انگشت وسط معمار

در ایران در اکثر شهرها ما با 2 محدودیت مواجهه هستیم .سنت یا مذهب،در اینجا نمی خواهم درباره خوبی و بدی این دو موضوع بحث کنم .مشکل اینجاست که در کشور ما این دو موضوع وسیله ایی برای سرکوب و خفقان هستند همانطور که عشق به خون و حب الوطن خوب است ولی این مسئله ابزاری شد برای دیکتاتوری هیتلر یا موضوعی مثل برابری یا اشتراک در جامعه به خودی خود نکته مثبتی است ولی ابزاری شد برای سرکوب مردم در شوروی و کوبا و دیگر کشورهای کمونیستی . در قم ما با ترکیب این دو موضوع با غلظت زیادی زندگی می کنیم.سنت و مذهب در جزء جزء زندگی شما در قم وجود دارند. حتی اگر شما این دو را از زندگی حذف کنید جامعه شمار را با این دو معیار قضاوت می کنند.در ایران، قم سیاه ترین آسمان را دارد.از نظر سیاسی و اجتماعی قم پایگاه محافظه کاران و جناح سنتی در ایران هست و موضع و رفتار قمی ها در جریان ها با کل ایران متفاوت است برای نمونه در اعتراضات آبان ماه در قم اعتراضی صورت نگرفت یا در موضوع لیس زدن ضریح یا درب حرم حضرت معصومه (س) تمام مردم ایران وضعیت اجتماعی و فرهنگی قم را درک کردند.

با این شرایط قم شما بعنوان یک معمار باید از معماری اسلامی دفاع کرده و وجهه ی اسلامی قم را حفظ کنید. البته در بعضی از مناطق شاهد نماهای رومی یا مکعب های احمقانه هستیم. ولی در بلوار امین ما با یک حرف جدید در این بستر معماری رو برو هستیم.خود من درباره معمار این بنا یا هدف او تحقیقی نکردم با نوشتن این متن قصد دارم یک دید جدید به شما برای قضاوت این مجتمع بدهم.

مجتمع امین زیبا نیست.عادی هم نیست. شما هم حس خوبی در محیط داخلی آنجا ندارید.

چون شما اصلا نباید دنبال معیارهای زیبایی شناسی باشید.معیارهایی که هرکدام برای مخالفت با زیبایی شناسی مشخصی پدید امده اند و خود نیز پس از دوران اوج توسط فیلسوف بعدی رد می شوند.در هنر معاصر مگر شما در اثر "چشمه" دوشان یا آثار جکسون پولاک دنبال زیبایی هستید؟ یا در زمینه هیپ هاپ در ایرانی شما در زمانی که ما در دوران New school بودیم با انتشار البوم اشتباه خوب از بهرام نورایی یا خط سوم از پلاک یا نگار از سورنا با الترناتیوی مواجهه شدیم که بر خلاف عرف با موسیقی بدون قافیه بدون ریتم یا فلو ولی از این آثار بعنوان نکات مثبت این هنرمندان یاد می شود .شما دنبال زیبایی در این ساختمان هستید؟ من از شما می خواهم یرای قضاوت با من در کنار دادائیست ها با شعار "گه بر زیبایی"همصدا باشید.

شاید شما از موفقیت یا شکست تجاری این ساختمان بگویید ولی من از شما یک سوال دارم.

ونگوگ در طول حیاتش چند تابلو فروخت؟ آیا در دنیای هنر معیار خوب بودن موفقیت تجاری است؟همه از دیدن آثار ونگوگ لذت می بریم ولی این آثار در زمان حیاتش از نظر تجاری شکست خورده بودند .در سینما هم ما مثال های زیادی داریم مثلاآیا فروش فیلم اونجرز دلیل بر هنری بودن این اثر است یا در خوده ایران آیا فیلم هایی مثل اخراجی ها یا پنجاه کیلو البالو ارزش هنری دارند؟برعکس این قضیه هم همیشه وجود داشته. وودی آلن که می گوید:مردم فکر می کنند چون فیلم هایم ضرر می کنند هنرمند هستم.

حتی مقولیت از طرف متخصصین یا مردم هم معیاری نیست.افلاطون شاعران را به ارمانشهر خود راه نداد یا در نقاشی مونه،سزان و دوستان بخاطر سبک خود مورد قبول واقع نشدند و امپرسیونیست ها از سالن مردودین ظهور کردند.یا در جامعه شهری گرافرها را بعنوان وندال می شناسند و مسئولین شهری آثار گرافیتی را پاک تا تخریب می کنند. در سینما ما با لیست فیلم های کالت روبرو هستیم . اکثر مردم فیلم های گرگ وال استریت یا اینتراستلار را جزوه لیست بهترین فیلم هایی که دیدند قرار میدهند ولی اگر شما از آنان بخواهید داستان فیلم را توضیح دهند چیزی برای گفتن ندارند. هستند کارگردانان یا بازیگرانی که هیچ وقت در دوران حرفه ایی خود اسکار نگرفتند.در موسیقی عصر ما هم برای مثال بیلی ایلیش و لیدی گاگا و گروه بی تی اس برنده گرمی شدند.حتی جاستین بیبر هم دارای جوایز متعددی است.حتی در دنیای علم و فلسفه هم واکنش های عجیب تری نسبت به کسانی که حرف جدیدی گفتند وجود دارد.همه ما با داستان گالیله اشنا هستیم علاوه بر گالیله ما جوردانو برونو را داریم که به علت اعتقادات خود با حکم دادگاه او را اتش زدند.یا ویلیام تیندل یا ژان هاوس هم بخاطر حرف جدید خود کشته شدند.ویلیام هاروی که بخاطر کمک به قشر محروم و کار در درمانگاه خیریه بین مردم دارای محبوبیت بود پس از اظهار نظر خود درباره گردش خون،کبد و قلب مورد تنفر جامعه واقع شد.

زیبایی این مجتمع در حرف جدید هنجارشکنانه و نامتعارف معمار (بدون توجه به موفق بودن یا نبودن ،خوب بودن یا بد بودن آن در عمل و نتیجه کار) نسبت به زمینه فرهنگی و اجتماعی شهر است البته بعضی از معماران هم با استفاده از نمای رومی ناقص یا مکعب های خالی شده سعی در بهره برداری تجاری و مالی از این شرایط هستند که نتیجه آن می شود کارهای بساز بفروش ها در شهرک قدس که یک افتضاح را به بار آورده.این ساختمان را نباید با آثار معماران دیکانستراکشن یا آوانگارد ها مقایسه کرد چون هیچ شباهتی با این گونه آثار ندارد.مجتمع امین مانند یک فانوس یا یک نهال برای ما نسل جدید است که که برای تغییر وپیشرفت این شهر تلاش می کنند.این ساختمان سمبلی است برای تجدد خواهانی که در این شهر دنبال عوض کردن وضع موجود هستند.این اثر به همه این افراد این پیام را می دهد که در این شهر مزخرف که همه ما خروج از قم برای همیشه، یکی از آرزوهای ماست امیدِ تغییر هنوز زنده است.ساختمان مثل انگشت وسط معمار است برای همه ی محافظه کاران و ذهن های سنتی و دیکتاتور های این شهر که با ناامید کردن افراد و جلوگیری از پیشرفت با استفاده از دلایل سنتی یا مذهبی مانع تغییر و ایجاد یک دنیای بهتر برای مردم قم می شوند.