
کامیکازه!
✍️ به قلم نینجا تیچرلی
نینجا - محقق و روایتگر فرهنگ شرق آسیا - مدرس زبانهای شرقی (چینی-ژاپنی-کره ای)
سال ۱۲۷۴. کوبلای خان، نوه چنگیزخان و امپراتور سلسله یوآن چین، تصمیم میگیرد مرزهای امپراتوری خود را تا آن سوی دریا گسترش دهد. هدف: ژاپن، سرزمین مرموز غرق در افسانههای ساموراییها و نینجاهای مخوف.
کوبلای قبلاً کره را فتح کرده بود. چین زیر یوغ او بود. اما ژاپن مقاومت میکرد . سفیرانش را اعدام کردند. پیامهای تهدیدآمیزش را بیپاسخ گذاشتند.
بسیار خوب، کوبلای گفت: با نیزه حرف بزنیم.
ژاپن اما برای چنین جنگی آماده نبود.
در نوامبر ۱۲۷۴، ناوگانی عظیم متشکل از ۴۰,۰۰۰ سرباز مغول، و سربازان اجباری چینی و کرهای در خلیج هاکاتا لنگر انداختند . آنها قبلاً جزایر تسوشیما و ایکی را ویران کرده بودند. اکنون نوبت به سرزمین اصلی رسیده بود.
ساموراییهای محلی به رهبری خاندان شونی و اوتومو برای دفاع برخاستند . اما آنها هرگز با چنین دشمنی روبرو نشده بودند.
مغولها تاکتیکهای عجیبی داشتند:
· در گروههای فشرده و هماهنگ حمله میکردند، نه دوئلهای یک به یک تشریفاتی.
· از بمبهای ابتدایی و تیرهای زهرآگین استفاده میکردند .
· طبلهای جنگی برای ایجاد وحشت در دل دشمن میکوبیدند.
ساموراییهای کیوشو که به نبردهای شرافتمندانه عادت داشتند، متحیر شدند. آنها تا پشت دیوارهای دفاعی شهر عقب نشستند .
اما ناگهان، مهاجمان متوقف شدند. چرا؟
مورخان هنوز در این باره بحث میکنند . برخی میگویند ساموراییها چنان مقاومت سرسختانهای کردند که مغولها را به کشتیهایشان عقب راندند. برخی دیگر معتقدند مغولها قصد داشتند به دلیل نگرانی از جنگاوری سامورایی ها و احتمال دخالت و شبیخون نینجاها که توانایی اعجاب انگیزی در عملیات شبانه و ترور فرماندهان دشمن داشتند شب را در دریا بگذرانند و در روشنایی صبح دوباره حمله کنند.
اما یک چیز قطعی است: در آن شب، طوفانی سهمگین آمد.
باد چنان میوزید که کشتیهای مغول در برخوردهای مرگبار با یکدیگر به تختههای چوبی تبدیل شدند . تخمین زده میشود یک سوم ناوگان مهاجم نابود شد. ساموراییها صبح روز بعد ساحلی پر از اجساد و چوب یافتند و باقیماندگان مغول را سلاخی کردند.
برای اولین بار، این طوفان «کامیکازه» (باد الهی) نامیده شد. زمزمهای از نجات معجزهآسا در میان ساموراییها پیچید.
کوبلای خان عصبانی بود. اما دست نکشید.
ژاپنیها اما بیکار ننشستند. شوگونسالاری کاماکورا، به رهبری هوجو توکیمونه، دستور ساخت دیواری عظیم در امتداد خلیج هاکاتا صادر کرد.
دیوار سنگی به طول ۲۴ کیلومتر . ساموراییها شبانهروز روی آن کار میکردند. سنگها را از کوهها میآوردند، بدون ملات، فقط با چکش و اراده.
در همین حال، کوبلای ناوگانی بزرگتر از هر آنچه جهان تا آن روز دیده بود تدارک میدید.
سال ۱۲۸۱. کوبلای خان ناوگانی عظیم و مهیب از کشتی ها به ژاپن گسیل داشت . این ناوگان در دو بخش حرکت میکرد: ارتش مسیر شرقی از کره، و ارتش مسیر جنوبی از چین.
این بزرگترین تهاجم دریایی تاریخ جهان تا آن زمان بود. اروپا هنوز تعداد کشتیای به این عظمت ندیده بود.
برنامه ساده بود: محاصره کامل کیوشو.
اما دیوار سنگی هاکاتا هنوز پابرجا بود و مانع لنگراندازی موفق مغول ها برای ورود پیاده نظام به ساحل می شد .
