
✍️ به قلم نینجا تیچر لی 🥷
🗡️نینجا - 🤍محقق و روایتگر فرهنگ شرق آسیا⛩️
مدرس آنلاین زبانهای شرقی (چینی-ژاپنی-کره ای) و انگلیسی
اولین چیزی که درباره سنگاپور حس میکنی، اندازهاش است.
کوچک است.
خیلی کوچک.
آنقدر کوچک که روی نقشه، بیشتر شبیه یک نقطه به نظر میرسد تا یک کشور.
نه منابع طبیعی مهمی دارد.
نه رودخانههای بزرگ.
نه معادن عظیم.
نه زمین کشاورزی گسترده.
حتی بخش زیادی از آب آشامیدنی خود را سالها از همسایههایش تأمین میکرد.
اگر پنجاه یا شصت سال پیش از بسیاری از کارشناسان میپرسیدی آینده این جزیره کوچک چه خواهد شد، احتمالاً پاسخ امیدوارکنندهای نمیشنیدی.
اما امروز همان نقطه کوچک روی نقشه، یکی از ثروتمندترین و منظمترین کشورهای جهان است.
کشوری که فرودگاهش بارها در میان بهترین فرودگاههای دنیا قرار گرفته، بندرش از شلوغترین بنادر جهان است و اقتصادش از بسیاری از کشورهای بزرگتر پیشی گرفته است.
اما داستان سنگاپور فقط داستان موفقیت نیست.
داستان کشوری است که برای رسیدن به این جایگاه، قوانین سختگیرانهای وضع کرد، آزادیهای خاصی را محدود کرد و نظمی را به وجود آورد که گاهی تحسینبرانگیز و گاهی بحثبرانگیز به نظر میرسد.
به همین دلیل، سنگاپور یکی از عجیبترین کشورهای آسیاست.
کشوری که بعضیها آن را نمونهای از آینده میدانند و بعضی دیگر آن را ماشینی بسیار دقیق میبینند که تقریباً هیچ چیز را به شانس واگذار نمیکند.
در این مقاله میخواهیم ببینیم چگونه یک جزیره کوچک در جنوب شرق آسیا توانست برخلاف بسیاری از پیشبینیها، به یکی از موفقترین کشورهای جهان تبدیل شود.
یکی از عجیبترین بخشهای داستان سنگاپور این است که استقلالش کاملاً شبیه کشورهای دیگر نبود.
بسیاری از کشورها برای استقلال جنگیدند و جشن گرفتند.
اما وقتی سنگاپور در سال ۱۹۶۵ از مالزی جدا شد، بسیاری از رهبرانش نگران بودند.
جمعیت کم بود.
منابع طبیعی وجود نداشت.
ارتش قدرتمندی در کار نبود.
حتی آینده اقتصادی کشور هم نامشخص بود.
نخستوزیر وقت، لی کوان یو، هنگام اعلام جدایی از مالزی در برابر دوربینها اشک ریخت.
او میترسید این کشور کوچک نتواند روی پای خودش بایستد.
اما تاریخ مسیر دیگری را انتخاب کرد.
اگر از کسانی که به سنگاپور سفر کردهاند بپرسی چه چیزی بیش از همه توجهشان را جلب کرده، احتمالاً بسیاری از آنها از نظم و تمیزی شهر حرف خواهند زد.
اما این نظم اتفاقی به وجود نیامده است.
پشت آن دههها قانونگذاری و نظارت قرار دارد.
سالها جویدن و وارد کردن آدامس تقریباً ممنوع بود.
برای ریختن زباله، آسیب رساندن به اموال عمومی یا برخی تخلفات شهری جریمههای سنگینی در نظر گرفته شد.
هدف دولت ساده بود:
اگر میخواهیم کشوری کوچک و متراکم داشته باشیم، بینظمی نباید فرصت رشد پیدا کند.
البته همین قوانین باعث شدهاند که بعضی افراد سنگاپور را بیش از حد سختگیر بدانند.
بسیاری از کشورهای ثروتمند نفت دارند.
برخی معادن بزرگ دارند.
بعضیها زمینهای کشاورزی وسیع دارند.
سنگاپور تقریباً هیچکدام را ندارد.
پس چگونه ثروتمند شد؟
پاسخ در موقعیت جغرافیایی آن نهفته است.
سنگاپور در یکی از مهمترین مسیرهای دریایی جهان قرار دارد.
دولت این کشور خیلی زود فهمید که نمیتواند روی منابع زیر زمین حساب کند.
بنابراین روی چیزی سرمایهگذاری کرد که ارزشمندتر بود:
انسانها.
آموزش.
تجارت.
فناوری.
و مدیریت.
امروز بندر سنگاپور یکی از شلوغترین بنادر جهان است و میلیونها تن کالا هر سال از آن عبور میکند.
وقتی نام خانه دولتی را میشنویم، معمولاً تصور چندان مثبتی در ذهن شکل نمیگیرد.
اما در سنگاپور ماجرا متفاوت است.
بخش بزرگی از مردم در مجتمعهایی زندگی میکنند که توسط دولت ساخته شدهاند.
این ساختمانها معمولاً تمیز، مجهز و منظم هستند.
دولت سالها تلاش کرده تا اقوام مختلف را در این مناطق کنار هم ساکن کند تا از شکلگیری محلههای کاملاً جداگانه جلوگیری شود.
نتیجه این سیاست، جامعهای چندفرهنگی بوده است که چینیها، مالاییها، هندیها و گروههای دیگر در کنار هم زندگی میکنند.
در بسیاری از کشورها خرید خودرو فقط به پول بستگی دارد.
اما در سنگاپور داستان متفاوت است.
پیش از خرید خودرو، باید مجوز ویژهای دریافت کنی.
این مجوزها محدود هستند و قیمتشان میتواند بسیار بالا باشد.
دلیل این سیاست ساده است:
فضای کشور محدود است.
اگر همه خودرو داشته باشند، شهر فلج خواهد شد.
به همین دلیل دولت ترجیح داده مردم بیشتر از مترو و حملونقل عمومی استفاده کنند.
و همین باعث شده سیستم حملونقل عمومی سنگاپور یکی از کارآمدترین سیستمهای آسیا باشد.
سنگاپور در واقع یک «کشور-شهر» است.
یعنی تقریباً تمام کشور، یک شهر بزرگ محسوب میشود.
شاید به همین دلیل اداره آن با کشورهای بزرگ تفاوت دارد.
بعضی از سیاستهایی که در کشوری پهناور دشوار یا حتی غیرممکن هستند، در سنگاپور قابل اجرا بودهاند.
برای همین بسیاری از پژوهشگران علوم سیاسی و اقتصادی، سنگاپور را نوعی آزمایش موفق در مدیریت شهری و کشورداری میدانند.
البته همه با این نظر موافق نیستند.
اما کمتر کسی میتواند منکر متفاوت بودن این کشور شود.
سنگاپور کشوری نیست که با تاریخ چند هزار ساله، معابد باستانی یا امپراتوریهای بزرگ شناخته شود.
قدرت اصلی آن در جای دیگری است.
در توانایی تبدیل محدودیتها به فرصت.
در ساختن نظمی که بتواند میلیونها نفر را در فضایی کوچک کنار هم نگه دارد.
و در این واقعیت عجیب که یک جزیره کوچک و بدون منابع طبیعی توانسته به یکی از موفقترین کشورهای جهان تبدیل شود.
شاید به همین دلیل است که سنگاپور بیش از هر چیز دیگری، یادآور یک سؤال مهم است:
اگر کشوری تقریباً هیچ نداشته باشد، آیا باز هم میتواند موفق شود؟
سنگاپور پاسخ این سؤال را با تمام وجود فریاد میزند:
«بله.»
نینجا تیچر لی
忍者教師リー 🥷🤍🗡️
مدرس زبانهای چینی، ژاپنی ، کره ای و انگلیسی و بنیانگذار زبانکده دخترانه پرند - پسرانه سهند (در حال حاضر آنلاین)
علاقهمند به فرهنگ، تاریخ و زندگی روزمره مردم شرق آسیا؛ با تجربه سفر به ژاپن و کره جنوبی و چند سال زندگی در چین.
در این مجموعه مقالات تلاش میکنم داستانها، سنتها و واقعیتهای کمتر شناختهشده شرق آسیا را با زبانی ساده و دوستانه روایت کنم.
忍者教師リー 🥷 Ninja Teacher Lee 🤍🗡️
@NinjaTeacherLee : Rubika | Instagram | X
✉️ E-mail : NinjaTeacherLee@gmail.com
