ویرگول
ورودثبت نام
رضا راثی | Reza Rasi
رضا راثی | Reza Rasiطراح برند، هویت بصری و محصول
رضا راثی | Reza Rasi
رضا راثی | Reza Rasi
خواندن ۲ دقیقه·۲۵ روز پیش

پروتوتایپ

پروتوتایپ یک فاز نیست، تنها راه فکر کردن در طراحی است.

درک رایج از پروتوتایپ هنوز به‌شدت اشتباه است.برای بسیاری از طراحان، پروتوتایپ چیزی‌ست که بعد از طراحی ساخته می‌شود، یک نسخه نمایشی برای ارائه، یا نهایتاً تست؛ اما این نگاه، طراحی را به یک فرایند خطی و پرریسک تبدیل می‌کند. واقعیت این است که اگر پروتوتایپ را از طراحی حذف کنیم، چیزی که باقی می‌ماند تصمیم‌گیری بر اساس حدس است.

پروتوتایپ به‌عنوان ابزار فکر کردن

Kathryn McElroy در کتاب Prototyping for Designers یک تغییر زاویه مهم ایجاد می‌کند:

پروتوتایپ برای نشان دادن نیست، برای فهمیدن است.

این جمله اگر درست درک شود، کل فرایند طراحی را تغییر می‌دهد. پروتوتایپ دیگر خروجی نیست، ابزار شناخت است. در این نگاه طراحی بدون پروتوتایپ می‌شود فرضیه بدون آزمایش و دیزاینر بدون تست می‌شود تصمیم‌گیرنده نابینا.

شکست بزرگ: شروع از High-Fidelity

بیشتر طراح‌ها مستقیم وارد فاز High-Fidelity می‌شوند. زیبایی، جزئیات، انیمیشن و... هست جز یک چیز؛ قطعیت.

Jake Knapp خالق Design Sprint در Google Ventures تأکید می‌کند:

Prototype quickly, Learn faster.

اما چیزی که کمتر گفته می‌شود اینه که سرعت فقط به ابزار ربط ندارد، به سطح fidelity ربط دارد.

انتخاب من: Low-fidelity

سریع‌تر ساخته و راحت‌تر دور ریخته می‌شه. bias کمتری ایجاد می‌کنه. در حالی که High-fidelity اغلب تبدیل می‌شود به: یک تصمیم اشتباه که خیلی خوب طراحی شده.

هر پروتوتایپ باید یک سؤال داشته باشد

اگر پروتوتایپت سؤال ندارد، پاسخ هم نخواهد داشت.

این دیدگاه در کار Erika Hall هم دیده می‌شود. او روی این تأکید دارد که طراحی بدون سؤال مشخص، فقط تولید artefact است.

یک پروتوتایپ خوب یک فرضیه دارد، یک رفتار را تست می‌کند و یک ambiguity را کاهش می‌دهد.

مثلا:

آیا کاربر مسیر را می‌فهمد؟

آیا hierarchy دیده می‌شود؟

آیا interaction قابل پیش‌بینی است؟

پروتوتایپ به‌عنوان ابزار حذف، نه ساختن

این یکی از سخت‌ترین واقعیت‌ها برای طراح‌هاست. پروتوتایپ برای اضافه‌کردن نیست برای حذف‌کردن است.

Tom Kelley از IDEO می‌گوید:

Fail early to succeed sooner.

Fail کردن یعنی ایده‌ها را سریع بسازی، سریع نابودشان کنی و بدون وابستگی جلو بروی. اگر پروتوتایپت را نمی‌توانی کنار بگذاری، یعنی بیش از حد دیر ساخته‌ای.

پروتوتایپ در طراحی برند: حلقه گمشده

در طراحی گرافیک و برندینگ، پروتوتایپ تقریباً نادیده گرفته می‌شود.

طراح لوگو را می‌سازد، سیستم بصری را تعریف می‌کند و مستقیم می‌رود به اجرای نهایی اما سؤال اینجاست:

این هویت بصری کجا تست شده؟

پروتوتایپ در برندینگ می‌تواند این‌ها باشد:

  • تست لوگو در context واقعی (بیلبورد، اپ، بسته‌بندی)

  • شبیه‌سازی رفتار کاربر با برند

  • بررسی perception در سناریوهای مختلف

بدون این‌ها، چیزی که ساخته می‌شود: یک هویت زیباست، نه یک هویت کارآمد.

ابزار مهم نیست، سرعت یادگیری مهم است

یکی از بزرگ‌ترین سوءتفاهم‌ها این است که پروتوتایپ برابر با ابزار است در حالی که:

Figma فقط یک وسیله، Framer فقط یک محیط، حتی کاغذ هم می‌تواند پروتوتایپ باشد. آنچه اهمیت دارد: سرعت تبدیل ایده به تجربه قابل تست

نتیجه‌گیری:

پروتوتایپ یک فاز نیست؛ پروتوتایپ نه یک مرحله است، نه یک deliverable.

بلکه:

تنها راهی است که طراحی می‌تواند به واقعیت نزدیک شود. اگر طراحی را بدون پروتوتایپ انجام می‌دهی: داری حدس می‌زنی، داری امیدوار می‌مانی و احتمالاً داری اشتباه می‌کنی. اما اگر پروتوتایپ را به‌عنوان ابزار فکر کردن ببینی: تصمیم‌ها واقعی‌تر، ریسک‌ها زودتر دیده و طراحی‌ها از زیبا به درست بودن تبدیل می‌شوند.

پروتوتایپ
۱۶
۰
رضا راثی | Reza Rasi
رضا راثی | Reza Rasi
طراح برند، هویت بصری و محصول
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید