
نینجا - محقق و روایتگر فرهنگ شرق آسیا - مدرس زبانهای شرقی (چینی-ژاپنی-کره ای) و انگلیسی.
شاید شما مرا بشناسید . شاید در گوگل نام من , نینجاتیچرلی , را در سرچ ها دیده باشید . شاید هم نه! اما در کل من را به عنوان «نینجا تیچر لی» میشناسید. کسی که کتاب «راه شینوبی» را نوشته و به زودی منتشر می کند (PDF) و سالها درباره فرهنگ شرق سفر و تحقیق کرده.
راستش را بخواهید، من هم مثل ژاپنی ها نسبت به اُونریو (Onryō) احساس ناخوشایندی دارم. همان روح زن سفیدپوش با موهای سیاه و ژولیده. نه به خاطر فیلمهای ترسناک، که به خاطر ریشهای که در باورهای کهن ژاپن دارد.
بله، درست متوجه شدید. «زن سفیدپوش با موهای سیاه روی صورت» فقط یک شخصیت سینمایی نیست. ریشه او به ۱۰۰۰ سال پیش در باورهای کهن ژاپنی برمیگردد. نام اصلی این روح اُونریو (Onryō) است؛ یعنی روحی که از دنیای دیگر برگشته تا انتقام بگیرد .
در این مقاله، نه از فیلم «حلقه» که از باورهای سنتی ژاپنیها درباره این روح ترسناک مینویسم. روحی که نینجا تیچر لی هم از فکر کردن به او پرهیز می کند !
در آیین شینتو (مذهب باستانی ژاپن)، وقتی فردی با خشونت و بیعدالتی از دنیا میرود (مثل قتل یا محبوس شدن تا مرگ)، روحش تبدیل به اُونریو میشود. این روح نمیتواند به عالم ارواح برود و روی زمین سرگردان میماند تا:
· کسانی که به او ظلم کردهاند، بترساند و دیوانه کند.
· بیماری و بلایای طبیعی (زلزله، سیل) برای فرد ظالم بفرستد.
· در نهایت، قاتل خود را با خود به دنیای مردگان ببرد.
· لباس سفید بلند (لباس کفن ژاپنی)
· موهای سیاه و بلند و ژولیده که تمام صورت را پوشانده
· دستهایی که به طرز غیرطبیعی آویزان است (همان حرکت معروف ساداکو)
· هرگز چشمهایش دیده نمیشود (شاید چون کسی که به او ظلم کرده لیاقت دیدن چهره او را ندارد)
اما چیزی که بیشتر از همه ترسناکه، چشمهایش است. در تمام داستانها، هیچکس چشمهای اونریو را ندیده. در عقاید خرافی میگویند اگر روزی چشمانش را ببینی، تا آخر عمر کابوس خواهی دید.
هرچند اونریو می تواند مرد باشد اما در بسیاری از افسانهها، اونریو به شکل زنی با موهای بلند سیاه، لباس سفید و چهرهای بیاحساس و البته پنهان پشت موهای سیاه ترسناکش ظاهر میشود.
این تصویر تصادفی نیست.
در تاریخ ژاپن فئودالی، زنان اغلب قدرت اجتماعی کمی داشتند.
خشم فروخورده، بیعدالتی و رنجِ بدون صدا - در فرهنگ عامه و افسانه های خرافی به شکل «روح کینهجو» بازگشت.
اونریو فقط یک هیولا نیست؛
او نماد رنجی است که دیده نشده.
داستانی از یک مکان واقعی! (چاه اوکیکو، قلعه هیمهجی) !! یکی از جاذبه های گردشگری در ژاپن!
اوکیکو، خدمتکاری زیبا در قلعه هیمهجی بود. وظیفه اصلی او شستن و نگهداری از ده بشقاب گرانبها و سلطنتی بود .
خدمتگذار آن ارباب سامورایی به نام «تِسّان آویاما» (Tessan Aoyama) عاشق اوکیکو شد. وقتی اوکیکو پیشنهاد عشق او را رد کرد، تسّان برای انتقام، یکی از آن ده بشقاب ارزشمند را پنهان کرد .
اوکیکو که از گم شدن بشقاب وحشت کرده بود، شروع به شمردن آنها کرد: «یک... دو... سه... چهار... پنج... شش... هفت... هشت... نه...». هر بار که میشمرد، یک بشقاب کم بود. خدمتگذار به او فشار آورد که اگر تسلیم او شود، اتهام گم شدن بشقاب را نادیده میگیرد.
وقتی اوکیکو برای دومین بار پیشنهادش را رد کرد، او خشمگین شد. دستور داد اوکیکو را بالای چاه قلعه آویزان کنند و پس از شکنجه، او را به داخل چاه پرت کرد و کشت.
اوکیکو تبدیل به یک 'اونریو' (روح انتقامگیر) شد. شبها از چاه بیرون میآمد و میرفت داخل قلعه تا آن بشقابها را بشمارد . اما چون همیشه یکی کم بود، شمارشش تا ۹ میرسید و بعد از آن یک جیغ وحشتناک میکشید .
معروف است که همین جیغ او به قدری ترسناک بود که عاقبت قاتل را دیوانه کرد.
امروزه «چاه اوکیکو» (Okiku Ido) هنوز هم در محوطه قلعه هیمهجی وجود دارد و به یکی از جاذبههای گردشگری تبدیل شده . بازدیدکنندگان محلی اغلب برای احترام به روح او سکه یا گل در چاه میاندازند .
تسلیت و آرامش: مردم با این کار به روح اوکیکو تسلیت میگویند. اونها امیدوارن با این هدایای کوچک، غم و درد اون سالها رو تسکین بدن و روحش به آرامش برسه.
دفع نحسی: بعضیها هم با این باور که این چاه یک «مکان نحس» هست، با انداختن سکه سعی میکنند بدشانسی یا انرژی منفی اون مکان رو دفع کنند.
این چاه به یکی از نمادهای اصلی داستانهای ترسناک و افسانههای شهری ژاپن (کایدان) تبدیل شده و مدام در فیلمها، انیمهها و کتابها بهش اشاره میشه. وجود سکهها و گلها در کنار چاه، نشون دهنده اینه که این افسانه هنوز هم در دل مردم زنده است.تا جایی که منبع الهام مشهورترین اونریو در سینمای ژاپن شد. دختری که به چاه انداخته شد و حالا روحش از طریق یک نوار ویدیویی لعنتی، هر کس آن را ببیند میکشد. فیلم حلقه !
خیلی از مردم ژاپن (مخصوصاً نسل جوان و تحصیلکرده) میدانند که داستان اوکیکو یک افسانه است و نه یک واقعیت تاریخی.
پس چرا باز هم در چاه اوکیکو سکه و گل میاندازند؟
برای بسیاری از ژاپنیها، قلعه هیمهجی فقط یک بنای تاریخی نیست، بخشی از هویت فرهنگی آنهاست. انداختن سکه در چاه اوکیکو مثل «سلام کردن به یک رسم قدیمی» است، نه «باور به وجود روح اوکیکو در آن مکان».
مردم اوکیکو را به عنوان «یک قربانی بیگناه» میشناسند که به طرز وحشیانهای کشته شده. انداختن سکه یا گل، یک «نماد تسلیت» است، نه یک «عمل خرافی».
در فرهنگ ژاپن، ادای احترام به مردگان (حتی شخصیتهای افسانهای) خیلی رایج است.
بخش بزرگی از سکههایی که در چاه اوکیکو میبینید، توسط توریستهای خارجی (نه مردم محلی) انداخته میشود. آنها که ممکن است داستان را نشنیده باشند، صرفاً به عنوان یک «تشریفات گردشگری» این کار را انجام میدهند.
بعضی از ژاپنیهای مسنتر ممکن است واقعاً به وجود روح اوکیکو اعتقاد داشته باشند. اما این اعتقاد ریشه در ترس از ناشناختهها و باورهای قدیمی دارد، نه جهل یا بیسوادی.
اگر فیلمهای «Ring» یا «Ju‑On» را دیده باشید، تصویر زن با موهای بلند روی صورت را به یاد دارید.
آنها نسخه مدرن اونریو هستند.
اما نکته جالب این است:
ژاپنیها این فیلمها را صرفاً سرگرمی نمیبینند.
برای بسیاری، این داستانها ادامه همان باورهای قدیمیاند.
در فرهنگ ژاپنی، مرز بین دنیای زندگان و مردگان همیشه نازک بوده است.
ژاپن می تواند ترسناک باشد !
نه به خاطر ارواح.
بلکه به این دلیل که فرهنگش یادمان میدهد:
هیچ رنجی بدون اثر نمیماند.
هیچ خشم فروخوردهای برای همیشه خاموش نمیماند.
اونریو شاید فقط یک روح نباشد.
یک یادآوری باشد.
و شاید همین، ترسناکترین بخش ماجراست.
نینجاتیچرلی
NinjaTeacherLee
@NinjaTeacherLee : Rubika | Instagram
✉️ E-mail : NinjaTeacherLee@gmail.com