ویرگول
ورودثبت نام
رضا راثی | Reza Rasi
رضا راثی | Reza Rasiدیزاینر ساده
رضا راثی | Reza Rasi
رضا راثی | Reza Rasi
خواندن ۱۴ دقیقه·۱۵ روز پیش

دیزاین روزمره، خیابانی و مردم‌زاد ایران

ایران فقط در بناهای تاریخی، موزه‌ها، نسخه‌های خطی، فرش‌های نفیس و آثار رسمی نیست. یک بخش بسیار مهم از دیزاین ایران در جایی زندگی می‌کنه که شاید کمتر به اون توجه می‌کنیم: خیابون.

تابلوی یک مغازه قدیمی، دست‌نوشته روی شیشه سوپرمارکت، منوی یک کبابی، بسته‌بندی یک محصول محلی، نوشته پشت وانت، پوستر تبلیغاتی یک کلاس کنکور، بنر مراسم، کارت ویزیت یک تعمیرکار، رنگ‌آمیزی یک آرایشگاه، سردر یک نانوایی، قیمت‌نویسی روی مقوا، دیوارنوشته‌های شهری و حتی شکل چیدن اجناس در یک مغازه کوچک، همه بخشی از زبان بصری ایران هستن. ممکنه از نظر آکادمیک دیزاین حرفه‌ای محسوب نشن، اما از نظر فرهنگی و ارتباطی، دیزاین‌اند. چون پیام منتقل می‌کنن، اعتماد می‌سازن، توجه می‌گیرن، مسیر می‌دن، هویت محلی می‌سازن و با مخاطب واقعی حرف می‌زنن.

به این نوع دیزاین می‌تونیم بگیم دیزاین مردم‌زاد، دیزاین بومی روزمره، دیزاین خیابانی، یا نزدیک‌تر به ادبیات جهانی، vernacular design. منظور از vernacular design، دیزاینیه که از دل زندگی واقعی، عادت‌ها، نیازها، محدودیت‌ها، مهارت‌های محلی، اقتصاد روزمره و فرهنگ بصری مردم بیرون میاد. این دیزاین الزاماً توسط دیزاینر تحصیل‌کرده تولید نشده، اما به شدت حامل اطلاعات فرهنگیه.

این مقاله می‌خواد از یک زاویه مهم دفاع کنه: اگه طراح ایرانی فقط آثار رسمی، برندهای جهانی، سبک‌های غربی و طراحی‌های موزه‌ای رو ببینه، اما دیزاین روزمره ایران رو نخونه، بخش مهمی از فهم مخاطب، شهر، زبان، بازار و ارتباط واقعی رو از دست می‌ده.

دیزاین روزمره

در آموزش دیزاین، معمولاً چیزهایی که تمیز، آرشیوی، چاپ‌شده، جایزه‌گرفته یا متعلق به دیزاینرهای شناخته‌شده‌اند، جدی گرفته می‌شن. پوستر فرهنگی یک دیزاینر مشهور جدیه؛ اما تابلوی دست‌نویس یک مغازه‌دار نه. هویت بصری یک برند لوکس جدیه؛ اما بسته‌بندی یک شیرینی‌فروشی محلی نه. تایپوگرافی یک نمایشگاه هنری جدیه؛ اما نوشته‌های روی شیشه یک تعمیرگاه نه.

این نگاه قابل فهمه، اما کامل نیست. چون دیزاین فقط اون چیزی نیست که در استودیو تولید می‌شه. دیزاین همچنین در میدان زندگی اتفاق می‌افته؛ جایی که افراد با کمترین امکانات، سریع‌ترین راه برای انتقال پیام رو پیدا می‌کنن. اون‌جا که بودجه کمه، زمان کمه، مخاطب عجله داره، رقابت شدیده و پیام باید در چند ثانیه فهمیده شه.

اتفاقاً همین‌جاها برای دیزاینر بسیار آموزنده‌اند. چون دیزاین روزمره به ما نشون می‌ده مردم واقعاً چگونه اطلاعات رو می‌خونن، به چه چیزهایی اعتماد می‌کنن، چه رنگ‌هایی براشون آشناست، کدوم نشانه‌ها سریع‌تر معنا می‌سازن، کدوم نوع زبان مستقیم‌تر عمل می‌کنه و چگونه یک پیام ساده می‌تونه در شلوغی شهر زنده بمونه.

اگه دیزاین رسمی رو زبان آموخته‌شده بدونیم، دیزاین مردم‌زاد زبان زنده‌ست.

دیزاین مردم‌زاد یعنی چی؟

دیزاین مردم‌زاد یعنی دیزاینی که از دل نیاز واقعی، محیط واقعی و فرهنگ واقعی بیرون اومده. این دیزاین معمولاً دنبال نظریه‌پردازی نیست؛ دنبال کار کردنه. می‌خواد دیده شه، فهمیده شه، فروخته شه، راهنمایی کنه، هشدار بده، دعوت کنه یا اعتماد بسازه.

این نوع دیزاین چند ویژگی مهم داره:

  • اول، بسیار زمینه‌مند؛ یعنی از جغرافیا، طبقه اجتماعی، زبان محلی، اقتصاد، شغل، سنت، بازار و رفتار مردم جدا نیست.

  • دوم، اغلب اقتصادی؛ یعنی با ابزارهای در دسترس ساخته می‌شه؛ چاپ ارزون، رنگ دستی، تابلو فلزی، بنر، مقوا، کاغذ، ماژیک، استیکر، نور نئون یا حتی دست‌نوشته.

  • سوم، مستقیم؛ چون فرصت زیادی برای توضیح نداره. یک مغازه‌دار باید در چند ثانیه بگه چی می‌فروشه، چرا قابل اعتماده، قیمتش چقدره یا چه خدمتی ارائه می‌ده.

  • چهارم، از نظر زیبایی‌شناسی همیشه مطابق استانداردهای آکادمیک نیست. ممکنه ناهماهنگ، شلوغ، غیراستاندارد یا خام به نظر برسه. اما همین خامی گاهی بخشی از صداقت و قدرت اونه.

  • پنجم، حافظه جمعی می‌سازه. ما بسیاری از محله‌ها، شغل‌ها و حتی دوره‌های زندگی خودمون رو از طریق همین نشانه‌های بصری به یاد میاریم.

پس دیزاین مردم‌زاد رو نباید فقط به عنوان دیزاین بد یا دیزاین غیرحرفه‌ای رد کرد. باید اون رو به عنوان داده فرهنگی، داده ارتباطی و داده رفتاری خوند.

کشوری با چندین زبان بصری هم‌زمان

یکی از نکات مهم درباره ایران اینه که زبان بصری اون یکدست نیست. ایران فقط یک فرهنگ تصویری واحد نداره. شهرهای بزرگ، شهرهای کوچک، روستاها، مناطق مذهبی، مناطق تجاری، بازارهای سنتی، پاساژهای مدرن، محله‌های قدیمی، محله‌های نوساز، شمال، جنوب، مرکز، شرق، غرب، همه زبان‌های بصری متفاوتی دارن.

حتی در یک شهر مثل تهران، زبان بصری یک خیابان تجاری با زبان بصری یک محله مسکونی فرق داره. تابلوی یک کلینیک زیبایی در شمال شهر، با تابلوی یک تعمیرگاه در جنوب شهر، با سردر یک عطاری در بازار، با پوستر یک کنسرت، با بنر یک هیئت، با بسته‌بندی یک شیرینی‌فروشی قدیمی، هرکدوم جهان بصری خودشون رو دارن.

این تنوع برای دیزاینر بسیار مهمه. چون نشون می‌ده مخاطب ایرانی یک موجود انتزاعی و یکدست نیست. مخاطب ایرانی در بافت‌های مختلف، نشانه‌های مختلف رو می‌فهمه. ممکنه در یک زمینه، دیزاین مینیمال و سفید اعتماد بسازه؛ در زمینه‌ای دیگه، همون دیزاین بیش از حد سرد، بی‌روح یا حتی بی‌اطلاع به نظر برسه. ممکنه در یک برند تکنولوژی، خلوتی و کنترل ارزشمند باشه؛ اما در یک بازار محلی، فراوانی، رنگ، صدا و تراکم بخشی از تجربه اعتماد باشه.

دیزاینر ایرانی اگه فقط از استانداردهای جهانی دیزاین تغذیه کنه، ممکنه این تفاوت‌ها رو نبینه. اما اگه خیابان و بازار رو مطالعه کنه، می‌فهمه دیزاین همیشه باید با زمینه اجتماعی خونده شه.

تابلوهای شهری

یکی از جذاب‌ترین منابع برای مطالعه دیزاین مردم‌زاد در ایران، تابلوهای شهری‌اند. تابلوهای مغازه‌ها فقط نشانه‌های تجاری نیستند؛ آرشیوی از تایپوگرافی زنده، سلیقه عمومی، اقتصاد محلی، تکنولوژی چاپ، تغییرات فرهنگی و رقابت برای دیده‌شدنن.

در تابلوهای ایران می‌تونیم لایه‌های مختلفی ببینیم: خوشنویسی، فونت‌های دیجیتال، حروف برجسته، نئون، بنر، LED، ترکیب فارسی و انگلیسی، کلمات عربی، اصطلاحات محلی، نشانه‌های مذهبی، رنگ‌های شغلی، عکس محصول، شماره تماس، قیمت، شعار و گاهی چندین پیام هم‌زمان.

از نگاه یک دیزاینر کلاسیک، بسیاری از این تابلوها ممکنه شلوغ یا ناهماهنگ باشن. اما از نگاه یک پژوهشگر دیزاین، اون‌ها معدن اطلاعاتن. نشون می‌دن مردم چگونه برای دیده‌شدن رقابت می‌کنن، چه چیزی در یک محله نشانه اعتباره، کدام کلمات فروشنده‌ترن، چه نوع تایپوگرافی در شرایط واقعی شهر خونده می‌شه یا نمی‌شه.

اینجا مسئله این نیست که همه تابلوهای شهری خوبن؛ نه، بسیاری از اون‌ها مشکل خوانایی، سلسله‌مراتب، تناسب، رنگ، نور، فاصله و پیام دارن. اما حتی خطاهاشون هم آموزنده‌ست. چون به ما نشون می‌دن وقتی دیزاین بدون سیستم، بدون آموزش و بدون استاندارد رشد کنه، چه اتفاقی برای شهر، ارتباط و ادراک عمومی می‌افته.

بسته‌بندی‌های مردمی

قبل از اینکه بسیاری از کسب‌وکارهای کوچک کلمه برندینگ رو جدی بگیرن، بسته‌بندی‌های محلی سال‌ها کار برندینگ انجام می‌دادن. یک جعبه شیرینی، پاکت آجیل، بسته چای، قوطی ادویه، پاکت نان، برچسب عسل، بسته خرما یا جعبه گز می‌تونست با رنگ، تصویر، نام، تایپ و جنس کاغذ، حس اعتماد و آشنایی بسازه.

بسته‌بندی‌های مردم‌زاد معمولاً از نظر دیزاین سیستماتیک نیستن، اما یک ویژگی مهم دارن: به زبان بازار حرف می‌زنن. می‌دونن مشتری دنبال چیه؛ تازگی، اصالت، قیمت مناسب، کیفیت، سوغات، شهر، خاطره یا اعتماد خانوادگی. برای همین گاهی یک تصویر ساده، یک رنگ آشنا، یک نام قدیمی یا یک سبک چاپ خاص می‌تونه بیشتر از یک دیزاین بیش از حد مدرن حس اطمینان بسازه.

این برای دیزاین برند بسیار مهمه؛ چون نشون می‌ده برند فقط ظاهر شیک نیست؛ رابطه‌ایه میان حافظه، اعتماد و تکرار. برندینگ مردم‌زاد ممکنه از نظر فرم خام باشه، اما از نظر رابطه با مشتری گاهی بسیار دقیق عمل می‌کنه.

دیزاینر حرفه‌ای باید بتونه این رابطه رو بفهمه. نباید بسته‌بندی محلی رو فقط مسخره کنه یا فقط زیباترش کنه. باید بفهمه کدوم بخش اون حامل اعتماده و کدوم بخش نیاز به بازطراحی داره. اگه همه چیز رو حذف کنه و یک بسته‌بندی مینیمال بی‌ریشه بسازه، شاید از نظر گرافیکی تمیزتر شه، اما ممکنه همون حس محلی و انسانی رو از بین ببره.

دیزاین در بازار

بازار ایرونی، چه بازار سنتی و چه بازارهای روزمره شهری، یکی از مهم‌ترین آزمایشگاه‌های ارتباط بصریه. تو بازار، پیام‌ها با هم رقابت می‌کنن: قیمت‌ها، صداها، بوها، رنگ‌ها، جنس‌ها، نام‌ها، تابلوها، حرکت مردم، مسیرها، نور، سایه و رفتار فروشنده. اینجا دیزاین فقط ویژوال نیست؛ چندحسیه.

در بازار، دیزاین باید سریع عمل کنه. مشتری ممکنه چند ثانیه بیشتر توجه نکنه. بنابراین پیام باید واضح، قابل فهم و قابل مقایسه باشه. قیمت‌نویسی، دسته‌بندی کالا، چیدمان، برچسب‌ها، رنگ‌ها و حتی ریتم تکرار محصولات، همه بخشی از دیزاین ارتباط‌اند.

برای دیزاینر UX و service design، بازار یک منبع عالیه. چون نشون می‌ده مردم چگونه انتخاب می‌کنن، چگونه اعتماد می‌کنن، چگونه مسیرشون رو پیدا می‌کنن، چگونه میان گزینه‌ها مقایسه می‌کنن و چطور ارتباط انسانی می‌تونه بخشی از تجربه محصول باشه.

در دیزاین دیجیتال، ما این چیزها رو با کلمات دیگه‌ای می‌گیم: user journey، information architecture، conversion، trust signal، visual hierarchy، wayfinding و decision-making. اما بازار ایرانی سال‌هاست این مفاهیم رو در سطحی زنده، اجتماعی و فیزیکی اجرا می‌کنه.

دیزاین غیررسمی

یک نکته مهم رو باید روشن کنیم: دفاع از دیزاین مردم‌زاد به معنی تأیید همه خروجی‌های اون نیست. قرار نیست بگیم هر تابلوی شلوغ یا هر بسته‌بندی ضعیف، شاهکار دیزاینه. بسیاری از نمونه‌های دیزاین غیررسمی واقعاً مشکل دارن. گاهی شهر رو آشفته می‌کنن؛ خوانایی ندارن، پیام رو خراب می‌کنن، از نظر رنگ، فرم، تناسب یا کیفیت چاپ ضعیف‌اند.

اما موضوع اینه که حتی دیزاین ضعیف هم قابل مطالعه هستن. دیزاینر به جای اینکه فقط بگه این زشته، باید بپرسه: چرا این‌طور شده؟ چه محدودیتی داشته؟ چه نیازی رو پاسخ داده؟ چرا صاحب کسب‌وکار این فرم رو انتخاب کرده؟ مخاطب چه چیزی ازش می‌فهمه؟ کدوم بخشش کار می‌کنه و کدوم بخش شکست خورده؟ آیا مشکل از نبود آموزشه؟ از اقتصاده؟ از نبود سیستم شهریه؟ از سلیقه عمومیه؟ از ابزارهای ارزون چاپه؟ از رقابت شدید برای دیده‌شدنه؟

این سؤال‌ها دیزاین رو از قضاوت سطحی به تحلیل عمیق می‌برن.

رابطه دیزاین مردم‌زاد با هویت ایرونی

هویت بصری ایرانی فقط در آثار فاخر و رسمی شکل نمی‌گیره. بخشی ازش در همین تصاویر روزمره ساخته می‌شه. بسیاری از ما ایران رو فقط با بناهای تاریخی به یاد نمی‌آوریم؛ با خیابان‌ها، تابلوها، مغازه‌ها، بقالی‌ها، اتوبوس‌ها، دیوارها، بسته‌ها، سردرها، رنگ‌ها و دست‌نوشته‌ها به یاد می‌آوریم.

این‌ها شاید در موزه نباشن، اما در حافظه مردم هستن. برای همین، رر ایرانی اگه بخواد هویت معاصر ایران رو بفهمه، باید به این لایه‌ها هم توجه کنه. هویت فقط چیزی نیست که هنرمند یا دولت یا برند رسمی تولید می‌کنن. هویت در رفتارهای کوچک مردم هم تولید می‌شه.

از این زاویه، دیزاین مردم‌زاد نوعی حافظه بصری عمومیه. حافظه‌ای که تغییرات اقتصادی، اجتماعی، تکنولوژیک و فرهنگی رو ثبت می‌کنه. مثلاً تغییر از تابلوهای دست‌نویس به بنرهای چاپی، از نئون به LED، از فونت‌های سنتی به فونت‌های دیجیتال، از نام‌های فارسی به نام‌های ترکیبی فارسی-انگلیسی، همه فقط تغییر زیبایی‌شناسی نیستن؛ نشونه تغییر سبک زندگی‌اند.

دیزاینر ایرانی، مشاهده‌گر شهر

یکی از مهارت‌های مهم دیزاینر، دیدنه. اما دیدن حرفه‌ای با نگاه‌کردن معمولی فرق داره. دیزاین باید بتونه شهر رو مثل یک متن بخونه. وقتی در خیابان راه می‌ره، فقط از کنار تابلوها نگذره؛ اون‌ها رو تحلیل کنه. ببینه چرا یک مغازه دیده می‌شه و دیگری نه. چرا یک نوشته اعتماد می‌سازه و دیگری بی‌کیفیت به نظر می‌رسه. چرا یک بسته‌بندی حس قدیمی و معتبر داره و دیگه‌ای فقط کهنه به نظر می‌رسه. چرا یک رنگ در یک محله کار می‌کنه و در محله‌ای دیگه نه.

این مشاهده می‌تونه تبدیل به تمرین دیزاین شه. دیزاینر می‌تونه از خیابان عکس بگیره، دسته‌بندی کنه، الگوها رو بیرون بکشه، خطاها رو تحلیل کنه، تایپوگرافی‌های غیررسمی رو مطالعه کنه، رنگ‌های تکرارشونده رو استخراج کنه، پیام‌های فروش رو بررسی کنه و از دل اون‌ها به insight برسه. این کار به معنی تقلید نیست. به معنی فهمیدن زمینه‌ست.

این نگاه چه کمکی به برندینگ معاصر ایران می‌کنه؟

برندینگ معاصر ایران اگه بخواد زنده و متفاوت باشه، نمی‌تونه فقط از دو مسیر تکراری بره: یا تقلید از برندهای جهانی، یا استفاده سطحی از عناصر سنتی. یک مسیر سوم وجود داره: مطالعه زندگی واقعی ایرانی.

یک برند غذایی ایرانی می‌تونه از زبان بازار، بسته‌بندی‌های قدیمی، رنگ‌های محلی، ریتم فروش و حس اعتماد خانوادگی یاد بگیره. یک برند مد می‌تونه از خیابان، پوشش واقعی، تضاد سنت و مدرنیته، و ترکیب‌های غیررسمی شهر الهام بگیره. یک برند تکنولوژی می‌تونه از رفتار واقعی مردم با موبایل، پیام‌رسان‌ها، اعتماد، پرداخت، پشتیبانی و زبان ساده استفاده کنه. یک برند فرهنگی می‌تونه از پوسترهای شهری، سینما، کتاب‌فروشی‌ها، کافه‌ها و تایپوگرافی معاصر فارسی تغذیه کنه.

ایران فقط میراث گذشته نیست؛ رفتار امروزه و برندینگ اگه رفتار امروز رو نفهمه، فقط ظاهر می‌سازه.

این نگاه چه کمکی به UI و UX می‌کند؟

در UI/UX هم دیزاین مردم‌زاد بسیار مهمه؛ چون محصول دیجیتال در خلأ استفاده نمی‌شه؛ در زندگی واقعی مردم استفاده می‌شه. کاربر ایرانی ممکنه هم‌زمان با چند اپلیکیشن، چند زبان، چند سطح اعتماد، چند الگوی پرداخت، چند نوع سواد دیجیتال و چند زمینه فرهنگی کار کنه. اگه دیزاینر فقط الگوهای سیلیکون‌ولی رو کپی کنه، ممکنه رابط تمیز بسازه، اما تجربه واقعی کاربر رو نفهمه.

از دیزاین مردم‌زاد می‌تونیم چند چیز مهم برای UX یاد بگیریم:

  • اول، زبان ساده و مستقیم. بسیاری از پیام‌های خیابانی پیچیده نیستن؛ مستقیم می‌گن چه خبره. در UX هم microcopy باید همین‌قدر روشن باشه.

  • دوم، نشانه‌های اعتماد. در بازار واقعی، اعتماد فقط با زیبایی ساخته نمی‌شه؛ با سابقه، آشنایی، رفتار، شفافیت، قیمت، ضمانت و ارتباط انسانی ساخته می‌شه.

  • سوم، اولویت اطلاعات. دیزاین خیابانی گاهی به ما نشون می‌ده چه چیزی برای مخاطب مهم‌تره: قیمت، شماره تماس، مکان، نوع خدمات، سرعت، تخفیف یا اعتبار.

  • چهارم، تحمل شلوغی. در بسیاری از زمینه‌های ایرانی، خلوتی کامل همیشه جواب نمی‌ده. گاهی کاربر نیاز داره اطلاعات بیشتری ببینه تا اعتماد کنه. مسئله این نیست که دیزاین ر. شلوغ کنیم؛ مسئله اینه که با فرهنگ تصمیم‌گیری مخاطب آشنا باشیم.

  • پنجم، چندزبانی و چندلایه بودن. فارسی، انگلیسی، اصطلاحات محلی، عددها، نشانه‌ها و تصاویر در زندگی روزمره ما هم‌زمان حضور دارن. این برای دیزاین interface فارسی بسیار مهم است.

چرا این موضوع در آموزش دیزاین کم‌رنگه؟

یکی از دلایلش اینه که آموزش دیزاین معمولاً به سمت نمونه‌های تمیز، کلاسیک و قابل ارائه می‌ره. استاد راحت‌تر می‌تونه درباره یک پوستر مشهور یا یک برند جهانی درس بده تا درباره تابلوی یک مغازه در خیابان انقلاب یا بسته‌بندی یک محصول محلی. چون دومی بی‌نظم‌تر، غیررسمی‌تر و سخت‌تر برای تحلیله.

اما همین سختی، ارزش آموزشی داره. چون دیزاین واقعی همیشه تمیز و کنترل‌شده نیست. دیزاینر در بازار واقعی با کارفرمای محدود، بودجه کم، مخاطب پیچیده، سلیقه عمومی، محدودیت چاپ، سرعت اجرا و فشار فروش روبه‌رو می‌شه. اگه آموزش دیزاین فقط با نمونه‌های ایده‌آل جلو بره، دیزاینر برای واقعیت آماده نمی‌شه.

به همین دلیل، مطالعه دیزاین مردم‌زاد باید وارد تمرین‌های دیزاین شه. دانشجو باید بتونه یک خیابان رو مستند کنه، تابلوها رو دسته‌بندی کنه، خوانایی رو بررسی کنه، زبان پیام رو تحلیل کنه، الگوهای رنگی رو استخراج کنه و بعد از دلش یک پروژه معاصر بسازه.

از خیابون به استودیو

مهم‌ترین بخش این مسیر، ترجمه‌ست. دیزاینر نباید دیزاین مردم‌زاد رو مستقیم کپی کنه. قرار نیست تابلوی مغازه رو برداریم و همون رو در یک برند مدرن بگذاریم. باید اول بفهمیم چه چیزی درش کار می‌کنه، بعد اون اصل رو به زبان امروز ترجمه کنیم.

مثلاً از یک تابلوی دست‌نویس می‌توانیم حس انسانی، ناهماهنگی زنده و اعتماد محلی رو بگیریم، نه اینکه لزوماً همان خط رو کپی کنیم. از بسته‌بندی قدیمی می‌تونیم منطق اعتماد و حافظه رو بگیریم، نه اینکه حتماً همون رنگ‌ها رو تکرار کنیم. از بازار می‌تونیم منطق مسیر و مقایسه رو بگیریم، نه اینکه UI رو شلوغ کنیم. از قیمت‌نویسی‌های خیابانی می‌تونیم وضوح و اولویت پیام رو یاد بگیریم، نه اینکه دیزاین رو خام نگه داریم.

ترجمه یعنی تبدیل مشاهده به اصل دیزاین.

ایران فقط تو موزه نیست، تو خیابون هم هست

ایران فقط در میراث رسمی و تاریخی نیست. ایران در خیابان، بازار، مغازه، بسته‌بندی، دست‌نوشته، تابلو، بنر، رنگ، صدا، مسیر و رفتار روزمره هم حضور داره.

دیزاینر ایرانی برای ساختن زبان معاصر خودش باید هر دو رو بخونه: هم ایران تاریخی و رسمی رو، هم ایران زنده و روزمره رو. یکی به او عمق می‌ده، دیگری واقعیت. یکی ریشه می‌ده، دیگری تماس با زندگی.

دیزاین مردم‌زاد شاید همیشه زیبا نباشه، اما همیشه حرفی برای گفتن داره؛ چون از دل نیاز واقعی اومده، با مخاطب واقعی حرف زده و در شرایط واقعی امتحان شده. این چیزیه که هیچ مودبرد خارجی به تنهایی نمی‌تونه به دیزاینر ایرانی بده.

اگه یک جمله از این مقاله باقی بمونه، اینه: دیزاینر ایرانی نباید فقط ایرانِ موزه‌ای رو بخونه؛ باید ایرانِ خیابانی، بازاری، روزمره و زنده رو هم مثل یک مدرسه دیزاین جدی بگیره.

منابع و رفرنس‌ها

  • مقاله peer-reviewed Hypervernacular Design: Rethinking the Vernacular Design Paradigm طراحی vernacular رو در پیوند با عادت‌ها، فرم‌های موجود، مهارت‌ها، سنت‌ها، زبان بصری روزمره، کدهای آشنا، رسانه‌ها و فرهنگ زندگی روزمره توضیح می‌ده و اشاره می‌کنه که این نوع دیزاین با وجود نقش مهم در محیط بصری اغلب نادیده گرفته می‌شه.

  • Farshid Mesghali در مقاله Contemporary graphic design of Iran برای International Council of Design می‌گه گرافیک معاصر ایران ساختار همگن نداره و از یک طرف حوزه گسترده اطلاع‌رسانی عمومی وجود داره و از طرف دیگه گرافیک شخصی/نمایشگاهی؛ او همچنین به ضعف ارتباطی در برخی شاخه‌های گرافیک و مسئله خوانایی تابلوها، بیلبوردها و نشریات عمومی اشاره می‌کنه.

  • همون مقاله Mesghali تأکید می‌که که ارتباط، اصل پایه‌ای گرافیک دیزاینه و گرافیک باید پلی بصری میان پیام و مخاطب باشه؛ این منبع پشتوانه بخش‌های مربوط به دیزاین خیابانی، تابلو، پیام و مخاطب در مقاله‌ست.

  • منبع International Council of Design همچنین به رابطه پیچیده گرافیک ایران با غرب اشاره می‌کنه و توضیح می‌ده که فرهنگ بصری ایران در مواردی به جای توجه به شرایط خودش، معیارها و میوه‌های آماده غرب رو مصرف کرده؛ این نکته پشتوانه بحث کپی از نمونه‌های جهانی در مقاله‌ست.

  • Framer Framed درباره Reza Abedini توضیح می‌ده که او با میراث ایرانی، خوشنویسی و تایپوگرافی به شیوه‌ای خلاقانه کار می‌کنه و زبان فارسی رو هم به عنوان عنصر زیبایی‌شناسانه و هم مفهومی در دیزاین‌هاش به کار می‌گیره.

  • مقاله Graphéine درباره گرافیک ایران به نقش چاپ سنگی، رابطه زبان فارسی با تکنولوژی چاپ، شکل‌گیری گرافیک معاصر در تهران، نسل اول دیزاینرهای ایرانی مثل مرتضی ممیز، فرشید مثقالی و قباد شیوا و اهمیت حوزه فرهنگی در گرافیک ایران اشاره می‌کنه.

  • مقاله Urban Visual Intelligence توضیح می‌ده که بُعد بصری شهرها از مدت‌ها پیش موضوع مهم مطالعات شهری بوده و امروز داده‌های تصویری خیابانی و AI روش‌های تازه‌ای برای فهم ظاهر و عملکرد شهرها فراهم کردن؛ این منبع پشتوانه نگاه به شهر به عنوان داده بصری و محیط قابل مطالعه‌ست.

دیزاینایران
۱۵
۰
رضا راثی | Reza Rasi
رضا راثی | Reza Rasi
دیزاینر ساده
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید