در مددکاری اجتماعی افغانستان چه می گذرد؟

مددکاری اجتماعی افغانستان: در حالیکه خبر سفر نماینده فدراسیون مددکاری اجتماعی به افغانستان نظرها را به خود جلب کرده است، صدایی از مددکاران اجتماعی در موافقت یا مخالفت با این سفر شنیده نشده است. بنابراین اعضای تیم تخصصی مدرسه یاوری تصمیم گرفتند در این زمینه گزارشی تهیه کنند.


با جستجو درباره جامعه ی مددکاری اجتماعی در افغانستان،  تنها یک موسسه با نام «موسسه مددکاری اجتماعی افغانستان» در جستجوهای اینترنتی پیدا شد اما اطلاعاتی در مورد آن نیافتیم. در نتیجه تصمیم گرفتیم با یکی از مددکاران اجتماعی افغانستان مصاحبه ای انجام دهیم تا بخشی از نظرات این قشر را در جامعه ی فارسی زبان منعکس کرده و پیامدهای این سفر را مورد بررسی قرار دهیم. متنی که در ادامه میخوانید گزارشی کوتاه از گفتگوی ما با این مددکاری اجتماعی از افغانستان است.

لطفا درباره مددکاری اجتماعی و فضای این رشته در افغانستان توضیح دهید.

گروه آموزشی مددکاری اجتماعی (تحت الفظی کار اجتماعی) در سال 1393 در دانشگاه کابل با همکاری نهاد هایی چون نهاد بین المللی یونیسف، وزارت تحصیلات عالی و وزارت کار و امور اجتماعی تاسیس شد.  این گروه آموزشی با گرایش مسائل کودکان، در دانشگاه کابل و در دانشکده  روانشناسی و علوم تربیتی شروع به فعالیت کرد. دانشجویان و فارع التحصیلان مددکاری اجتماعی این دانشگاه  پس از فارغ التحصیلی در نهادهای بین المللی و وزارت کار و امور اجتماعی به صورت موقت مشغول به کار شدند. از آن زمان، غیر از اولین دوره، اکثریت کلاس ها در سایر دوره ها را دانشجویان دختر تشکیل داده اند و بیش از نیمی از فارغ التحصیلان در این رشته، زنان هستند.

لطفا کمی از انجمن مددکاری اجتماعی افغانستان برایمان بگویید

از ابتدای تاسیس این رشته در دانشگاه، در زمان نظام جمهوریت از سال 1396 به اینطرف چندین بار دانشجوها میخواستند در وزارت عدلیه انجمنی با نام انجمن مددکاران اجتماعی افغانستان ثبت کنند اما بنا به دلایل مختلف این کار صورت نگرفت. اما لازم است در مورد این نهاد به چند نکته ای اشاره کنم.

این موسسه که خود را Afghanistan social workers organizatio معرفی کرده است در عنوان خود دچار مشکل است، زیرا که انجمن باید با نام association معرفی شود که در آیین نامه، وظایف و مسئولیتها متفاوت عمل میکنند.

در طی این سالها هر کسی به طریقی تلاش کرد که انجمن تشکیل شود ولی این اقدامات بدون نتیجه ماند و الان با قاطعیت میگوییم نهادی که نماینده واقعیِ جامعه مددکاری اجتماعی افغانستان باشد در حال حاضر وجود ندارد. و این موسسه، نماینده جامعه مددکاران اجتماعی افغانستان به رسمیت شناخته نمی شود. لازمه وجود انجمنی به اسم “انجمن مددکاران اجتماعی افغانستان”، اینست که گنگره ای از مددکاران اجتماعی افغانستان برگزار شود و رئیس و شورای رهبری و رئیس کمیته های این انجمن طی یک دوره انتخابات شفاف و آزاد توسط مددکاران انتخاب شوند که چنین چیزی اتفاق نیفتاده و حتی روح مددکاران اجتماعی افغانستان از چنین انجمنی خبر ندارد. و این مجموعه ای که در حال حاضر خود را نماینده جامعه مددکاری اجتماعی در افغانستان اعلام و معرفی نموده است، فاقد هرگونه مشروعیت می باشد.

نظر شما در مورد سفر نماینده فدراسیون مددکاری اجتماعی به افغانستان چیست؟

ما مددکاران اجتماعی افغانستان تا قبل از منع تحصیل دختران با این سفر مشکلی نداشتیم اما در شرایطی که دختر خانمها در وضعیت فعلی افغانستان از تحصیل منع شده اند و بدنبال این موضوع، از همه فعالیتهای اساسی و بنیادی خود نیز محروم گشته اند، در واقع بهتر بگویم وقتی که این محرومیت ها به صورت آشکارا و رسمی اتفاق میافتد این سفر حرکت خوبی نیست، به دلیل اینکه مهر تاییدی خواهد بود بر همه این محدودیتها و محرومیتهای صورت گرفته بر جامعه مظلوم افغانستان. متاسفم اما به نظر میرسد هدف این سازمانها اینست که در مجامع بین المللی مطرح کنند و فاندریزینگ داشته باشند و برای مخاطبینی که از شرایط خاورمیانه خبری ندارند نقش ناجی را بازی کنند.

