ویرگول
ورودثبت نام
پیاده گرد
پیاده گردسلام. اینجا از روزمرگی هام مینویسم. به وبلاگ من خوش آمدید.
پیاده گرد
پیاده گرد
خواندن ۱ دقیقه·۲ روز پیش

تاریخ را که میخواندم

" تاریخ را که میخواندم، گمان میکردم فراز و نشیب های این سرزمین

 به افسانه های دور تعلق دارند.

 نمیفهمیدم چگونه می توان در دل آنهمه آشوب زیست.

اکنون خود در همان نقطه ایستاده ام!

دیوار شیشه ای زمان شکسته و من از جایگاه خواننده به متن واقعه پرتاب شده ام.

ما به همان گذشتگانی بدل شده ایم که آیندگان خواهند خواند. 

بی آنکه بدانند بزرگترین هنر ما 

زنده نگه داشتن ضربان عادی زندگی در میانه ی این هیاهوی تاریخی بود!"

۵
۰
پیاده گرد
پیاده گرد
سلام. اینجا از روزمرگی هام مینویسم. به وبلاگ من خوش آمدید.
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید