
دربارۀ داستان خرما، کاشت و استفاده از درخت خرما مطالب فراوان و گاه متناقضی وجود دارد. اگر علاقه دارید، بدانید که درخت خرما و میوۀ آن برای اولین بار از کجا پیدا شدند، خرما در ایران از چه زمانی وجود داشته است و اطلاعات بیشتری دربارۀ خرما در مقایسه با آنچه تا کنون شنیدهاید، لازم دارید، پُرفیرو این داستان را برای شما نقل خواهد کرد.
گفته شده است خرما از میوههایی بوده که خداوند هنگام هبوط آدم به او داده است. (۱) به روایتی، انوسبن شیثبن آدم علیهالسلام نخستین کسی بود که درخت خرما را کاشت (۲) و شاید خرما اولین درختی باشد که کاشته شده است.
محمدبنجریر طبري مبدأ پیدایش خرما را همزمان با استقرار حضرت آدم در کرۀ زمین دانسته است: «گویند میوههایی که خداوند عزوجل هنگام هبـوط بـه آدم داد، سی جور بود: «ده میوۀ پوستدار و ده میوۀ هستهدار و ده تای آنها بیپوست و بیهسته. میوههاي پوستدار: گردو و بادام و پسته و فندق و خشخاش و بلوط و شـاهبلـوط و انار و موز بود؛ میوههاي هستهدار: شـفتالو و زردآلـو و گـیلاس و خرمـا و نارگیـل و سنجد و کنار و عناب و زالزالک و کندر بود و میوههاي بیهسته: سیب بود و گلابی و انگور و توت و انجیر و اترج و شاهتوت و بالنگ و خیار و خربزه.» (3)
در تاریخ باستان، بر اساس افسانهای، ققنوس در بالای درخت خرما پرورش مییابد. پس از ۵۰۰ سال، پرنده از شعلههای خورشید آتش میگیرد و از خاکستر خود دوباره متولد میشود. برخی از افسانهها گفتهاند که درخت خرما میمیرد و همراه با پرنده دوباره زنده میشود.
فسیل هستههای خرمای هفت هزار ساله و سابقۀ کشت ۶۵۰۰ ساله، خبر از قدمت کشت این درخت میدهد. (۴ و 5) درخت خرما (آسوریک) یا به تعبیری نخل و به گویش محلی جنوب مُخ (mox) و مو (mo) بدونشک یکی از کهنترین درختانی است که از دیرباز منبع قوت انسانهای دورۀ باستان بوده است.
پیدایش درخت خرما
مبدأ اصلی آن به درستی معلوم نیست؛ اما تاکنون دانشمندان نظریات مختلفی دربارۀ منشأ آن ارائه کردهاند و دربارۀ خاستگاه درخت خرما اختلافنظر وجود دارد. عدهای سرزمین اولیۀ درخت خرما را آسیا و مشخصاً کرانههای خلیج فارس دانستهاند. گاه آن را به اطراف خلیجفارس (۶) و گاه نیز به بابِل (واقع در عراق)، عربستان، افریقای شمالی، یا بلوچستان متعلق دانسته و گفتهاند که از بینالنهرین (عراق) وارد ایران شده است. (۷) برخی خاستگاه اصلی آن را شمال آفریقا و شبهجزیرۀ عربستان و بعضی سرزمین آن را شبهقارۀ هند و یا بلوچستان عنوان کردهاند.
دکتر سیدجعفر حمیدي در مقالۀ نخل مینویسد: «سابقۀ درخت خرما بـراي بشـر از پـیش از تـاریخ مطـرح اسـت. برخـی از پژوهشگران، اصل آن را از عربستان، آفریقاي شمالی و نقاط گرمسیري و نـیم گرمسیر میدانند اما نقاط اولیۀ رویش آن، علاوه بر مکانهاي یادشده، در جاهاي دیگر جهان نیز بوده است. ششهزار سال پیش از میلاد مسیح در بینالنهـرین، یعنی نقاط بین دو رودخانۀ بزرگ دجله و فرات، درخت خرمـا وجـود داشـته است. بنابراین احتمالاً مبدأ اولیۀ این درخت همین ناحیه بوده است. ساکنان اولیۀ بینالنهرین یعنی سومريها، بابلیها، آشوريها و کلدانیها، همچنین کاسیهـا، هورانیها و ایلامیها (عیلامیها) این درخت را میشناختهاند.» (8)
نشریۀ بینالمللی سال ۱۹۵۰ خرما که در تونس منتشر شد، اصل خرمـا را بیابانی دانسته و نخستین محل پیدایش آن را بینالنهرین و خوزستان شمرده و اظهـار میدارد از آنجا به شمال آفریقا و هند رفته است. (۹) با توجه به اینکه جلگۀ خوزستان تا منطقۀ دشتستان از خشکیهایی هستند که بعد از دورة پلیوسن از زیر آب بهدر آمدهاند و هر دو از نواحی گرم ایران هستند، احتمـال دارد که کشت نخل در هر دو منطقه همزمان آغاز شده باشد.
درخت خرما در هیچجا بهصورت وحشی نروییده است. این امر احتمال منشأ یافتن آن از گونههای دیگر و مساعدت انسان و گذر زمان در ایجاد و گزینش آن را میرساند. عدهای دیگر منشأ آن را نخل برّی با نام علمی Ph. Sylvestris که در هند میروید (۱۰) و (۱۱) و برخی دیگر منشأ آن را دورگهای بین گونۀ فوق و انواع دیگر از جمله Ph. canariensis یا Ph. reclinataدانستهاند. (۱۲) در زمان عیلامیان، کشاورزان شهر بزرگ لیان (= آفتاب درخشان؛ در اطراف بوشهر کنونی) خرما کشت میکردند. (۱۳)
به گواه تاجری یونانی در قرن اول میلادی، از اُبُلَّه (شهری باستانی در کنار رود دجله و شمال نهر بزرگ ابلّه) و عمان مقدار زیادی خرما به بهروچ (در غرب هند) و شبهجزیرۀ عربستان صادر میشده است. شاپور، فرزند هرمز، قیصر شکستخورده را مجبور کرد که بهجای هر درخت خرمایی که کندهاند، درخت زیتونی بکارند. (۱۴)
درخت نخل خرما در ایران
گاه اعتقاد بر این است که ایرانیان اولین کسانی بودند که خرما را در یکی از جزایر خلیجفارس یافتند و آن را منتقل و تکثیر کردند و زادگه خرما در ایران است. (۱۵) در نقوش یافتهشدۀ کلدانی و آشوري و بابلی بینالنهرین، تصویر نخل بـه فراوانـی دیده میشود. آسوریان یا کلدانیان، بقایاي ملت قدیم کلـده هسـتند کـه از ۲۵۰۰ سـال پیش در ایران به سر میبرند.
کلدانیان قدیم خرما را درخت زندگی میدانستند و از قسـمتهـاي گونـاگون ایـن درخت استفاده مینمودند. از برگش حصیر بافته و خانههاي خود را فرش مینمودند و با لیف آن طناب (سازو) درست میکردند. منابع چینی از کشور بو-سی (پارس یا ایران) به نام سرزمین نخل خرما یاد میکننـد، که در نزد ایشان به نام «عناب پارسی» و «عناب هزارساله» مشهور بوده است. در پایـان قرن نهم میلادي نخل خرما از ایران به چین نیز برده شد. (۱۶)
از میوۀ خرما نیز به وفور در تاریخ ایران نام برده شده است. به عنوان مثال، در اوستا خرما خوردنیترین میوۀ زمین برشمرده شده است. (۱۷) در بندهش (۱۸) نیز از خرما یاد شده است. همچنین خرمابن جزو گیاهان دوپاره آمده که بهاندازۀ همۀ گیاهان میان آسمان و زمین میارزد و مشی و مشیانه برای کباب کردن گوسفند از هیزمش استفاده کردهاند. (بندهش) وقتی که کیخسرو دربارۀ بهترین میوهها از ریدک پرسید، او خرمای هرات را جزو نیکوترین میوهها ذکر کرد. خرما از خوراکهای رایج میان سومریان بوده است. (۱۹)
شواهد تاریخی خرما
از گیاه خرما، درخت، میوه، برگها و سایر قسمتهای آن در تاریخ بسیار استفاده شده است تا بدانجا که آثاری از این گیاه در نقشها و بناهای دورۀ باستان و بعد از آن نیز به دست آمده است. در زیر به بخشهایی از این آثار اشاره خواهد شد:
در بنای معبد خدای ماه در نزدیکی اورِ عراق، از نخل استفاده شده است، که سابقۀ آن را حدود هفت هزار سال قبل تخمین زدهاند. (۲۰) هم چنین در نقشهای برجستۀ نینوا آثاری از درخت نخل خرما مربوط به دورۀ آشوریان وجود دارد. در قانوننامۀ حَمورابی (۱۸۱۰–۱۷۵۰ پیش از میلاد) که مربوط به حدود ۴۰۰۰ سال پيش است (۲۱)، ششمین پادشاه بابِل چند ماده دربارۀ نخل ذکر کرده است که نشان میدهد درخت نخل در آن زمان شناخته شده و چه تأثیراتی بر زندگی مردم داشته است. که از جملۀ این قوانین میتوان به موارد زیر اشاره داشت:
«قانون شمارۀ ۶۵ـ اگر باغبان باغ را هرس و گردهافشانی (برای درخت خرما) نکند و باعث کاهش میوه شود، برابر برداشت باغ همسایه به باغدار (میوه یا پول) می دهد.
قانون شمارۀ ۶۶ـ اگر کسی از وامدهنده پول گرفت و باغ خرمایش را به او بدهد و بگوید: «هر چه خرما برداشت کردی، بهجای پولی که به من دادی باشد» اگر وامدهنده نپذیرد، باغدار، خودش خرماها را میچیند (و میفروشد) و برابر قرارداد، پول و سود آن را به وامدهنده میدهد و هر چه پول بیشتری از فروش خرما بهدست آورد، مال باغدار خواهد بود.
قانون شمارۀ ۱۱۱ـ اگر زنی میفروش ۲۴ لیتر شراب خرما در میان سال به کسی داد (تا سر خرمن از او غلات بگیرد)، هنگام برداشت محصول، ۲۰ کیلو گندم (یا جو یا ذرت) از او دریافت میکند.
قانون شمارۀ ۲۳۷ـ اگر کسی ناخدایی را به خدمت گرفت و لنجی را کرایه کرد و آن را از یَویناس (غلات)، پشم و روغن، خرما و هر کالای دیگری که لنج گنجایش دارد، بارگیری کرد (تا به جای دیگری ببرد)، چنانچه ناخدا لنج را خوب هدایت نکرد و باعث غرق شدن آن و نابودی کالاهای آن شد، باید (بهجای آنها) لنج و همۀ کالاهای نابود شده را جایگزین نماید.»
اهمیت خرما
از هزاران سال پیش تاکنون، بهدلیل تأثیر نخل در زندگی بشر، این گیاه از اهمیت و قداست ویژهای برخوردار بوده است. مردم ادوار مختلف تمدن بینالنهرین، هریک بهگونهای در نشان دادن اهمیت نخل، آیینها و مراسم و اعتقادات نیکی داشتهاند: تأثیر نخل در میان مردم دنیای باستان بهقدری بوده که کاخها، معابد، و حتی تختهای سلطنتی را در دورۀ سومریان و بابلیان بهوسیلۀ برگهای آن تزئین میکردهاند. سرستونهای تالاری بزرگ در مجموعه بناهای باشکوه کَرَنک مصر به شکل برگ خرما تراشیده شده است.
سومریان نخل را مقدس میشمردهاند و آن را مایۀ برکت میدانستهاند؛ در نزد کلدانیان نخل الهۀ خاصی داشته است؛ بابلیان خدای مخصوصی برای نخل داشتهاند؛ آشوریان از خرما بهعنوان شیرینی در مجالس شادی بهره میبردند؛ هندوها نیز شرط برکت را در خاندان عروس و داماد، وجود خرما میدانستهاند؛ عربها خرما را تنها مادۀ تغذیۀ عموم برمیشمردهاند، و آن را«شجرۀالحیاة» مینامیدند و بر این اساس منشأ آن را آدمی میدانستند. ایرانیان، بهخصوص مردم جنوب، نخل را تنها میراث پس از خود میدانند و آن را «شجرۀ وفاداری» مینامند.
خرما (چرا خرما) در ایران بر اساس شواهد باستان شناختی، نزدیک به ششهزار سال پیش وجود داشته و نخلهای آن کشت میشدند. میتوان گفت؛ کاشت نخل در ایران از دوران باستان شروع شده و به پیش از سلسلۀ هخامنشی مربوط میشود. در حجاریهاي تختجمشید، نقوش برجستۀ درختان نخل و تصاویر درختان دیگر به فراوانی دیده میشـود. بر فراز این درختان تصویر اهورامزدا در پرواز است. همچنین ایزدان و فروهرها (فرشتگان) بسیار بر بالاي این درختان پرواز میکنند که پاي آنها شاخۀ درختان را لمس میکند.
ستونهاي بلند عمارات تخت جمشید، نمادي از درختان تناور و بلندقامت است. این ستونها که سقفهاي بلند عمارات را نگه میداشت، نخلستان انبوهی را در نظر مجسم میساخت که سمبل و نماد یک نخلستان مقدس بود. بر روي بعضـی از مهرهـاي مکشوف در تخت جمشید تصویر درختان نخل بارور و پرثمر دیده میشود. (۲۲) گزنفون به نقل از سقراط مينويسد که در عصر هخامنشيان، باغهايي در ايران وجود داشته که آنها را «باغهای بهشتی» ميناميدهاند و محصولات آنها خرما، انگور و انجیر بوده است.
از دیرباز درخت نخل و میوۀ آن تأثیر بهسزایی در زندگی مردم جنوب ایران داشته است. در میان یافتههای ارزشمند باستانشناسان در شهر سوخته (۲۳) سفالینهای وجود دارد که در آن بزی در پنج حرکت به سمت درختی میجهد و برگهای آن را میخورد. گفته میشود این سفالینه که هماکنون بهعنوان نخستین پویانمایی جهان در دنیا مطرح شده است، در حقیقت پویانمایی داستان منظوم کهن درخت آسوریک (نخل) و بز است.
مهمترین تمدنی که در ایران پیش از آریاییها وجود داشته، تمدن عیلامی است. سرزمین، عیلام که بابلیهـا آن را الامتـو (Elamtu) یـا الام (Elam) یعنـی کوهسـتان و کشور طلوع خورشید مینامیدند، یکی از چهار قسمت دنیـاي قـدیم محسـوب، و حکومت آن بهصورت فدرال اداره میشده است. (24) «در این عهد سراسر خطـۀ جنوبی و غربی ایـران زیـر نفـوذ عیلامیها قـرار داشت و سیاست دولت نیـز معطـوف ایـن مناطق بـوده است، کشف آثار باستانی متعدد از عیلامیها در منطقـۀ دشتستان و استان بوشهر این موضوع را قوت بیشتري میبخشد. منـاطق لیـان (۲۵) و دشتهاي شرقی و شمالشرقی آن در دوران شکوه و بلندآوازگی عیلام از منـاطق مهم محـدودۀ جغرافیـایی کشور بـوده و بـا نشانههاي بهدست آمده در قلعـۀ ریشهر و اطـراف برازجان، بـهویژه جنـوبشرقی نخلستانها، حضور تمدن و تأثیرات فرهنگ عیلامی در آن مقطع تاریخی ملموس و موید هویت تاریخی منطقه میباشد.» (۲۶)
در دورۀ عیلامیان (۲۷) (۳۲۰۰-۵۳۹ پیش از میلاد)، در نزدیکی شهر شوش، بر اساس نقوش، مهرها و کتیبههای مکشوفه میتوان گفت نخلستانهای بسیاری در این منطقه وجود داشته است. در مقالۀ بوشهر از آغاز تا حکومت عیلامیها آمده که کشاورزان لیانی، علاوه بر خرما، به کشت انجیر و انگور نیز مبادرت میکردند. (۲۸) خوزستان و کوهستانهـاي اطـراف آن از مراکـز مهـم تمـدن عیلامـی بـود. دشـت خوزستان بهخاطر وسعت فراوان و داشتن رود پرآب و بزرگی مانند کـارون از دیگـر نقاط فلات ایران مشخص میباشد. خاك مساعد، آب فراوان و هواي گرم، این منطقه را براي کشاورزي مساعد ساخته است.
جلگۀ خوزستان و کرانههـاي کـارون و ارونـد از مهمترین مناطق تولید خرما بهشمار میروند. مناطق خرماخیز خوزستان عبارتاند از: خرمشـهر، آبـادان، اهـواز، شـادگان، دشـت آزادگان، رامهرمز (۲۹)، شوشتر (۳۰) و... وجود نقش نخل بر روی مهرهای عیلامی، هخامنشی و مسکوکات عبرانیان قدیم نشان از حضور، اهمیت و قداست این گیاه نزد مردم آن دوره دارد، همچنین در منظومۀ درخت آسوریک که به پهلوی و از زمان ساسانیان بهجای مانده است، در مناظرهای میان بز و نخل، خرما فواید خود را برمیشمارد. ایرانیان در جشنها و تشریفات ویژۀ نوروز از درخت خرما و میوۀ آن بهره میجستند.