امارت اسلامی حاضر است هر کاری بکند که حتی شده یک نفر خارجی را ببینند و به دنیا نشان دهند که خارجی ها به ما نیاز دارند، ما با خارجی ها مراوده داریم و همه چیز سر جای خودش است.

به نظر شما، در شرایط فعلی، چه نکته مثبتی برای این سفر می تواند وجود داشته باشد؟

این سفر غیر از همه معایبی که دارد (پیش تر در سوالات قبلی عرض کردم)، میتواند صدایی باشد برای به رسمیت شناخته شدن جامعه مددکاری اجتماعی افغانستان در مجامع بین المللی، و همچنین فضایی فراهم می شود که اعضای فدراسیون درک واقعی از جامعه مددکاری اجتماعی افغانستان کسب کنند.

من فکر میکنم ممکن است این سفر برای آینده ای که امیدواریم شرایط بهتر شود و ما قدرتمندتر وارد شویم، می تواند خوب باشد. اما به نظر من این سفر بیشتر به قصد بهره مندی اقتصادی و گزارشات و نمایشهای بین المللی طراحی شده است. در شرایطی که نزدیک به 70 دختر دانشجوی این رشته، از تحصیل منع و دهها مددکار دختر از کار بیکار شده اند، این سفر چه کمکی میتواند به شرایط بکند؟

در خبر مربوطه، درباره این سفر و بعنوان یکی از اهداف آن، کمک به دانشجویان و مددکاران اجتماعی زن عنوان شده است، نظر شما در این مورد چیست؟

میزبان نماینده فدراسیون مددکاری اجتماعی، وزارت کار و امور اجتماعی است که قرار است ملاقات هایی با مقامات این وزارتخانه صورت بگیرد. این وزارتخانه هیچ اختیاری در مورد تحصیل زنان نداشته و ندارد، این تصمیم توسط شخص رئیس امارت اسلامی گرفته شده است. حتی رییس فدراسیون جهانی مددکاری اجتماعی هم بیاید کاری نمی تواند بکند. پیش تر مقامات بین المللی و نماینده خاص سازمان ملل هم صحبت کردند ولی کاری از دستشان برنیامد. اجازه تحصیل و کار زنان از حیطه صلاحیت وزارت کار و امور اجتماعی خارج است. امارت اسلامی از طریق ارتباط با افراد خارجی می خواهد مشروعیت به دست آورد.

آیا در مورد این سفر، ارتباطی با فضای آکادمیک برقرار شده است و یا نظرخواهی صورت گرفته است؟

متاسفانه باید بگویم این سفر بدون هیچ هماهنگی با دانشگاه کابل که مهد مددکاری اجتماعی افغانستان میباشد صورت گرفته است، احتمال این می رود که در طول این سفر بازدیدی از دانشگاه کابل نیز صورت بگیرد ولی تا این لحظه، گروه آموزشی مددکاری اجتماعی در دانشگاه کابل از این موضوع (تا چند لحظه پیش که من اطلاع گرفتم)، بی خبر بوده اند.

همانطور که گفتم، جامعه مددکاران اجتماعی افغانستان اکثریت زنان هستند که در این حرفه مشغول به تحصیل و اشتغال بوده اند و در حال حاضر عملاً در جامعه رسمی مددکاری اجتماعی غیرفعال هستند، در چنین شرایطی اگر کمکی هم بشود برای مردانی است که هنوز در این حرفه هستند و زنان از این خدمات محروم خواهند بود. پایان

سخن پایانی

گفتگوی ما با همکارمان در افغانستان را خواندید، به نظر میرسد علی رغم اینکه این سفر از نظر ژئوپولتیک برای هر دو طرف دارای امتیازاتی میباشد، از نظر چهارچوب اخلاق مددکاری اجتماعی به ویژه در حوزه زنان چالش هایی به همراه خواهد داشت، پیشنهاد می شود پیش از این سفر،  نظرخواهی از نهادهای دانشگاهی کابل و هرات صورت گیرد تا در صورت لزوم راهکارهایی برای حُسن استفاده از این سفر در نظر گرفته شود.

منبع: مجله اینترنتی مددکاری اجتماعی ایران