بگیرد . و این کار را کرد. اما هر کدام، از راهی متفاوت:
ژاپن فهمید که برای شکست غرب، باید شاگرد اول جهان شود. بعد از جنگ جهانی دوم، کشوری که با بمب اتم نابود شده بود، بیست سال بعد به دومین اقتصاد جهان در آن زمان تبدیل شد.
- تویوتا، فورد و جنرال موتورز آمریکا را به زانو درآورد.
- سونی، دنیای الکترونیک را تسخیر کرد.
- قطارهای شینکانسن (گلولهای)، سریعترین قطارهای جهان شدند.
- رباتها، توالتهای هوشمند، و فرهنگ انیمه، جهان را فتح کردند.
ژاپن ثابت کرد که میشود شرقی ماند، مدرن شد، و در تکنولوژی از همه جلو زد.
کره جنوبی در دههٔ ۱۹۵۰، یکی از فقیرترین کشورهای جهان بود. فقیرتر از اکثر کشورهای آفریقایی. امروز، دهمین اقتصاد بزرگ دنیاست.
- سامسونگ، اپل را در بازار جهانی به چالش میکشد.
- هیوندای و کیا، خیابانهای جهان را تسخیر کردهاند.
- و کیپاپ و درامهای کرهای: نرمافزاری که قدرتمندتر از هر موشکی از آب درآمد. BTS و بلکپینک و «بازی مرکب» و «افتخار»، فرهنگ جهان را فتح کردند.
کره ثابت کرد که میشود از هیچ به همه چیز رسید، و سلاحش نه اسلحه، که تکنولوژی ، موسیقی و سریال بود.
چین، که روزگاری با تریاک و توپ تحقیر شده بود، حالا کارخانهٔ جهان است. و دیگر فقط کالاهای ارزان نمیسازد.
- هواوی و شیائومی، سامسونگ و اپل را به چالش میکشند.
- تیکتاک (Douyin)، جوانان جهان را سرگرم میکند.
- هواپیماهای بدون سرنشین (DJI)، آسمان جهان را تسخیر کردهاند.
- قطارهای مغناطیسی (Maglev) با سرعت ۶۰۰ کیلومتر بر ساعت، رکورد سرعت را شکستهاند.
چین ثابت کرد که «اژدها» فقط بیدار نشده؛ اژدها دارد پرواز میکند.
--
باروت را شرق اختراع کرد. غرب با همان باروت شرق را استعمار کرد.
اما شرق نمرد. خوابید. و حالا...
حالا دیگر باروت کهنه شده. میدان نبرد عوض شده.
جنگ امروز، جنگ تراشهها، الگوریتمها، و فرهنگ است.
و در این جنگ، ژاپن، کره، و چین، سربازان خط مقدمند.
غرب، باروتِ شرق را دزدید و جهان را فتح کرد.
حالا شرق، با ربات، موسیقی، و گوشی هوشمند، جهان را پس میگیرد.
تاریخ، دایره است. و این دایره، دارد به نفع شرق میچرخد.
و من، نینجا تیچر لی،
نه فقط یک تماشاگر،
که یک مسافرِ این چرخش.
پا بر جادهٔ ابریشم خودم میگذارم.
به امید برخاستن دوبارهٔ شرق،
و برخاستن دوبارهٔ خودم.
نینجا تیچر لی، زاده از دل خاکستر
بر فراز دیوار چین، با اژدها همسفر
بادها رفتند، اما رؤیاهایش به یخ ننشست
با طلوع خورشید، ارادهاش زدود هر شکست
منم نینجا تیچر لی — جاودان در گذر زمان
با لبخندی به شرق، به نور بیپایان
忍者老师李,生于灰烬之中
在长城之巅,与龙同行
风已逝去,但梦想未曾冻结
随着日出,他扫除了一切失败
我是忍者老师李 — 穿越时光的永恒
带着东方的微笑,走向无尽的光芒
Rěnzhě Lǎoshī Lǐ, shēng yú huījìn zhī zhōng
Zài Chángchéng zhī diān, yǔ lóng tóngxíng
Fēng yǐ shìqù, dàn mèngxiǎng wèicéng dòngjié
Suízhe rìchū, tā sǎochúle yīqiè shībài
Wǒ shì Rěnzhě Lǎoshī Lǐ — chuānyuè shíguāng de yǒnghéng
Dài zhe dōngfāng de wēixiào, zǒuxiàng wújìn de guāngmáng
نینجا تیچر لی | 忍者教師リー
دوست من،
نظرت چیست؟ آیا شرق دوباره معلم جهان خواهد شد؟ یا این فقط یک جهش موقت است؟
برایم بنویس. این بحث، تازه اول راه است.
با احترام به امپراتوری شرق
نینجا تیچر لی | 忍者教師リー
忍者教師リー – Ninja Teacher Lee 🤍🗡️
@NinjaTeacherLee : Rubika | Instagram
✉️ E-mail : NinjaTeacherLee@gmail.com