دورۀ هخامنشیان: رونق و درخشش کشت درخت خرما همزمان با پایهگذاري حکومـت هخامنشـیان در ایران به رهبري کـوروش کبیـر (۵۲۹-۵۶۰ پـیش از مـیلاد) است. (۳۱) در یادمانها و آثار دورۀ هخامنشی نقوش جانوري و گیاهی فراوانی از جملـه نخـل خرما بهکار رفته است که بیانگر محیطزیسـت و اقتصـاد گیـاهی و کشـاورزي سـاکنان پارس و علائق ایشان و فرمانروایان ایران است.
در مجموعۀ تختجمشید، در پلکان شرقی، سنگ بـزرگ مسـتطیلشـکلی وجـود دارد کـه دو قسـمت مثلثـیشـکل نیـز بـه همـراه آن درسـت شـده اسـت و هشـت افسر (چهار نفر پارسی و چهار نفر مادي) حالت نگهبانی از یک کتیبه را بهعهـده دارنـد. در قسمت مثلثشکل پشت افسران نقش شیر گاوشکن بـا زمینهاي از درختـان نخـل کنده شده است. سرستونهاي ایوان آپادانا نخلهـاي شـکوفا و برگهـاي آویـز افشـان را مجسم میکند درحالیکه مارپیچهاي عمودي در بالا تعبیر دیگري از باروي آنهاسـت.
در گوشهوکنار بناهاي مختلف هخامنشیان در شوش آثار نقـوش گیـاهی متعـددي دیـده میشود. در این میان گل نیلوفر و خرما و گلهاي چندپر به زیبـایی روي سـنگهاي بیشکل دیوارها و پایۀ ستونها حک شده است. مثلاً بین کاخ هدیش شوش و آپادانـاي آن نقش شیر همراه برگهاي خرما دیده میشود. در تختجمشید در گروه جامهایی که قسمت مرکزي آنها برآمده، عنصر مهم تزئینی آن گل چندپر یا برگ خرماست کـه از هنر آشور الهام گرفته است. (۳۲) در الواح تختجمشید، جیرههایی که تشکیلات اداري تهیـه و تحویـل مـیدهـد، از مواد زیر تشکیل میشود: آرد، آبجو، شراب، غلات، خرما و انجیر. (۳۳)
پیر بریان (Pierre Briant) در کتاب «امپراتوري هخامنشی» میآورد: «باید توجه داشت که در میـان انـواع گونـاگون خرمـا تئوفراسـتوس (شـرح حـال گیاهان، کتاب 2، فصل 6، بند 7) یکی را متمایز میکنـد و آن را «سـلطنتی» مـینامـد و ویژگی آن را کمیاب بودن آن قید میکند: «آنها را فقط در باغ باگواس در حـوالی بابـل میتوان یافت.» پلینی ایـن اطلاعـات را بـا ایـن عبـارات بیـان کـرده اسـت (کتـاب 6، فصل 143): «از میان خرماها به مشهورترینشان نام «سلطنتی» داده بودند، چون بـه شـاهان پـارس اختصاص داشت. این خرما از بابل میآمد و فقط در باغ باگواس یافت میشد».» (۳۴) در ذخیرۀ میوۀ دربار تختجمشید که بیشتر شامل میـوههـاي خشـک همانند خرمـا، انجیر، کشمش، پسته، توت، گلابی، گردو، زیتون و... بود.
در کاخهاي داریوش و ساختمانها و مجسمههاي آن کوشـکهـا در شـهر باسـتانی شوش تصویر درخت نخل نیز بهکار رفته است. داریوش کاخ شـاهان عیلامـی در شـهر شوش که روزگاري پایتخت عیلامیان بود و آشور بانیپال آن شهر و کاخهاي باشکوه آن را ویران کرده بود، با ابهت و شکوهی دوچندان بازسازي نمود. (۳۵) در معماري این کاخها طرح گل سرخ و درخت نخل دیده میشود، که مري بـویس (Mary Boyce) دربارۀ آن مینویسد: «احتمالاً ایرانیان این طرحها را از سنتهاي معماري عیلامی به ارث برده بودهاند.» (۳۶)
در زیر میتوان به برخی از نقوش کشف شده از تمدن ایرانیان دربارۀ حضور خرما در دورههای تاریخی بهخصوص دورۀ عیلامیان اشاره داشت (۳۷):
مهرهای باستانی با نقش خرما و نخل
کاخ تیسفون معماری
آثار باستانی دربارۀ نخل خرما
نسخۀ خطی دربارۀ درخت نخل
تصویر خرما در آثار باستانی
دورۀ عیلامی خرما در ایران
عصر آهن و بقایای آن
هزارۀ ششم قبل از میلاد
معبد چغازنبیل در دورۀ عیلامیان
جام افسانۀ زندگی، مارلیک، دورۀ عیلامی، تاریخ طبری
منابع
(۱). تاریخ طبری، سلسلۀ ۱، ص ۱۲۷.
(۲). عبدالملکبن محمد ثعالبی، کتاب فقهاللغة و سرالعربیة، بیروت: دارالکتب العلمیة، ص ۶.
(۳). ابریشمی، محمد حسن، پستۀ ایـران، شـناخت تـاریخی، تهـران، مرکـز نشـر دانشگاهی، چـاپ اول، ۱۳۷۳، صص۱۲-۱۳ به نقل از: تاریخ طبري (الرسل و الملوك)، ترجمۀ ابوالقاسم پاینده، تهران، بنیاد فرهنـگ ایران، ۷۸. ص، ۱ج، ۱۳۵۴.
(۴). سروش اتابکزاده، جایگاه دشتستان در سرزمین ایران، شیراز ۱۳۷۳ش.
(5). Charles R. Clement, “Fruits”, in The cultural history of plants, ibid
(۶). ولیاللّه مظفریان، درختان و درختچههای ایران، تهران ۱۳۸۳ش، ص ۴۸۵.
(۷). هادی الفتی، تاریخ کشاورزی و دامپروری در ایران، ج ۱، تهران ۱۳۷۴ش، ج ۱، ص ۳۲۵.
(۸). حمیدي، سید جعفر، نخل، مجلۀ سیراف، زمستان ۱۳۷۳، ص۸.
(۹). اولین دانشگاه و آخرین پیامبر، ج۷، ص۴۲.
(۱۰). علی زرگری، گیاهان داروئی، ج ۴، تهران ۱۳۶۹ش، ج ۴، ص ۵۲۵.
(11). Charles James Bamber, Plants of the Punjab, Lahore 1916, pp:45
(۱۲). عبدالجبار بکر، نخلةالتمر، بیروت ۱۴۲۲/۲۰۰۲، ص ۲.
(۱۳). قاسم یاحسینی، «بوشهر از آغاز تاریخ تا حکومت عیلامیان»، کیهان فرهنگی، سال ۸، ش ۸ (بهمن ۱۳۷۰)، ص۲۳، ۲۵.
(۱۴). حسینبن محمد ثعالبی مرغنی، تاریخ غررالسیر، المعروف بکتاب غرراخبار ملوک الفرس و سیرهم، چاپ زوتنبرگ، پاریس ۱۹۰۰، چاپ افست تهران ۱۹۶۳، ص ۵۲۷.
(۱۵). الفلاحةالنبطیة، الترجمة المنحولة الی ابنوحشیه، چاپ توفیق فهد، دمشق ۱۹۹۳ـ۱۹۹۸، ج ۲، ص ۱۳۴۱.
(۱۶). بلوچستان و تمدن دیرینۀ آن، ایرج افشار(سیستانی)، تهران، سازمان چاپ و انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، ۱۳۷۱، ص۴۴۴ به نقل از: پطروشفسکی، کشاورزي و مناسبات ارضی در ایران، ترجمۀ کریم کشاورز.
(۱۷). ابراهیم پورداود، هرمزدنامه، تهران ۱۳۳۱ش، ص ۷۴.
(۱۸). بندهش، (گردآوری) فرنبغ دادگی، ترجمۀ مهرداد بهار، تهران، صص: ۸۲- ۸۸-۹۰.
(۱۹). هنری استیون لوکاس، تاریخ تمدن: از کهنترین روزگار تا سدۀ ما، ترجمۀ عبدالحسین آذرنگ، تهران ۱۳۶۶ش، ج ۱، ص۸۲.
(۲۰). عبدالنبی سلامی، «خرما در فرهنگ مردم خشت و دلوار»، نامۀ فرهنگستان، سال ششم شمارۀ ۱ (تیر ۱۳۸۲).
(21). «قانون حمورابی»، ویکیپدیای فارسی.
(۲۲). دکتر سیدجعفر حمیدی، درخت، نماد زندگی و تقدس، تهران، موسسۀ انتشاراتی و آموزشی نسل دانش، ص۳۶۴.
(23). «شهر سوخته»، ویکیپدیای فارسی.
(۲۴). مسعود نوربخش، با کاروان تاریخ، نشر ایرانشهر، چاپ اول، تابستان ۱۳۷۰، ص۳.
(۲۵). لیان باستانی نام بوشهر در زمان ایلامیان است؛ به معنی سرزمین آفتاب درخشان.
(۲۶). جایگاه دشتستان در سرزمین ایران، ص۳۴.
(27). «ایلام»، ویکیپدیای فارسی.
(۲۸). حیدر عرفان، نخلستان در استان بوشهر (دشتستان بزرگ)، تهران، انتشارات اطلاعات، چاپ اول، ۱۳۷۴، ص۷۱.
(۲۹). معنی «رام هرمز»: شاد و خرم باد هرمز. بلوك رامهرمز در گذشته از گرمسـیرات فـارس بوده (نـک: فارسـنامۀ ناصري، جلد دوم، ص ۱۳۴۶) که سالهاست از فارس جدا شده و اینـک جـزو اسـتان خوزسـتان اسـت. در فارسنامۀ ناصري آمده: هواي تابستانش گرم، درختان سردسیري را جز درخت گردو به خرمی پروراند. خرما و نارنج و لیمو و ترنج و سایر درختانش در کلفتی و بلندي ضرب المثل است و در بیشتر احوال با بلوك داراب شباهتی تمام دارد. بیشتر درخت صحرا و دامنۀ کوهستان رامهرمز، درخت کنار است.
(۳۰). یکی از مهمترین درختانی که در باغ تاریخی خان شوشتر دیـده میشـود، خرمـا اسـت. بـاغ خـان شوشـتر از چشماندازهاي طبیعی و تاریخی رودخانۀ گرگر و شهرستان شوشتر به شمار میآید.
(۳۱). داریوش هخامنشی (۴۸۵-۵۲۱ پیش از میلاد) در کتیبههاي خود در بیستون، تخت جمشید و نقش رسـتم در ردیف کشورهاي خود از سرزمینهایی که آنها را قدیمیترین مراکز پرورش نخل شمردهاند، نیز نام میبرد. بر روي مهر استوانهاي داریوش هخامنشی نقش دو نخل بارور دیده میشود.
(۳۲). نینا هزادي، «بررسی نقوش گیاهی و جانوري هنر هخامنشـی»، تهـران، دانشـگاه آزاد اسلامی شهرري، ۱۳۸۴ و بهنام محمدپناه، کهن دیار (مجموعۀ آثار ایران باستان در موزههاي بزرگ جهـان)، تهران، انتشارات سبزان، ۱۳۸۵.
(۳۳). پیر بریان، امپراتوري هخامنشی، جلد اول، ترجمۀ ناهید فروغان، تهران، نشر قطره و نشـر و پـژوهش فـرزان روز، ۱۳۸۱، ص ۱۴۶.
(۳۴). همان، ص۳۱۰.
(۳۵). سجاد واعظی منفرد، در سایههای نخلستان (خرما درخت زندگی)، تهران: آذینه گل مهر، ۱۳۹۸.
(۳۶). مری بویس، تاریخ کیش زرتشت، جلد دوم (هخامنشیان)، ترجمۀ همایون صنعتیزاده، تهران، انتشارات توس، ۱۳۷۵، ص ۱۴۸.
(۳۷). کژال درویشمنش، «بررسی نقوش گیاهی مشترک در آثار منقوش حسنلو، زیویه، قلایچی، ربط ۲ و ارتباط آنها با هنر آشور»، نشریۀ هنرهای زیبا – هنرهای تجسمی، دورۀ ۲۱، شمارۀ ۲، تابستان ۱۳۹۵.
منبع
«داستان خرما در ایران»، وبلاگ پرفیرو، ۳۱ اردیبهشت ۱۴۰۲