ویرگول
ورودثبت نام
Raha
Rahaجایی در اعماق اقیانوس ذهن،میان امواج🌊👤 https://t.me/helpanxiety سر بزنید
Raha
Raha
خواندن ۱ دقیقه·۹ ماه پیش

گم گشتگی و تکه ای از تامل ها

نمیدانم کی، چطور و چگونه به این جا رسیدم.فقط میدانم من نمیخواستم در اینجا باشم ،من این حس هارا نمیخواستم ولی بابت تمامشون متشکرم.
درد دنباله ی به شدت بلندی دارد هرجا برویی دنبالت خواهد امد،درد محدود به گذشته و حال نمیشود درد در وجودت حتی وقتی کوچیک ترین گوشتی از جنازه ات بر استخوان باقی نمانده است با تو خواهد بود شاید میتوان گفت تنها چیزی که میشد به ان دل بست، درد بود. در شادی ها ما فقط درد و زخم هارا میپوشانیم بلکه درد از خاطرمان برود، ولی نه؛هرچقدر هم در ان لحظه غرق در شادی و زندگی کردن رویاهایت باشی درد در گوشه ای به تو خیره شده است تو ان نگاه سنگین که فکری را در ذهن تو در به جریان میندازد حس میکنی:خب بسیار خوب پیش رفت حتمی اتفاق بدی در پیش است .
ما انسان ها معتاد به دردیم‌،ما بهش اعتیاد پیدا کردیم و خواهان وجود آنیم.از بس فضای ارومی نبود وقتی ارامشی پیش امد باز به میان بازوان درد پناه بردیم، درد رو امان دونستیم فکر کردیم بغل گرمی که همیشه پذیرا ما هست درده .اون حس پوچ و ...چه میشه گفت درد وسیع تر از ان است که بخواییم به چیز هایی مثل پوچی تشبیهش کنیم.درد خالق ترس شادی و غم است شاید اصلی ترین ریشه در وجود ادمی همان درد است .شاید نوزادان برای دردی که نمیداند چی در پیش برای انها به ارمغان گزاشته شده است اولین گریشان را سر‌میدهد؟.

خودنوشته کوتاه.

خوشحال میشم‌نظرتون رو بدونم)


درد
۱
۰
Raha
Raha
جایی در اعماق اقیانوس ذهن،میان امواج🌊👤 https://t.me/helpanxiety سر بزنید
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید