شیرین‌زبانی‌های فارسی

چند روز است که به پیشنهاد این پست دوستمان سرگرمِ خواندنِ کتاب "مزخرفات‌فارسی" رضا شکراللهی هستم. یادداشت‌های مختصر این کتاب به من یادآوری کرد که می‌توانم سلیقه خودم را در نوشتن و حرف زدن داشته باشم اما نمی‌توانم سلیقه‌ام را گردنِ نازکِ زبان مادری بگذارم.

در حین خواندن این کتاب، از نثرِ شیوای نوشته‌ها لذت بردم و به بسیاری از کنایه‌های طنزآمیز خندیدم، ولی یک ترسی برم داشت که شبیه ترس از امتحان املای مدرسه بود! حس کردم یک رضا شکراللهی‌ای درونم ایجاد شده که دائم از اصول نگارش و املای درستِ واژه‌ها ایراد می‌گیرد. مثلا همین پست هم مستثنی نیست، شاید کلمه "مستثنی" هم مشکلِ ریشه‌ای چیزی داشته باشد!

بهرحال من توصیه می‌کنم یک سر به نشر ققنوس بزنید و این کتاب باارزش را بخرید (و یا از فیدیبو، نسخه الکترونیک‌اش را بخرید) و غرق شوید در لذتِ خواندن نثر روان و شوخ‌طبعی‌های نویسنده، ولی کمتر از من درگیرش شوید! فارسی باهمه‌ی اشتباهات و مزخرفاتی که در آن وارد شده، همچنان شیرین و دوست‌داشتنی است تا جایی که گاهی مرز بین مزخرف‌گویی و شیرین‌زبانی مشخص نیست! اما بیایید فراموش نکنیم که "جست‌وجو" درست است نه "جستِجو"، معلق‌بازی پیش "غازی" انجام می‌شود نه "قاضی" و پلیس حق ندارد ما را "اعمال قانون کنند" و کج‌دار و "مریز" ربطی به "مریضی" خاصی ندارد.