
✍️ به قلم نینجا تیچرلی
🗡️نینجا - 🤍محقق و روایتگر فرهنگ شرق آسیا - مدرس زبانهای شرقی (چینی-ژاپنی-کره ای) و انگلیسی.
حتماً فیلم «آخرین سامورایی» (۲۰۰۳) با بازی تام کروز را دیدهاید. یک سرباز آمریکایی به ژاپن میآید، اسیر میشود، و بعد از مدتی چنان به فرهنگ سامورایی دل میبندد که در کنار آنها علیه ارتش امپراتوری میجنگد. این فیلم در غرب با نقدهای متفاوتی روبرو شد (برخی آن را «سفیدپوست نجاتدهنده» نامیدند)، اما در ژاپن چنان با استقبال روبرو شد که در هفته اول اکران خود ۸.۴ میلیون دلار فروخت .
سوال اینجاست: چرا ژاپنیها فیلمی را دوست دارند که تاریخ خودشان را تحریف کرده؟ آیا آنها «درست بودن تاریخی» را فدای «احساس خوب» کردهاند؟
فیلم «آخرین سامورایی» یک داستان تخیلی است، نه یک سند تاریخی. مهمترین تفاوتها با واقعیت:
۱. شخصیت ناتان آلگرن (تام کروز) وجود خارجی نداشت.
سازندگان فیلم گفتهاند که شخصیت آلگرن ترکیبی از چند نظامی خارجی واقعی در ژاپن (مثل «ژول برونه»، افسر فرانسوی که در کنار شوگون جنگید) است . اما بر خلاف فیلم، این افسران فرانسوی با یونیفرم خودشان میجنگیدند، نه با زره سامورایی.
۲. کاتسوموتو (کن واتانابه) نسخهای ایدهآل از سایگو تاکاموری است.
شخصیت کاتسوموتو از «سایگو تاکاموری» الهام گرفته شده، یکی از مشهورترین ساموراییهای تاریخ ژاپن. اما سایگو واقعی خیلی پیچیدهتر بود؛ او ابتدا به مدرنسازی ژاپن کمک کرد، بعداً شورش کرد، و بر خلاف تصویر فیلم، او تفنگهای مدرن و توپ هم داشت و از سلاح گرم استفاده میکرد . فیلم ساموراییها را «اهل شمشیر محض» نشان میدهد که از تفنگ استفاده نمیکنند (چون با شرفشان سازگار نیست) – در حالی که واقعیت تاریخی چیز دیگری میگوید.
۳. آخرین نبرد دراماتیزه شده .
نبرد پایانی فیلم (شمشیرها در برابر مسلسل و توپ) دراماتیک است، اما واقعیت تلختر بود. ساموراییها واقعاً در نبرد «شیرویاما» (۱۸۷۷) تا پای مرگ رفتند، اما آنها هم سلاح گرم داشتند و به خاطر کمبود مهمات شکست خوردند، نه صرفاً به خاطر «حفظ شرافت از طریق جنگ با شمشیر» .
ادوارد زویک، کارگردان فیلم، خودش اعتراف کرده که «بخشهایی از فرهنگ سامورایی را رمانتیک کرده» و «این کار را عمداً انجام داده، با آگاهی کامل از اینکه چه چیزی را به قیمت چه چیزی عوض میکند» .
با وجود تمام تحریفها، ژاپنیها فیلم را دوست دارند. دلایل این استقبال جالب است:
۱. ژاپنستایی، نه ژاپنستیزی
نقدهای ژاپنی فیلم را مثبت ارزیابی کردهاند و بیشتر بر احترام فیلم به فرهنگ ژاپن تأکید کردهاند، نه بر نادرستیهای تاریخی .
۲. فرصتی برای جشن گرفتن «ارزشهای ژاپنی» بدون خجالت
در ژاپن معاصر، صحبت کردن مستقیم درباره «میهنپرستی» یا «ارزشهای سنتی» گاهی حساسیتبرانگیز است. اما وقتی یک خارجی (هالیوود) این کار را میکند، ژاپنیها میتوانند با خیال راحت بگویند: «ببینید، آنها میفهمند ما چقدر خاص هستیم» . «جیسون چون»، استاد تاریخ در دانشگاه هاوایی، این پدیده را «یادگیری بوشیدو از خارج» نامیده است .
۳. کن واتانابه یک قهرمان واقعی است.
بازی کردن واتانابه در نقش کاتسوموتو یکی از نقاط قوت فیلم است. منتقدان ژاپنی نوشتهاند: «بازی قدرتمند کن واتانابه به راحتی با بازی خوب تام کروز برابری میکند... بازیگران باتجربه ژاپنی جوهره سبک بازیگری ژاپنی را نشان دادند» .
۴. ژاپنیها میدانند فیلم «تاریخ» نیست.
بسیاری از ژاپنیها فیلم را به عنوان یک «داستان حماسی» میبینند، نه یک مستند. آنها خودشان تاریخ ژاپن را می دانند و از هالیوود صرفا انتظار سرگرم کردن را دارند.
آیا فیلم «آخرین سامورایی» تاریخ را تحریف کرده؟ بله، خیلی زیاد.
آیا این تحریف از روی بیسوادبوده؟ نه، عمدی و آگاهانه بوده.
آیا ژاپنیها از این بابت ناراحتند؟ نه، برعکس دوستش دارند.
ژاپنیها فیلم را دوست دارند چون:
به فرهنگشان احترام میگذارد (نه توهین)
ارزشهایی را به تصویر میکشد که خودشان امروز می پسندند. (وفاداری، شرافت، از خودگذشتگی)
یک ستاره سینمای ژاپن (کن واتانابه) را در نقش اصلی و مثبت نشان میدهد.
به آنها اجازه میدهد «بدون خجالت» به فرهنگشان افتخار کنند.
شاید بزرگترین درس این فیلم این باشد: گاهی یک «دروغ زیبا» (افسانه) میتواند حقیقتی عمیقتر از یک «گزارش تاریخی خشک» را منتقل کند.
به قول یکی از منتقدان ژاپنی: «آخرین نبرد ساموراییها در برابر توپها، با وجود قطعی بودن شکست، بسیار تأثیرگذار بود. چه چیزی این سربازان را به سوی مرگ کشاند؟ ژاپن دیگر وجود سامورایی را ضروری نمیدانست، پس تنها گزینه باقی مانده برای این جنگجویان منسوخ شده، پایان دادن به دوران به شکل با شکوه بود» .
نینجاتیچرلی
忍者教師リー – Ninja Teacher Lee 🤍🗡️
@NinjaTeacherLee : Rubika | Instagram
✉️ E-mail : NinjaTeacherLee@gmail.com
