با هم بودن به زبان محتوای وب!

خلاقیت زبان به عنوان فعالیتی سازنده متشکل از بیان و سازندگی است. زبان علاوه بر دنیای ما، از این قدرت برخوردار است که ما را به خود واقعی مان برساند. هومبولت معتقد است زبان انسانیت انسان را به او باز میگرداند. زبان قدرت ساخت روابط اجتماعی را دارد. مسایل انسانی به صورت زبانی بروز می کنند و چناچه امری در فعالیت های بیانی ما ابراز نمیشود یا مورد تصدیق قرار نمی گیرد احتمالا به رسمیت شناخته نمیشود.

نشود فاش کسی انچه میان من و توست

زبان موضوعات مختلف را در معرض مشارکت کنندگان در گفت و گو قرار می دهد، و بدین طریق افق مشترکی را  خلق میکند تا بتوانند جهان را به همراه یکدیگر نظاره گر باشد. بنابراین زبان مسیول ساختن یک با هم بودن یعنی Enter nous است.  

 فضاهای عمومی هابرماس، نظریه های فوکو، باختین، ویتگنشتاین، رورتی، برندوم  سرآغاز مکتبی دیالوگی است که بعد اجتماعی زبان و تاثیر اعمال استدلالی در ساخت جوامع را مورد تاکید قرار داده است، تقریبا تمامی نظریه پردازان بر این باورند که:

کلمات جوامع را میسازند، عملکردها را میسازند، به عبارتی کلمه انسان ساز است.

فرگه معتقد است در قالب جمله کلمات را برای رساندن منظور خود به کار میبریم. همچنین در پردازش طبیعی زبان کوچکترین واحد معنادار جمله است. به نظر میرسد ماشین گام در مسیر فلسفه گذاشته!

فرگه معتقد است تکرار گزاره های همانی مثلا A همان B است، مثلا در سطح کلمات فارسی مفهوم بیچاره، بدبخت، درمانده مفاهیمی با معانی یکسان هستند، اطلاعات تازه ای ندارد. و البته یکی از چالش های اصلی پردازش زبان طبیعی است ! در NLP به ان Word Normalization گفته میشود .

  اما تفاوت شناختی میان گزاره های حشو از نوع خودهمانی است، به نظر میرسد در هر متن و یا جمله اطلاعاتی وجود دارد که در تحلیل معنایی قابل دسترس نیستند، چراکه این واژگان معنادار نیستند،بلکه ترکیب این واژگان در جملات هستند که معنای تازه ای را خلق میکنند. 

به عبارتی در پردازش معنایی علاوه بر کلمات ترکیب کلمات نیز مهم هستند. این ترکیب ها بیش از تحلیل زبانی، مستلزم ترکیب اطلاعات تجربی در باب جهان هستند. هر جمله دو بخش ارجاع و معنا دارد، در تحلیل ترکیبات جمله ارجاعات نقش مهمی دارند و حذف انها به بهانه Stop words منطقی نیست!