این قراره اولین پستمن توی ویرگول باشه، قرار نیست درمورد چیز خاصی صحبت بشه، صرفا میخوام بذارم که گذاشته باشم، نمیدونم قراره اینجا مثل دیلی بشه یا چی، ولی خب تا شروع نکنی متوجه نمیشی، اولین بخش در مسائل بورسیه، رقابتی هست که درش وجود داره، اینکه بخوای رشد پیدا کنی و بهتر بشی خیلی چیز قشنگی هست ولی اگر نسبی باشه، مثل زندگی و عادت کردن به جهنمه، چون چیزی به اسم عالی بودن وجود نداره، هر لحظه باید رشد پیدا کنی، هر لحظه ممکنه یکی ازت جلو بزنه و تو فقط نگاهش کنی....

باید زبان بخونی، معدل نگهداری و در عین حال دوره و کارگاه بری، مقاله بنویسی و سختی همه رو در عین حال که تظاهر میکنی وجود نداره به دوش بکشی، قسمت خندهدارش اینکه کسایی که یک زمانی بخاطر رویاهات مسخرهات میکردن در روت یا پشت سرت بعد مدتی فیلشون یاد هندوستان میکنه و میان تا ازت مشاوره بگیرن....
"بذارید در خفا بدبختیم رو بکشمممم"
ولی خب چه میشه کرد، همه یک روزی رویا دارن....
ممکنه شما تجربه کرده باشید یا نکرده باشید، این صرفا یک تجربه شخصیه.