
داستان واقعی کیپاپ؛ کارخانهٔ ستارهسازی با ترکیب مرگبار استعداد، سیستم و اینترنت
✍️ به قلم نینجا تیچرلی
🗡️نینجا - 🤍محقق و روایتگر فرهنگ شرق آسیا - مدرس زبانهای شرقی (چینی-ژاپنی-کره ای) و انگلیسی.
تصور کن سال ۱۹۹۰ باشد. به یک آدم معمولی در نیویورک، لندن یا پاریس بگویی: «سی سال دیگر، بزرگترین گروه موسیقی جهان از کره جنوبی میآید. آهنگهایش به زبان کره ای است. و طرفدارانش در سراسر جهان، خیابانها را قفل میکنند.»
احتمالاً به تو میخندیدند.
اما امروز، همان اتفاق افتاده. BTS در سازمان ملل سخنرانی میکند. بلکپینک در بزرگترین فستیوال موسیقی آمریکا (کواچلا) میدرخشد. «گانگنام استایل» اولین ویدیوی تاریخ یوتیوب است که از ۱ میلیارد بازدید گذشت.
چطور یک کشور کوچک، با زبانی که فقط ۸۰ میلیون نفر در دنیا به آن صحبت می کنند، موسیقی جهان را فتح کرد؟
این یک تصادف نبود. یک استراتژی ملی بود. امروز میخواهم راز پشت پرده را برایت باز کنم.
داستان از یک مرد شروع میشود: لی سو-مان (Lee Soo-man).
او خواننده بود، اما رؤیایش بزرگتر از خوانندگی بود. در دههٔ ۱۹۹۰، سفری به آمریکا کرد و از سیستم «موتاون» (Motown) - که خوانندگان سیاهپوست را به ستارههای جهانی تبدیل کرده بود - الهام گرفت. برگشت به سئول و یک ایدهٔ دیوانهوار را عملی کرد:
«ما یک کارخانهٔ ستارهسازی میسازیم.»
او در سال ۱۹۹۵ شرکت SM Entertainment را تأسیس کرد. اولین گروههایش مثل H.O.T و S.E.S در کره منفجر شدند. اما لی سو-مان به کره راضی نبود. او به جهان فکر میکرد.
طولی نکشید که دو رقیب قدرتمند دیگر هم از راه رسیدند: YG Entertainment (خالق بلکپینک) و JYP Entertainment (خالق توایس). این سه کمپانی، «سه بزرگ» (Big 3) دنیای کیپاپ شدند.
راز اصلی موفقیت کیپاپ کجاست؟ سیستم کارآموزی.
این طور کار میکند:
- کمپانیها نوجوانهای ۱۲ تا ۱۶ ساله را از سراسر کره (و گاهی جهان) پیدا میکنند.
- آنها را به عنوان «کارآموز» (Trainee) میگیرند.
- روزی ۱۰ تا ۱۲ ساعت آموزش میبینند: آواز، رقص، زبان خارجی (انگلیسی، ژاپنی، چینی)، بازیگری، آداب معاشرت.
- هر ماه آزمون دارند. حذف میشوند. کنار میروند. گریه میکنند.
- یک کارآموز ممکن است ۳ تا ۷ سال آموزش ببیند، بدون اینکه هیچ تضمینی برای «دبیو» (Debut - شروع رسمی) داشته باشد.
نتیجه چیست؟ وقتی یک گروه بالاخره روی صحنه میرود، اعضایش نه «خوانندههای تازهکار»، که سربازهای ورزیدهٔ صنعت سرگرمی هستند. میتوانند به چهار زبان مصاحبه کنند. میتوانند رقصهای پیچیده را در خواب هم اجرا کنند. میتوانند جلوی دهها هزار نفر گریه کنند و در همان لحظه، دوربین را پیدا کنند و لبخند بزنند.
اما یک کمپانی، هرچقدر هم بزرگ، نمیتواند به تنهایی جهان را فتح کند. اینجا پای یک بازیگر دیگر به میان میآید: دولت کره جنوبی.
بحران مالی ۱۹۹۷ آسیا، کره را برای مدتی به زانو درآورد. دولت فهمید که نمیتواند فقط به صادرات تراشه و ماشین متکی باشد. باید «فرهنگ» را هم صادر کند. این شد که «موج کرهای» یا هالیو (Hallyu) یک استراتژی ملی اعلام شد.
دولت شروع کرد به:
- سرمایهگذاری مستقیم در صنایع فرهنگی.
- ساخت سالنهای کنسرت و مراکز فرهنگی در خارج از کره.
- حمایت دیپلماتیک از کیپاپ. (بله، سفارتخانههای کره در سراسر جهان، کنسرتها را تبلیغ میکنند.)
کیپاپ فقط موسیقی نبود. سلاح دیپلماسی فرهنگی کره بود.
کیپاپ درست در طلوع عصر یوتیوب و توییتر به بلوغ رسید. و این بزرگترین شانس تاریخش بود.
طرفداران (Fandoms) مثل یک ارتش دیجیتال عمل کردند:
- ویدیوها را زیرنویس میکردند به دهها زبان.
- هشتگها را در توییتر جهانی ترند میکردند.
- آلبومها را دستهجمعی میخریدند تا رکورد بیلبورد بشکند.چه محبت بی حسادتی .
- و مهمتر از همه: از گروهشان مثل یک خانواده دفاع میکردند.
گروههای کیپاپ هم این را فهمیدند. آنها فقط موسیقی نمیفروختند. یک رابطهٔ عاطفی میفروختند. محتوای پشت صحنه، لایوهای روزانه، ارتباط مستقیم با هواداران از طریق اپلیکیشنهایی مثل «ویلایو» (V Live). هوادار حس میکرد این خواننده فقط یک سلبریتی نیست. یک دوست است. یک برادر.یک خواهر. یک عشق.
بیا با هم چند عدد ببینیم تا ابعاد ماجرا را بفهمید:
۵ میلیارد دلار: ارزش تخمینی صنعت کیپاپ در اقتصاد جهانی.
۰.۳٪ از GDP کره: سهم BTS به تنهایی از اقتصاد کره جنوبی.
۱.۵ میلیارد بازدید: ویدیوی «گانگنام استایل» سای (Psy) که رکورد یوتیوب را در هم شکست.
۲۰ میلیون آلبوم: فروش تجمعی BTS فقط در یک سال.
۲ میلیون دلار: هزینهٔ تقریبی پرورش یک گروه ۵ نفره تا زمان دبیو.
کیپاپ دیگر یک «سبک موسیقی» نیست. یک صنعت است. صنعتی که از موسیقی شروع میشود و به مد، آرایش، توریسم، زبان کره ای و حتی سیاست میرسد.
منصف باشیم, به سبک نینجاتیچرلی. این سیستم البته بینقص نیست.
فشار روانی: کارآموزها زیر فشار وحشتناکی هستند. بعضیها دچار افسردگی و اضطراب میشوند.
نبود حریم خصوصی : در موارد بسیاری ستارههای کیپاپ حتی اجازه ندارند آزادانه رابطهٔ عاطفی داشته باشند. بعضی کمپانیها «بند ممنوعیت قرار ملاقات» در قراردادها دارند.
شکستهای خاموش: به ازای هر BTS، صدها گروه هستند که دبیو میکنند، یک یا دو سال تلاش میکنند، و بعد در سکوت ناپدید میشوند.
کیپاپ یک ماشین رؤیاسازی است. اما این ماشین، گاهی , نه همیشه, رؤیاها را هم میبلعد.
البته این را هم باید در نظر بگیریم که نوجوانان داوطلب کره ای از این موارد آگاهی دارند . اما برای رسیدن به رویاهایشان رنج را به جان می خرند.
کیپاپ معجزه نبود. یک مهندسی دقیق بود:
- یک سیستم آموزشی بیرحم،
- یک استراتژی دولتی هوشمند،
- و یک فندوم عاشق و سازمانیافته.
اما در عمق ماجرا، یک چیز دیگر هم بود: داستان !
هر گروه کیپاپ یک قصه دارد. قصهٔ تلاش، شکست، دوستی، و رؤیا. و آدمها در سراسر جهان، این قصهها را با جان و دل میخرند. چون قصهٔ خودشان را در آن میبینند.
و شاید این، آخرین راز موفقیت کیپاپ باشد:
آنها موسیقی نمیفروشند. امید میفروشند.
---
دوست من !
تو هم جزو ارتش کیپاپی؟ طرفدار کدام گروه هستی؟ یا شاید هم تا حالا گوش ندادهای و این مقاله کنجکاوت کرده؟
برایم بنویس. این بحث، تازه اول راه است.
نینجاتیچرلی
忍者教師リー – Ninja Teacher Lee 🤍🗡️
@NinjaTeacherLee : Rubika | Instagram
✉️ E-mail : NinjaTeacherLee@gmail.com
