ویرگول
ورودثبت نام
روان نویس
روان نویس(INTP)جهان هر فرد، به اندازه وسعت فکر اوست." خونم جوهر خودکارمه" دانشجو معلمِ فرهنگیان| امورتربیتی
روان نویس
روان نویس
خواندن ۴ دقیقه·۱۲ ساعت پیش

اتحاد مقدس، دل به دل سنگر شدن

https://aparat.com/v/oydf88d

روایتی از آن روزهای جنگی


زیر نویس قرمز بود، از نوع چشمک زن، از همان مدل فوری هایش که معمولا خبر های ناخوش و تلخی را برای ما در چنته داشت، ما به صبح های گس و دردناک جمعه ها عادت کرده بودیم... این تن گویا بی حس شده بود، و البته که ما را به سخت جانی خود این گمان نبود!

حاج قاسم که رفت، میدان جولان باز شد، سید حسن که رفت، مزرعه گندم درهایش به سوی یورش ملخ های وحشی و کلاغ های نژند وا شد، شهید رئیسی که رفت، دیگر کسی نبود در سازمان ملل قرآن؛ کلام خدا را بر سر بگیرد، بالا بیاورد و به آن قسم بخورد که نابودی دشمنان حتمی است. حالا از شدت ضعفشان دانشمندان‌ این مملکت را ترور میکنند، ترسی بزدلانه که حتی احتمال وجود سلاح های مدرن و هسته ای ما، آنها را دیوانه میکند. سردار هایمان رفتند، سردار سلامی، سردار باقری و سردار حاجی زاده. فرزندان نسل پیامبر و علی و حسن و حسین، یادگاران تربیت ولایی و زینبی. رفتند اما بیشتر از هر زمان دیگری هستند و مکتب هایشان پابرجاست. از آن پیراهن مقدس رزم، بر تن یکایک سربازان سیدعلی است. این مملکت تک به تک درختانش با خون میلیونها شهید آبیاری شده. ما برایش جان داده ایم، خون داده ایم، دنیا داده ایم، اما خاک؟... هرگز...هرگز.

یک ریگ و کلوخ از این کشور را با تمام داشته و نداشته های گیتی معامله نمی‌کنیم. اکنون اینبار دوباره قصه ی عیسی و فرعون تکرار میشود. راست می‌گفتند، تاریخ، تکرار میشود. مردمی که از تاریخ درس و پند نگیرند مجبور به تکرار زیستی آن برای عبرت گیری هستند. میدان حق علیه باطل دوباره پیداست، این‌بار نه از دور دستها، که از بیخ گوشمان. یزید و شمر و معاویه دوباره قرآن بر سر شمشیر می‌نهند، و حسین ع از نو یار میکشد، هل من ناصر ینصرنی زمانه. جبهه حقیقی و سنگر های امروز عیان است.

و همچنان بالا رفتن انگشت تحکم و قدرت رجز خوانی بانوانی که لالایی شان شجاعت و توصیف: ما رایت الا جمیلا پس از هر شهادت بوده.

 در کرب و بلا بی طرفان بی شرفانند. از برکات جنگ همین روسیاهی دوباره ی منافقان و نفوذی های داخلیست. کنار رفتن نقاب های دروغین گرگ های بی صفت در لباس میش! خائین وطن فروشی که اثبات میکنند هیچ بویی از ناموس و شرف و غیرت و آبرو نبرده اند که البته به سزای اعمالشان میرسند اما، مرگ برایشان کم است. در مقایسه با آنکه سرود: کاش بمیرم اما وطن فروش نباشم. وطن علاج است. وطن همان آب و خاک و نان و علم و لبخند و اشک است. ایرانِ من که بر سراسر تنش زخم است اما همچنان چون کوه دماوند چون دشت لاله ها و آبشار های روان و جنگل های سبز استوار است و قد پیش هیچ یک از مزدوران تاریخ از سگان زرد و شغالان حریص گرفته تا امثال هیتلر و صدام و عالیجنابان، خم نمی‌کند.

این واژه ها را من نمی‌نویسم، این واژه ها را چون شلیک گلوله بر صفحه های تاریخ از اوایل فصل جوانی ام حک میکنم. تا زمانی که بر سر کلاس درس حاضر شدم برای شاگردانم مفتخرانه تعریف کنم قصه ی تاریخی جنگ تحمیلی رژیم موقت منحوس اسرائیل  علیه ایران عزیز و قوی را.

در صف مقدم معلمی، با سلاح قلم و کلماتم، قدرت تربیت نسل و دمیدن نفس انقلابی بر پیکره وجود دانش آموز این دیار که فردا بشوند تهرانی مقدم ها، احمدی روشن ها، چمران ها، مطهری ها و آوینی ها ...

اگر سر به سر تن به کشتن دهیم

از آن به که کشور به دشمن دهیم

چه باک وقتی مردمان شیردل و دلاور کشورم، رزمنده های شجاع دلم، و نیروهای جان بر کف نظام کشورم چون حیدر کرار می غرند و رعشه بر تن دشمن می افکنند و حکایت از رستم دستان و آرش های کمانگیر دارند.

و بانوانی که صبورانه زیر خیمه ی امام حسین، در مکتب فاطمیون با سربند یا زهرا سالها نوای یا زینب و یا رقیه بر گوش فرزندانشان زمزمه کرده اند و چون تهمینه جسور و چالاک هستند.

تهدید برای کسی است که از تهدید بترسد، آنها اگر سنگر شکن دارند ما دلگرم خیبر شکن هستیم. ما با روضه های اباعبدالله قد کشیده ایم، بهشتمان کرب و بلاست و شهادتمان افتخار ماست و آن را تبریک می گوییم! لعنت الله علی قوم الظالمین، این کینه ی کهنه ماست با یهود. در کتابان آمده مردمان پارس بر آنها چیره میشوند، این مملکت صاحب الزمان است. شیعیان علی با غسل شهادت زنده اند. محرم هایمان باشکوه تر از هر مراسمی است. آری اینجا جاییست که مردمان واقعی مان به وقت تگنا و سختی بیشتر از هر زمانی انسجام، اتحاد، همدلی و همبستگی خود را آشکار می کنند. 

ایرانوطندردکشورجنگ
۸
۰
روان نویس
روان نویس
(INTP)جهان هر فرد، به اندازه وسعت فکر اوست." خونم جوهر خودکارمه" دانشجو معلمِ فرهنگیان| امورتربیتی
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید