یک مثال ساده در روانشناسی اجتماعی وجود دارد ،اگر چند خرچنگ را داخل یک سطل بیندازید، لازم نیست درِ سطل را ببندید،چون هر خرچنگی که تلاش کند از سطل بالا برود، بقیه او را پایین میکشند،در نهایت هیچکدام از سطل بیرون نمیآیند.
به این رفتار میگویند ذهنیت خرچنگ (Crab Mentality)

یعنی حالتی که در آن افراد به جای حمایت از پیشرفت دیگران، تلاش میکنند آنها را به سطح قبلی برگردانند.
■■■■■■
ذهنیت خرچنگ در زندگی واقعی
این مفهوم فقط یک داستان درباره خرچنگها نیست. در زندگی روزمره هم بارها دیده میشود،وقتی کسی تصمیم میگیرد مهارت جدیدی یاد بگیرد، ممکن است بشنود:
«این چیزها فایده نداره.»،«آخرش همه همینجا میمونیم.»،«چند ماه دیگه ولش میکنی.»
وقتی کسی میخواهد کارش را جدیتر انجام دهد، میشنود:
«زیادی سخت میگیری.»،«خودتو اذیت نکن.»،«حقوق همه یکیه.»
و وقتی کسی بالاخره پیشرفت میکند، بعضیها به جای پرسیدن «چطور این کار را کردی؟» میگویند:
«حتماً پارتی داشته.»،«شانس آورده.»،«الان مغرور شده.»
■■■■■
چرا چنین واکنشی شکل میگیرد؟
ریشه این رفتار معمولاً در چیزی به نام ذهنیت کمبود است.
وقتی آدمها باور داشته باشند که فرصتها محدودند، موفقیت کمیاب است و جای پیشرفت برای همه وجود ندارد، موفقیت دیگران ناخودآگاه تبدیل به تهدید میشود.
در چنین شرایطی سادهترین واکنش این است که به جای بالا رفتن، کسی را که بالا میرود پایین بکشیم.
■■■■■
مشکل واقعی ذهنیت خرچنگ
ذهنیت خرچنگ فقط به یک نفر آسیب نمیزند،کمکم تبدیل به فرهنگ یک جمع میشود.در چنین فضایی معمولاً این اتفاقها میافتد:
آدمهای باانگیزه کمکم انگیزهشان را از دست میدهند.
آدمهای بااستعداد محیط را ترک میکنند.
و کسانی که میمانند یاد میگیرند کمتر تلاش کنند تا حساسیت ایجاد نشود.
نتیجه ساده است:هیچکس خیلی بالا نمیرود.
■■■■■
یک انتخاب ساده
هر بار که کسی در اطراف ما رشد میکند، دو واکنش ممکن است.
یا میگوییم:
«چطور این کار را کردی؟ من هم میخواهم یاد بگیرم.»
یا میگوییم:
«ولش کن، فایده ندارد.»
اولی نشانه ذهنیت رشد است.
دومی نشانه ذهنیت خرچنگ.
■■■■■
موفقیت دیگران چیزی از ما کم نمیکند.گاهی حتی برعکس است؛ دیدن کسی که جلوتر رفته، نشان میدهد مسیر واقعاً شدنی است.
شاید سؤال مهم این نباشد که اطرافیان ما چه ذهنیتی دارند.
سؤال مهم این است:
وقتی نفر بعدی در اطراف ما شروع به رشد کرد، ما الهام میگیریم یا او را پایین میکشیم؟
:::