عذرخواستن راحت‌تر از اجازه گرفتن!

نوجوان بودم و دوست داشتم بانجی جامپینگ را که تازه آمده بود امتحان کنم. بستن طناب به پا و پریدن از آن ارتفاع، ترکیبی بود از هیجان و اندکی هم حماقت. مطمئن هم بودم که اطلاع دادن این موضوع به خانواده با جواب منفی روبرو خواهد شد. برای همین خودم دست بکار شدم و این اتفاق را تجربه کردم و طبعا اتفاق خاصی هم نیافتاد و البته عذرخواهی نصف و نیمه و ماجرایی که به خیر گذشت.

Pau Casalsul, unsplash.com
Pau Casalsul, unsplash.com

شاید برای خیلی از ما در سنین کودکی یا نوجوانی پیش آمده که به دنبال تجربه جدیدی بودیم که پدر و مادر اجازه آن را به ما نمیدادند. اما بعضا بدون در نظر گرفتن عواقب کار و همچنین کسب اجازه، شروع به ماجراجویی کرده‌ و در نهایت هم از والدین که خواسته یا ناخواسته آگاه شده بودند عذرخواهی کرده‌ایم. حال بیاییم این روش ساده را به موضوع کسب و کار بسط دهیم.

It is easier to ask forgiveness than permission.

این موضوع استراتژی و فرهنگ مورد استفاده سیلیکون‌ولی است. راهکاری که از گوگل تا اوبر از آن استفاده کرده‌اند تا محصولات خود را به بازار عرضه کنند. منطق این موضوع این است که به جای گرفتن اجازه برای انجام کاری، آن کار را انجام دهید چراکه عذرخواستن راحت‌تر از اجازه گرفتن است. تابحال چند بار منتظر مجوز چیزی بودید و زمان زیادی را صرف اینکاری کردید که یا در نهایت جواب منفی به شما میدهند یا حتی اصلا جواب شما را نمیدهند. پس شاید ساده‌تر باشد که آن کار را بدون مجوز انجام دهید و اگر به مشکل خوردید یا عذرخواهی میکنید و یا صد البته تنبیه میشوید!

با در نظر گرفتن این موضوع که افراد و سازمان‌ها معمولا جواب منفی میدهند تا جواب مثبت، این روش شاید جایگزین مناسب‌تری باشد. قطعا در مورد اذیت و آزار صحبت نمیکنم. شاید افراد زیادی ازین موضوع سوء استفاده کرده، زمانیکه به طور مثال ماشین خود را مقابل درب پارکینگی پارک میکنند به امید اینکه مشکلی بوجود نمی‌آید. قطعا فهمیدن مرز این موضوع که چه وقتی ازین روش استفاده کنید کار سختی است و نیاز به سنجش اوضاع و کدهای اخلاقیتان است! قطعا در مواردی که میدانید توبیخ جدی‌ای در انتظار شماست، بهتر است کمی دو دو تا چهارتا کنید و این را هم در نظر بگیرید که برای رسیدن به هدفتان قرار نیست بدون سختی و ریسک کردن به جایی برسید.

به طور مثال گوگل وقتی از همین استراتژی استفاده میکند و در بعضی موارد به موفقیت مورد نظرش نرسید:

  • اسکن کردن و فهرست کردن کتاب‌هایی که حق چاپ داشتند، منجر به طرح دعوی حقوقی در دادگاه بر علیه گوگل توسط نویسندگان و ناشران شد.
  • سرویس Google News منجر به مخالفتهایی از طرف سرویس‌های خبری شد.
  • باز گذاشتن لیست دوستان در شبکه اجتماعی گوگل به نام buzz منجر به عذرخواهی رسمی این شرکت شد.
  • قابلیت Street views تبدیل به یک موضوع مهم حریم خصوصی در اروپا شد.
  • گوگل، اخبار یک سرویس خبری بلژیکی را به صورت خلاصه و با لینک منتشر میکرد که منجر به شکایت از گوگل شد.

این رویه گوگل به نظر دوای هر درد این شرکت شده که الزاما همواره نتیجه خوبی نداشته. اما به نظر می‌آید در موارد زیادی به کارشان آمده. کارآفرینان و سرمایه گذاران هم این منطق را دنبال میکنند(منبع). منطقی که اوبر قبل از معروف شدنش در کشورهای مختلف پیش میگرفت، زمانیکه شروع به فعالیت میکرد مگر اینکه قانون جدیدی ایجاد شود تا جلویشان بگیرد. استفاده ازین رویه در زندگی شخصی شاید دلایل خودش را داشته باشد و الزاما نتایج مطلوبی هم نخواهد داشت اما در کسب و کار میتواند راه را برای بازارها و محصولات جدید باز کند.

این جمله معروف از زبان افراد مختلفی نقل شده که از معروفترین آنها Grace Hopper است. از اولین دریاداران زن نیروی دریایی ارتش آمریکا، دکتری ریاضی و فیزیک از Yale و مسلط به علوم کامپیوتر در دهه ۵۰ و ۶۰ میلادی بود. زمانیکه یک زن بودن در این زمینه‌های عجیب و غیرمعمول بود.