بخاطر قطعی نت مقالاتم کاملا از دور خارج شد برای تکمیل و عضویتهام پا در هواست، سعی کردم جاشون رو با تکمیل کردن رزومه جانبی مثل ورزش و کارهای اجتماعی پر کنم ولی خب رزومه جانبی هیچوقت جای رزومه اصلی رو نمیگیره، امروز پرید میشه گفت، هنوز زبانها رو نخوندم، درسهای دانشگاههم نخوندم، استادا خیلی جلو رفتن و من عقبم و باید خودم رو برسونم، ترم۶ هم هستم و سال آخرمه و اگه معدلم بیاد پایین جای جبران ندارم....

در عینحال کارورزیام هم عقب افتاده، قرار بود ارائه بدم برای مدیرگروه و الان حتی ارتباطم باهاش ندارم و این نگرانم میکنه، کارورزی رو با هزار بدبختی جای خوبی گرفته بودم و بعد این اختلال، میترسم از دستم در بره، هرچند که مقصر نیستم ولی خب چه میشه کرد...

هندل کردن ۲زبان، حدودا ۵ ارائه در موضوعهای مهندسی بافت، ژنتراپی، بیوفرمنتور، قوم گرایی و یک دیگر هم خودش شده قوز بالای قوز و در عین حال از کلاسهای دانشگاه عقبم و هنوز حتی به مرحله دوره نرسیدم، سرتون رو به درد نیارم، کار زیاده و زمان کم
تنها امیدواریم اینسالهایی هست که تلاش کردم تا بتونم از دانشگاه یادگاری داشته باشم، گذروندن کلاسهای آزمایشگاه با شوق و هندل کردن درسهای مهم، نتورک ساختن با استادهایی که مسیرم بهشون میخورد، شب بیداری برای خوندن کارگاههای خارج دانشگاه و زبانها بدون اطلاع دیگران، ولی خب بورسیهای که میخوام بگیرم یکم از اون بورسیههای سخته، وقتی رزومه بقیه رو نگاه میکنم یکم نگران میشم، سعی میکنم فقط الهام بگیرم و گذر کنم ولی خب نگرانیم به این راحتیها از بین نمیره،
توی این جور زمانها گفته خانم دکتر حامدیفر رو به یاد میارم، اگه در مسیر دستیابی به چیزی که برایت ارزش دارد، احساس کردی دلهره نداری، یعنی به آن نخواهی رسید.
