
در قرن 5 پس از سقوط حکومت رومیان، حاکمانی در اروپا روی کار آمدند که به شدت مذهبی بودند.
در این دوران مسیحیت بر تمااام اعمال و رفتار انسان و جامعه سیطره انداخت.
ذهن ها در قرون وسطی همانطور که حاکمان میخواستند بازسازی شد.
تمام مردم برای آخرت میجنگیدند؛ در بهشت، زمین خرید و فروش میکردند؛
مرز خرافه و دین به شدت باریک شد؛ مردمی که دچار بیماری ذهنی یا درد در سر میشدند با تصور بر این که شیطان وارد مغز او شده، مغز را سوراخ میکردند؛ اگر کسی دچار بیماری میشد بر این عقیده که شیطان وارد خون او شده، خون بیمار را میکشیدند.
و اما در باب هنر و تئاتر
همهی تئاتر های شهر در قرون وسطی لغو شدند و مردم تنها اجازه اجرای تئاتر باب میل کلیسا (اجراهای مذهبی) در خود کلیسا را داشتند.
تمام نقاشها ملزم به نقاشی برای کلیسا (برای مثال اجرای انجیل بر دیوار های کلیسا) بودند.
تمام موسیقی نوازان ملزم به اجرا برای کلیسا (مراسمهای 1 شنبه کلیسا) بودند.
همه چیز در خدمت مذهب بود.
1000 سال تسلط بر اروپا باعث عصر تاریکی و تباهی، عدم پیشرفت و سکون در هنر شد.
تئاتر و نمایش در قرون وسطی به دو دسته کلی سایکِل و غیر سایکِل تقسیم شد؛
سایکل : نمایش داستان مبتنی بر داستان های مذهبی
سایکل شامل دو دسته نمایش بوده است:
غیر سایکل : نمایش های غیر مذهبی و اخلاقی
غیر سایکل ها هم به سه زیر شاخه کلی تقسیم شده اند:
پس از مدتی با شلوغ شدن کلیساها، حاکمان برآن شدند که نمایش ها خارج از کلیسا باشند.
و در این زمان و برای اولین بار در انگلستان نمایش های سیار روی روال آمدند.
ادبیات در قرون وسطی
در این دوران دو گونه ادبی معروف شد :
فابل و رومانس
- رومانسها داستان های اسطوره گونه اما تخیلی هستند؛
- و فابل ها قصه های آموزشی و اخلاقی که به زبان حیوانات نوشته میشدند.
(کتاب هایی که فابل نوشته شده اند: کلیله و دمنه، قلعه حیوانات)
معروف ترین اثر ادبی خلق شده در قرون وسطی نیز کمدی الهی اثر دانته است.
این اولین نوشته من در ویرگول بود.
قطعا نظرات و تجربیات شما در این فضا باعث افتخار من خواهد بود.
IG : MRezaHejrati