ویرگول
ورودثبت نام
رضا رادمهر
رضا رادمهرطراح گرافیک و مدیر Raady Studio. من معتقدم بعضی حرف‌ها را نمی‌شود فقط با رنگ و فرم زد؛ باید کلمات را به خط کرد. اینجا از تجربه‌های پشت میز طراحی و دغدغه‌های دنیای دیزاین می‌نویسم.
رضا رادمهر
رضا رادمهر
خواندن ۳ دقیقه·۹ روز پیش

نرخ‌نامه‌ای در مقیاس پرواز گاوها؛ چرا تعرفه‌های جدید انجمن گرافیک با واقعیت بازار غریبه است؟

طراحی شده توسط رادی استودیو
طراحی شده توسط رادی استودیو

انتشار نرخ‌نامه جدید انجمن صنفی طراحان گرافیک برای سال ۱۴۰۵، بار دیگر بحث‌های داغی را در جامعه طراحی ایران برانگیخته است. قبل از هر چیز، باید بر یک اصل بدیهی تاکید کنم: وجود نرخ‌نامه و تلاش برای استانداردسازی دستمزدها، نه تنها لازم، بلکه حیاتی است. طراحی گرافیک یک فعالیت فکری، تخصصی و پرمسئولیت است که نباید مورد اجحاف قرار گیرد. اما سوال کلیدی اینجاست: وظیفه یک نرخ‌نامه صنفی صرفاً ایده‌آل‌گرایی است یا ایجاد یک مبنای «قابل اجرا» برای تنظیم روابط مالی بازار؟


فاصله‌ی معنادار «سند دیپلماتیک» با «کفِ بازار»
وقتی به اعداد و ارقام جدید نگاه می‌کنیم، اولین چیزی که جلب توجه می‌کند، شکاف عمیق میان برآورد انجمن و واقعیت‌های اقتصادی جامعه است. قیمت‌گذاری، دانشی است که مستقیما با «توان پرداخت» و «چرخه نقدینگی» در اقتصاد گره خورده است. انجمن صنف در تدوین این تعرفه‌ها، گویی بر مبنای اقتصادی با ثبات جهانی (مانند اروپا یا آمریکا) تکیه کرده، در حالی که ما در اقتصادی با محدودیت‌ها و قوانین خاص ایران فعالیت می‌کنیم.

ما نمی‌توانیم صرفاً با نگاه به استانداردهای دلاری، نسخه‌ای برای بازاری بنویسیم که بخش بزرگی از نیروی کار آن (کارفرمایان و مشتریان متوسط) با درآمدهای ریالی محدود دست‌وپنجه نرم می‌کنند. این رویکرد باعث می‌شود نرخ‌نامه از یک «سند مرجع» پروژه‌ای، به یک «سند تزئینی» تبدیل شود که شاید فقط در همایش‌های صنفی کاربرد داشته باشد.

کدام بخش از صنف دیده شده است؟
نقد اصلی من به تغییر رویکردی است که گویی فقط یک «بخش خاص و شیک» از بدنه طراحی را ملاک قرار داده است. در این نرخ‌نامه، جای خالی فریلنسرها، طراحان جوان، استودیوهای متوسط و کسب‌وکارهای نوپا به شدت حس می‌شود.
وقتی نرخ‌ها به شکلی تعیین می‌شوند که با بودجه‌ی بخش بزرگی از پروژه‌های واقعی بازار فاصله نجومی دارند، عملاً بخش بزرگی از صنف (یعنی اکثریتِ فعال) نادیده گرفته شده‌اند. این پرسش ایجاد می‌شود که این نرخ‌نامه برای کدام بازار نوشته شده؟ برای چند شرکت بزرگ معدود که بودجه‌های میلیاردی دارند، یا برای بازاری که حیاتش در گرو توازن میان «مالک برند کوچک» و «طراح مستقل» است؟

حمایت از طراح؛ عددِ بزرگ یا منطقِ اجرایی؟
حمایت واقعی از صنف صرفاً با بالا بردن عددها اتفاق نمی‌افتد. اتفاقاً برعکس؛ وقتی عددی فراتر از منطق بازار ارائه می‌دهیم، طراح را در جلسات مذاکره خلع‌سلاح می‌کنیم. کارفرما با دیدن اعدادی که با بودجه‌اش هم‌خوانی ندارد، کل اعتبار نرخ‌نامه (و به تبعِ آن، ارزش کار طراح) را زیر سوال می‌برد.
حمایت واقعی یعنی تدوین ساختاری که طراح بتواند از آن به عنوان یک اهرم فشار منطقی در جلسات قرارداد استفاده کند؛ عددی که هم شأن هنر را حفظ کند و هم برای کارفرما قابل دفاع باشد.

سخن پایانی: نیاز به بازگشت به زمین
تعرفه‌ای که نتواند خودش را به نبضِ بازار وصل کند، محکوم به منزوی شدن است. من به عنوان کسی که روزش با چالش‌های دیزاین شب می‌شود، معتقدم انجمن باید با بدنه واقعی طراحی (طراحان مستقل و استودیوهای خرد) وارد گفتگو شود. ما نیازمند یک نرخ‌نامه حرفه‌ای هستیم، اما حرفه‌ای بودن به معنای جدا شدن از واقعیت‌های اقتصادی نیست.

امیدوارم در بازنگری‌های آتی، شاهد نرخ‌نامه‌ای باشیم که به جای «پرواز بر فراز بازار»، روی پاهای خود در «کف همین بازار» ایستاده باشد. ما به سندی نیاز داریم که به جای حسرت خوردن، به ما در گرفتن دستمزد منصفانه کمک کند.

طراحی گرافیککسب و کارهنر
۲۵
۵
رضا رادمهر
رضا رادمهر
طراح گرافیک و مدیر Raady Studio. من معتقدم بعضی حرف‌ها را نمی‌شود فقط با رنگ و فرم زد؛ باید کلمات را به خط کرد. اینجا از تجربه‌های پشت میز طراحی و دغدغه‌های دنیای دیزاین می‌نویسم.
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید