دسته اول: آنالیزگر ها (قسمت اول)

تو قسمت قبل یه سری جزییات کلی درباره تیپ های شخصیتی گفتیم. حالا می‌خوایم بریم تک تک بررسی شون کنیم.یک نکته اینکه هر تیپی که ازش حرف می‌زنیم شامل هردو نوع T_ و A_ میشه.(برای توضیحات بیشتر: در اینجا ) تو این قسمت به اصطلاح "آنالیزگر" ها رو بررسی می‌کنیم. به طور دقیقتر چهارتا تیپی که طبق الگوی _NT_ هستند و دو حرف وسطشون NT دارن. بریم ببینیم قضیه چیه :



  • معمار (INTJ)

این افراد بسیار کم پیدا می‌شن. به طوریکه فقط 2% مردم دنیا ازین تیپ هستند که 8% شون رو خانم ها تشکیل می‌دن. واسه همین پیدا کردن کسی که باهاشون تفاهم داشته باشه و ذهنشون مثل هم کار کنه کار خیلی سختیه. همه کاراشون استراتژیکه و طوری زندگی می‌کنن که انگار بازی شطرنجه :) . این مدل افراد مبهم، ناشناخته، قاطع و خیلی کنجکاو اند اما انرژیشون رو بیهوده صرف نمی‌کنن. ازجاییکه به علم اهمیت می‌دن معمولا تو مدرسه بچه خرخون خطاب می‌شن که شاید خیلیا به چشم توهین نگاهش کنن اما خودشون دوست دارن اینجوری به نظر برسن. به نظرشون با تلاش، هوش و یه برنامه خوب هیچ چیزی غیرممکن نیست و حتی اینطور فکر می‌کنن که مردمی که به هدفهاشون نمی‌رسن خیلی تنبل، کوته فکر و از خودراضی هستند. اگر INTJ هارو بخشی از طبیعت بدونیم بدون شک "سنگ" خواهند بود.

وقتی پیششون می‌ایستیم به راحتی می‌شه رازآلود بودن، غرور،اعتماد به نفس، برنامه ریزی و منطق رو حس کرد.

به خوبی مشاهده می‌کنند، ایده های مخصوص به خودشون رو دارند و برای هر چیزی دنبال یه دلیل می‌گردند. هر چیزی رو بلا استثنا زیر سوال می‌برن و به چالش می‌کشن. درباره هر چیزی که به طور روزمره باهاش برخورد دارند فکر می‌کنند و تو ذهنشون حالت ایده آل اونا رو به تصویر می‌کشن. اما هیچوقت-هرچقدر هم ایده آلیستانه که فکر کنند- از منطقی و عقلانی بودنشون پا فراتر نمی‌ذارن. افرادی که INTJ ها رو بلد نیستن و نمی‌دونن باید چطور باهاشون برخورد کرد سریع ازشون خسته می‌شن و دست از احترام گذاشتن بهشون می‌کشن.

مسئله آخر تنهاییشونه. همونطور که گفتیم تعدادشون خیلی کمه و از طرفی خیلی از مردم اونهارو غریب تلقی می‌کنن و طرز برخورد باهاشون رو بلد نیستن. اما گذشته از عوامل خارجی، ویژگی INTJ ها همینه. اینکه تو تعاملات اجتماعی اصلا خوب نیستن. از حرفهای معمولی و پیش پا افتاده و همچنین دروغ های مصلحتی اجتناب می‌کنن و از تعارف کردن متنفرن. مانور دادن روی مخاطب های هر چند کمشون رو دوست دارن و اونا رو تو موقعیت های خاص قرار می‌دن تا عکس العملشون رو ببینن و بیشتر مواقع آزادی اختیار زیادی در اختیارشون قرار می‎دن تا ببین تصمیم هایی که مخاطب هاشون-مستقلا- می‌گیرن چیه.

آدم هایی که شاید بشناسین و INTJ هستند : کریستوفر نولان، ایلان ماسک، آرنولد شوارتزنگر(به این نمی‌اومد انصافا:) )، ولادیمیر پوتین، فردریش نیچه، میشل اوباما

در رسانه ها: والتر وایت، لرد بِیلیش، تایوین لنیستر، گاندالف، کتنیس اِوِردین، پروفسور موریارتی

صفات خوب: سریع، خلاق، استراتژیک، با اعتماد به نفس، مستقل، قاطع، سخت کوش، اوپن مایند،"آچار فرانسه" :)

صفات "غیر خوب": متکبر، قضاوت کننده، گیج در عشق و تعاملات اجتماعی، همیشه خدا مایل به تک روی کردن :)

در روابط عاشقانه همیشه به دنبال هدف های از پیش تعیین شده و برنامه های دقیق هستند. خیلی رک هستند و از گفتن-و پذیرفتن حقایق- هراسی به دل راه نمی‌دن و از اونجایی که خیلی‌ها تحمل شنیدن حقایق رو ندارن از دستشون ناراحت می‌شن به طوریکه حتی ممکنه یه رابطه رو با بیان یکی از همین حقایق به هم بزنن. استانداردهای اجتماعی مثل حال و احوال های کلیشه ای و تعارف مردن رو احمقانه می‌دونن و همین ممکنه قرارهای عاشقانه اشون رو با دشواری مواجه کنه. همچنین از اونجایی که معمولا افرادی متفکر و دانا هستن، بقیه آدمارو پایین تر از خودشون می‌بینن که این هم می‌تونه در روابط مشکل ساز باشه. از اونجایی که همه چی رو مثل شطرنج می‌بینن، هر اتفاقی که قراره بیقته رو پیش بینی و همه سناریو های ممکن رو بررسی می‌کنن پس سخت اعتماد می‌کنن اما اگه کسی رو پیدا کنن که به نظرشون می‌تونه مورد اعتماد باشه به راحتی بیخیالش نمی‌شن.

در دوستی ها اما موفق تر ظاهر می‌شن. هرچند کمی از روابط عاشقانه اشون نداره :) به سختی بیشتر از 5 دوست دارند اما با جون و دل باهاشون همراه اند و به هم نزدیک هستند. "دایره راحت" یا Comfort zone محدودی دارن و به سختی ازش پا فراتر می‌زارن و استاندارد های خودشون رو دارن پس دوست شدن با یک INTJ کار سختیه.




این هم از INTJ ها. شما کدوم یک از خواص بالا رو دارین؟ کسی رو می‌شناسین که داشته باشه؟ از تجربه هاتون برام بگین; خوشحال می‌شم :)

منتظر قسمت بعد که INTP ها هستن باشید.




ادیت ( نوزده اردیبهشت):

لحظه ای که فهمیدم این دیگه آخر خطه :)
لحظه ای که فهمیدم این دیگه آخر خطه :)

قرار بود این مجموعه رو در قالب 9 تا پست ترجمه کنم اما وقتی مشغول نوشتن پست سوم بودم و همزمان با سرک کشیدن لابلای پست ها، با این پست از خانم بهرام زاده مواجه شدم و خوشحال شدم از اینکه دیدم قبل از من کسی بوده که به این مسئله اهمیت داده. پس این همینجا تموم می‌شه و ادامه ای در کار نیست (اگه مهمه!) :)