ساموراییها با قایقهای کوچک به کشتیهای مغول حمله میکردند و برمیگشتند . جنگهای دریایی و ساحلی هفتهها طول کشید. مغولها نتوانستند پایگاهی روی خشکی به دست آورند.
و بعد... دوباره طوفان.
در اوت ۱۲۸۱، دومین طوفان سهمگین ناوگان مهاجم را در هم شکست. تخمین زده میشود ۹۰ درصد کشتیهای مغول غرق شدند . اجساد سواحل کیوشو را پوشاندند.
قسمت اعظم مغولها هرگز به سرزمینشان بازنگشتند. و ارتش مغول هرگز دوباره به ژاپن باز نگشت!
اما این طوفان واقعاً معجزه بود؟
از منظر علمی , علم زمینشناسی میگوید: "بله و نه."
تحقیقات رسوبشناسی دریاچههای کیوشو نشان داده که در اواخر قرن سیزدهم، دو سیل عظیم و نادر در منطقه رخ داده است . این سیلها با رسوبات دریایی و رودخانهای همراه بودهاند – دقیقاً چیزی که پس از طوفانهای سهمگین انتظار میرود.
به عبارت دیگر، دو طوفان واقعاً اتفاق افتادهاند. و هر دو درست در لحظه حساس در اوج حمله مغولها به وقوع پیوستهاند.
ژاپنیهای قرن سیزدهم , این را کامیکازه – باد الهی نامیدند .
داستان حملات مغول و "کامیکازه" نهتنها یک رویداد تاریخی، بلکه یکی از پایههای اصلی هویت ملی ژاپن شد.
در دوره توکوگاوا (۱۶۰۰–۱۸۶۸)، محققان ژاپنی , باستانشناسی و تاریخنگاری را برای تبلیغ «برگزیدگی» ژاپن به کار گرفتند . آنها نشان میدادند که اجداد ساموراییشان چطور مغول های توقف ناپذیر را شکست دادند.
در جنگ جهانی دوم، نام «کامیکازه» دوباره احیا شد – این بار برای خلبانانی که هواپیماهای خود را به کشتیهای دشمن میکوبیدند . آنها خود را «فرزندان کامیکازه» مینامیدند.
حتی امروز، «کامیکازه» در سراسر جهان یادآور « تسخیرناپذیری ژاپن» است. یک افسانه متولد شد. یک ملت ساخته شد. ساموراییها قهرمان شدند.
از یک سو، ساموراییها. آنها شجاعت , وفاداری و تدبیر خود را ثابت کردند.
شاید از سوی دیگر، مغولها. آنها هرگز از سامورایی ها به طور کامل شکست نخورده بودند – طوفان شکستشان داد.
از منظر نظامی، اگر مغولان موفق به نفوذ به عمق خاک ژاپن میشدند، به احتمال زیاد شانسی برای تاسیس حکومت پیدا نمیکردند. زیرا ساختار فئودالی ژاپن با وجود شوگونسالاری غیرمتمرکز و جنگسالاران محلی، مقابلی سرسخت و هزینهبر برای هر مهاجمی بود.
کشتیهای مغولان مجهز به منجنیقهای پرتاب آتش و تیرهای آتشین بود که در تصرف چین به آن دست یافته بودند.ساموراییها در نبرد رو در رو در ساحل، پشت به دریا و رو به دشمن، فضای مانوری نداشتند. اما در دشتها استاد مسلم استراتژی حمله از جناحها با سواره نظام زرهپوش، محاصره کردن دشمن به شیوه برقآسا، و حمله همزمان از چند جهت بودند.
جزیره بودن ژاپن مانع ارسال به موقع تدارکات و نیروهای کمکی مغول به سمت ژاپن میشد. در مقابل، اربابان سامورایی توان به کارگیری نینجاها برای ترور، جاسوسی و خرابکاری را داشتند؛ نیرویی که حتی برای خود مردم ژاپن هم ناشناخته و ترسناک بود.
اما از نگاهی عمیقتر، برنده واقعی هویت ژاپن بود.
این دو تهاجم ساموراییها را از جنگجویان محلی به مدافعان یک سرزمین مقدس تبدیل کرد. افسانه «کامیکازه» چنان قدرتمند بود که پس از آن، هیچ قدرت خارجی به مدت صدها سال جرأت نکرد به ژاپن حمله کند.
گاهی بزرگترین پیروزی، نه در میدان، که در اعتباری رقم میخورد که بعد از آن ساخته میشود.
نینجا تیچرلی
NinjaTeacherLee
@NinjaTeacherLee : Rubika | Instagram
✉️ E-mail : NinjaTeacherLee@gmail.com