اولین ماشین زندگیم

مسیر دور و سختی رفت و آمد با ناوگان عمومی ، باعث شد که کم کم پولهامو جمع کردم و یه وام گرفتم و باهاش یه ماشین خریدم . اولین ماشین زندگیم قبلش اصلا پشت فرمون ننشسته بودم . خانواده م خیلی نگران بودن که تو این مسیر چطوری میخوام رفت و امد کنم. رفتم یه معلم رانندگی گرفتم که هر روز غروب با ماشین خودش میرفتیم تمرین و بعدش تازه برمیگشتم خونه …

بعد کم کم با ماشین خودم میرفتم داخل شهر …

شاید اشتباهم این بود که برای شروع ماشین نو خریدم و این خیلی بهم استرس میداد.️

و دیگه یه روز دلو زدم به دریا و با ماشین خودم تنهایی رفتم اداره … پدرم باهام تماس گرفت که خیالش راحت بشه . گفتم مشکلی نیست ! و همون موقع تو بزرگراه همت ، یه ماشین از پشت زد بهم😅

دیگه کم کم رانندگیم بهتر و بهتر شد و راستش خدا خیلی مراقب من بود اون زمان 😉 و رانندگی برای زندگی من نقطه عطف بزرگی شد .….