حالا دوچرخه چی بخرم؟

چرا اصلا دوچرخه بخرم!؟

بعد از سه ماه‌ونیم عضویت در سرویس دوچرخه اشتراکی بیدود و انجام بیست و چند سفر و طی مسافتی حدود هفتاد کیلومتر، برام قطعی شد که دوچرخه‌سواری رو دوست دارم و اگر دوچرخه بخرم، مثل سایر وسایل سرگرمی که خریدم، گوشه خونه خاک نمی‌خوره و حتما استفاده می‌کنم.

از بس همه می‌گن بیدود سنگینه، باورم نمی‌شد اینهمه باش رکاب زدم :)
از بس همه می‌گن بیدود سنگینه، باورم نمی‌شد اینهمه باش رکاب زدم :)


می‌شد همون خرداد که کلاس آموزش دوچرخه‌سواریم تموم شد، دوچرخه بخرم ولی به خودم مدتی رو مهلت دادم تا از یک استارتاپ شهری استفاده کنم، چالش‌ها و نیازمندی‌هاش رو برای ارتقاء سرویسش متوجه بشم و کاملا بفهمم شهروندانی که از این سرویس استفاده می‌کنن، چه شرایطی رو تجربه می‌کنن. اما دیگه واقعا دوچرخه می‌خوام که سربالایی هم برم چون همه مسیرهایی که با بیدود رفتم یا خیابون‌های شرقی غربی بوده یا سرازیری‌های شمال به جنوب.

واقعا دوچرخه می‌خوام اما چی؟

همه افرادی که قصد خرید دوچرخه دارن ولی مثل من آماتور هستن و اطلاعات کافی نداشته باشن، سردرگم میشن. قاعدتا اولین کاری که می‌شه کرد، سرچ کردن در گوگله ولی در نتایج انبوه سایت‌های مشاوره، اطلاعات واحدی رو کپی پیست کردن و بر اساس اونها نمیشه فهمید که چی به چیه. بعد هم که بری داخل فروشگاه‌های رنگارنگ، که شرایط سردرگمی بدتر میشه.

راه‌حل بعدی پرس‌وجو کردن از رفقای حرفه‌ای‌تره. مریم عزیز که از ابتدا مشوق دوچرخه‌سواری‌م بود لینک چندتا سایت رو برام فرستاد که مشخصات دوچرخه‌های میان رده رو معرفی کرده بود. یه سایت رو بیشتر چک کردم و داخلش مطلبی رو با عنوان «راهنمای جامع خرید دوچرخه» پیدا کردم. خیلی ناامیدانه لینک رو باز کردم و با پیش‌فرض اینکه باز یه مطلب تکراری دیگه‌ست، شروع به اسکرول کردم که جا خوردم! مطالبش بسیار کامل، شفاف و قابل درک نوشته شده بود :)

سایت نشریه دوچرخه و طبیعت بسیار غنیه. «راهنمای جامع خرید دوچرخه»ش، رفته بود سراغ مقایسه برندها و مطالبی رو نوشته که به شما در فروشگاه کمک می‌کنه که بدونین که بر اساس بودجه، کاربرد و هدفتون سراغ چه چیزهایی برید یا نرید. من میدونستم که قرار نیست هزینه بیشتر از سه یا چهار تومن رو برای خرید دوچرخه اختصاص بدم چون هزینه‌های جانبی لوازم و لباس و .. هم بهش اضافه خواهد شد و در نتیجه با اینکه اولین فروشگاهی که رفتم و دوچرخه هاش رو تست کردم جاینت بود، اما گذاشتمش کنار چون حقیقتا نمیخوام دوچرخه‌سواری برای من تفریح پرهزینه‌ای باشه.

بخش مهم راهنمای جامع سایت نشریه، قسمت «تفاوت برندهای درجه یک و دو و متفرقه» بود و مخصوصا این بخشش: «فرض کنید با هزینه هفت میلیون تصمیم دارید یک دوچرخه کوهستان بخرید. اگر این هزینه را صرف خرید یک دوچرخه برند درجه یک مثل جاینت کنید به مراتب لوازمی که روی آن دوچرخه قرار گرفته است با یک دوچرخه برند درجه دوم با همان قیمت پایین‌تر است.
به یاد داشته باشید که شرکت‌های سازنده دوچرخه صرفا بدنه دوچرخه را می‌سازند و نه لوازم آن را!»

همین جمله به من کمک کرد تا برم سراغ برندهای ارزونتر و فروشگاه‌های دیگه که اصرار کمتری به جاینت داشتن. رفتم سراغ فروشگاه فلامینگو که یکی از نمایندگی‌هاش نزدیک میدون رازی بود. سراغ برند رالی، کمپ و الکس رو گرفتم و تاکید کردم که مدل شهری می‌خوام اما برام مهمه که بتونم سربالایی شریعتی و ولیعصر رو تا تجریش رکاب بزنم و اگر فرصتی پیش اومد و خواستم به چالش صدکیلومتری بپیوندم و توی جاده خارج از شهر هم امکان داشته باشه رکاب بزنم. با گفتن این شرایط، چند مدل دوچرخه رو دیدم و تست کردم.

تجربه من از دوچرخه‌سواری به بیدود محدود شده بود و تجربه ترمز هیدرولیک نداشتم. بعد از تست چند مدل که ترمز هیدرولیک داشتن، احساس کردم ترمز هیدرولیک چیزیه که حتما می‌خوام دوچرخه‌م داشته باشه. با توجه به سقف قیمتی و بعضا محدودیت رنگ [خنده‌داره ولی رنگ هم در انتخاب موثره :)))))] رسیدم به دوچرخه کمپ مدل Legend 100 که شهریه. توی فروشگاه سوارش شدم، فریمش کوچیکه و صرفا مردان نیست و قدرتش با 24 دنده همونی بود که می‌خواستم.

دوچرخه کمپ مدل legend 100 سایز 26 با 24 دنده که یک نوع دوچرخه شهریه
دوچرخه کمپ مدل legend 100 سایز 26 با 24 دنده که یک نوع دوچرخه شهریه


تا حالا با دنده کار نکردم، فروشنده بهم نشون داد با عوض کردن دنده‌ها چطور نیرویی که به پدال وارد میشه کمتر و بیشتر میشه. سه تا دنده چرخ جلو داره که برای تردد در خیابان توصیه شد روی 2 بذارمش و هشت تا دنده روی چرخ عقب که برای سربالایی روی 1 و برای سرپائینی روی 8 باشه مناسبه که در مجموع 24 دنده رو روی دو تا چرخ تشکیل میدن. خیلی تاکید کردن دنده‌ها رو فقط وقتی دارم پدال میزنم و در حرکت هستم عوض کنم! اگر به این نکته توجه کنم، دوچرخه‌م حالا حالا خراب نمیشه.

انتخاب رو نهایی کردم و براش چراغ شارژی عقب و جلو، گلگیر عقب و جلو و حتی یه کلاه ایمنی جدید که رنگ مشکی و زرد داشته باشه، خریدم. خودش هم قفل رمزی داره. روی کارت گارانتی شرکت فلامینگو نوشته که تنه آلومینیومش بیست ماه ضمانت داره و دوشاخ شش ماه. با همه لوازمی که خریدم، همون محدوده قیمتی شد که می‌خواستم و الان راضی‌م :)

این تجربه من از خرید دوچرخه بود، حالا من یه رفیق مشکی با راههای زردرنگ و خوش‌رکاب دارم که می‌خوام تجربه‌های دلنشینی از رکاب زدن در تهران رو برای خودم خلق کنم. شاید در آینده نزدیک بتونم جاده‌های جذاب‌تری رو هم تجربه کنم.
شما هم خرید دوچرخه براتون چالشه؟ امیدوارم با مشخص کردن یه چارچوب، راحت‌تر انتخاب و خرید کنین.