نوشتهی ریحانه ظریف
هر فرد در مسیر تحصیلی خود، روزی با این پرسش روبهرو میشود که:
«آنچه در دانشگاه میآموزم، تا چه اندازه در دنیای واقعی کاربرد دارد؟»
من، ریحانه ظریف، زمانی که وارد رشتهی مدیریت بازرگانی شدم، دقیقاً همین سؤال را در ذهن داشتم.
در ابتدا تصورم از این رشته به واحدهایی مانند بازاریابی، اقتصاد و رفتار سازمانی محدود میشد، اما بهتدریج دریافتم که مدیریت بازرگانی فراتر از اعداد، گزارشها و نمودارهاست. این رشته در حقیقت دربارهی درک رفتار انسانها، شیوهی تصمیمگیری در شرایط پیچیده،
و شناخت رابطهی میان علم و عمل است.
بسیاری تصور میکنند که «مدیریت بازرگانی» تنها به معنای افزایش فروش یا ادارهی شرکتهاست،
در حالی که به تعبیر دقیق و الهامبخش دکتر قلیزاده — استاد راهنمایی که همواره مشوق و راهنمای من بودهاند —
«مدیریت بازرگانی یعنی درک مسیر تصمیمگیری انسان در محیط پیچیده و پویای سازمانی.»
این تعریف، ظاهری ساده اما عمقی عمیق دارد.
مدیریت بازرگانی در واقع هنر بهکارگیری منابع محدود برای دستیابی به اهداف گسترده است؛
و هنر مدیر واقعی در یافتن نقطهی تعادل میان منافع، اخلاق و کارایی نهفته است.
از نگاه من، این تعادل همان چیزی است که مرز میان «مدیر فنی» و «رهبر الهامبخش» را مشخص میکند.
مدیریت فقط دربارهی تصمیمگیری نیست، بلکه دربارهی شناخت انسانها و ایجاد هماهنگی میان منافع متضاد است.
با ورود به محیط کار و تعامل با کسبوکارهای واقعی، متوجه شدم بسیاری از آموزههای دانشگاهی در عمل،شکل و معنایی متفاوت پیدا میکنند.
در فضای آکادمیک، مدلها و چارچوبها بر منطق و تئوری استوارند، اما در محیط واقعی، تصمیمگیریها بر پایهی شناخت انسانها، روابط و شرایط متغیر انجام میشود.
در یکی از گفتگوهایم با دکتر قلیزاده، ایشان جملهای گفتند که مسیر فکریام را تغییر داد:
«کلاس واقعی مدیریت، اتاق تصمیمگیری است، نه تخته وایتبرد.»
این جمله به من آموخت که مدیریت تنها مجموعهای از نظریهها نیست، بلکه مهارتی زنده و پویاست که در میدان تجربه شکل میگیرد.
در همین تجربههاست که مفاهیمی مثل مدیریت چابک (Agile Management) معنا پیدا میکنند و از سطح تئوری به ابزار واقعی تصمیمگیری تبدیل میشوند.
با وجود گستردگی این رشته، هنوز باورهای نادرستی دربارهی آن وجود دارد:
1- مدیریت بازرگانی فقط مخصوص مدیران ارشد است.
در حالی که هر فردی که تصمیمگیری، برنامهریزی یا تعامل سازمانی دارد، عملاً در حال انجام مدیریت است — حتی در مقیاسهای کوچکتر مثل گروههای دانشجویی.
2- این رشته فقط در شرکتهای بزرگ کاربرد دارد.
در واقع، اصول مدیریتی در هر سطحی از کسبوکار — از یک استارتاپ تا سازمانهای بزرگ —نقشی حیاتی ایفا میکنند.
3- بازار کار مدیریت اشباع شده است.
اگرچه رقابت بالاست، اما بازار برای افراد با مهارتهای بینرشتهای و تفکر خلاق همیشه باز میماند. کسی که بتواند دانش دانشگاهی را با تجربهی واقعی ترکیب کند، همیشه متمایز خواهد بود.
از نکات ارزشمندی که از دکتر قلیزاده آموختم، توجه ویژه به مهارتهای نرم مدیریتی بود.
ایشان میفرمودند: «مدیر موفق کسی نیست که همه چیز را بداند؛ بلکه کسی است که بتواند با انسانها بهدرستی ارتباط بگیرد.»
مهارتهایی نظیر ارتباط مؤثر، مذاکره، تصمیمگیری در شرایط عدم قطعیت، و تفکر انتقادی در عمل نقشی بسیار پررنگتر از دانش صرف دارند.
من در طول تحصیل، کوشیدم این مهارتها را از طریق تجربههای واقعی تقویت کنم.
از همکاری در پروژههای بازاریابی گرفته تا هدایت تیمهای دانشگاهی. در این مسیر فهمیدم که نظریهها بدون تجربه، در ذهن باقی میمانند؛. و تجربه بدون پشتوانهی علمی، دوام نخواهد داشت.
تحولات سریع فناوری و ظهور استارتاپها، تعریف سنتی مدیریت بازرگانی را دگرگون کرده است.
امروزه مدیران موفق، دیگر فقط برنامهریز نیستند؛ بلکه باید چابک، سازگار و یادگیرنده باشند.
مفاهیمی همچون:
مدیریت چابک (Agile Management)
رهبری تحولگرا (Transformational Leadership)
تصمیمگیری دادهمحور (Data-driven Decision Making)
به اصول بنیادین مدیریت مدرن تبدیل شدهاند.
به تعبیر زیبای دکتر قلیزاده:
«مدیریت واقعی از زمانی آغاز میشود که انسان بتواند خودش را مدیریت کند.»
این جمله به من یادآوری کرد که پیش از مدیریت سازمان، باید خود را در مسیر یادگیری، انضباط و رشد قرار دهیم
برای من، مدیریت بازرگانی تنها یک رشتهی دانشگاهی نیست، بلکه پلی است میان دانایی و عمل، میان تئوری و واقعیت.
دانش اگر به تجربه متصل نشود، در ذهن محصور میماند؛و تجربه اگر بر پایهی دانش استوار نباشد، تکرارپذیر نخواهد بود.
امیدوارم این مقاله آغاز مسیری باشد برای گفتوگو، یادگیری و بهاشتراکگذاری بینشهایی که مدیریت را نه صرفاً یک علم، بلکه نوعی نگاه به زندگی و تصمیمگیری انسانی معرفی میکنند.
گفتوگوها و راهنماییهای علمی دکتر قلیزاده
یادداشتهای شخصی نویسنده در دورهی تحصیل در رشتهی مدیریت بازرگانی
Harvard Business Review
Business Administration in Modern Times
نوشتهای از ریحانه ظریف (Reyhane Zarif)
نویسنده و پژوهشگر در حوزهی مدیریت، ذهن و رشد فردی ؛ تحلیل گر رفتار انسان در عصر هوش مصنوعی