این قسمت در ادامه ی اپیزود قبلی نوشته شده،
پس اگر اپیزود قبلی را نخواندید، توصیه میکنم که اپیزود ها را به ترتیب بخوانید که خالی از لطف نخواهد بود.
باز یادآور میشوم که تمام این نوشته ها خاکستری هستنند و تنها ارزش برای این نویسنده، ایران و ایرانی است ولا غیر.
و از طرفی نوشته ها به دلیل های مختلف تند نخواهد بود.
تا به اینجا بنابر اسناد و شواهد و مشاهدات جزئی و کلی، و همچنین وضعیت احوالات و زندگی خودمان و محیطمان، به طور واضح مشخص است که حکومت فعلی به شدت در مسیر خاکی منحرف شده است و چه بسا که این انحراف و خطا، عمری به اندازه ی عمر خود این حکومت دارد!
و این حقیقت بر هیچکس پنهان نیست مگر آنکه پرده ای مقابل چشم و گوش هایش کشیده باشد تا نبیند و نشنود و در جهل و توهم خودخواسته و یا حتی خود نخواسته ی خود، به سر ببرد.
لیکن چاره چیست؟
چاره دو چیز است که از ابتدا تا به الان هر دو مطرح بودند و بر روی هر دوتای آن تبلیغات و مسائل مختلف پیاده شد.
یکی مسئله ی اصلاح است،
و دیگری مسئله ی تعویض و انقلاب است.
قبل از آن که وارد توضیح این دو گزینه بشوم،
میخواهم با سواد کم و ناقص خودم، برای شما اهل تفکری که قابل دانستید این نوشته را بخوانید، ماهیت حکومت فعلی را از دیدگاه خام خودم بگویم.
حکومت فعلی بر خلاف آن چیزی که شاید همسن و سال های من و بقیه مردم فکر میکنند، یک حکومت متمرکز و یکپارچه با محوریت یک نفر(ر*هبری) و یک سیستم ساده ی عمودی بالا به پایین نیست.
ج ا یک حکومت ملوک الطوایفی است که از تعدادی جناح و گروه های دارای قدرت و مافیا های قدرتمند تشکیل شده که در پشت پرده کشور را میچرخانند؛
بدین صورت که هر کس و گروهی که زورش بیشتر است، بیشتر باج میگیرد و رانت های کلان بیشتری به سمتش سرازیر میشود و رفته رفته قدرتش هم بیشتر میشود و عملا سهم بیشتری در چرخاندن کشور را دارد.
برای مثال 3پا یکی ازین باج بگیران قهار است و دارای تشکیلات و گروه ها و تیم های مافیایی پیشرفته ایست که از تصور هم خارج است!
به قول حسن رو*حانی که کلمه ی دولت بی تفنگ را به خودش و کلمه ی دولت با تفنگ را به آنها نسبت داد، درواقع نشان میدهد که در 3پا یک دولت قدرتمند، موازی با دولت رسمی انتخاب شده ی مردم (قوه مجریه)، سررشته ی امور مملکت را بر دست دارد و بسیاری از اداره ی مملکت در حوزه ی عملکرد آنهاست!
این یعنی مملکت به غیر از مافیا ها و گروه ها و جناح های مختلف که هر کدام قدرت دارند و نسبت به قدرتشان، سهم در مسائل کشور و دریافت رانت دارند،
یک دولت غیر رسمی هم موازی دولت رسمی در کشور در حال فعالیت است و چه بسا که قدرتش از دولت رسمی بیشتر باشد!
با کمی تأمل و حساب و کتاب میتوانید خودتان متوجه بشوید که مملکتی که چند دولت و قدرت های ریز و درشت دارد، طبیعی است که تمرکز قدرت ندارد و بیشتر یک نظام ملوک الطوایفی است!
حالا اینکه تمرکز قدرت خوب یا بد است(؟) در اینجا حرفی نمیزنم که میدانم دیدگاهم راجع به آن خودش طولانی است و از حوصله، در این قسمت خارج است.
اگر چه این شیوه از پخش شدن قدرت در حکومت و روش حکومتی نظام ملوک الطوایفی در دنیا ممکن است شاید شاید کمی ناشناخته یا بی نام باشد، اما در ایران قدمت بسیار طولانی ای دارد و در تاریخ ایران بار ها و بار ها در انواع متنوع وخیم و خفیفش دیده شده است که با کمی مطالعه ی عمیق تر سیاست ها در دوران های گذشته ی تاریخ ایران، میتوان به وضوح مشابه وضعیت فعلی را مشاهده کرد.
حالا با علم بر این واقعیت ملوک الطوایفی حکومت، وقایع مختلف کشور را در این سالها بازبینی کنید؛
از کشته شدن س*لیمانی، رف*سنجانی، رئ*یسی، حسن نص*رالله، قتل و عام فرمانده های ارشد 3پا در جنگ دوازده روزه، ترور های فرماندهان و دانشمندان و حتی حذف بش*ار اسد و ...
با کمی دقت متوجه میشوید که همگی بیشتر به یک نزاع و زد و بند های جناح های مافیایی داخلی و یا حتی شبیه یک جنگ داخلی بین تیم های مختلف بنظر میرسد که در پوشش دشمن خارجی استتار و مخفی شده اند!
ادامه ی این اپیزود را در قسمت سوم با شما بینشگران همراه خواهم بود.
سپاس از نگاه پر مهرتان
پسرک ریشدار