ویرگول
ورودثبت نام
رضا راثی | Reza Rasi
رضا راثی | Reza Rasiدیزاینر ساده
رضا راثی | Reza Rasi
رضا راثی | Reza Rasi
خواندن ۲۰ دقیقه·۲ روز پیش

کتاب و فیلم برای دیزاینر جماعت

دیزاینر فقط کسی نیست که خوب دیزاین می‌کنه. دیزاینر حرفه‌ای کسیه که خوب می‌بینه، خوب می‌خونه، خوب تحلیل می‌کنه، خوب سؤال می‌پرسه و بعد از همه این‌ها، خوب تصمیم می‌گیره. ابزارها عوض می‌شن؛ فیگما امروز هست، فردا ممکنه ابزار دیگری جاش رو بگیره. ترندها هم عمر کوتاهی دارن؛ چیزی که امروز مدرن به نظر می‌رسه، ممکنه سه سال دیگه معمولی یا حتی قدیمی باشه؛ اما ذهن دیزاینر، اگه درست ساخته شه، از ابزار و ترند جلوتر می‌زنه.

برای همین وقتی می‌گم هر دیزاینری چه کتاب‌هایی باید بخونه و چه فیلم‌هایی باید ببینه، منظورم یک لیست تزئینی برای پر کردن کتابخونه نیست. منظورم ساختن یک سیستم فکریه. یک دیزاینر باید از روان‌شناسی ادراک، تایپوگرافی، معماری اطلاعات، فرهنگ بصری، طراحی صنعتی، اخلاق تکنولوژی، آینده‌پژوهی، زیبایی‌شناسی، روایت، شهر، محصول، برند و رفتار انسان تغذیه کنه.

کتاب‌ و فیلم‌هایی که تو این مقاله معرفی می‌شه، قرار نیست فقط الهام‌بخش باشه؛ قراره زاویه دید دیزاینر رو تغییر بده. بعضی از اون‌ها به ما یاد می‌دن چرا یک درِ ساده می‌تونه بد دیزاین شده باشه. بعضی نشون می‌دن چطور یک فونت می‌تونه فرهنگ جهانی بسازه. بعضی‌هاشون یادمون می‌دن طراحی فقط حل مسئله نیست؛ گاهی ساختن پرسش‌های بهتره. بعضی هم هشدار می‌دن که دیزاین، اگه مسئولانه نباشه، می‌تونه به ابزار دستکاری رفتار انسان تبدیل شه.

در واقع این مقاله درباره کتاب و فیلم نیست؛ درباره ساختن زاویه دید دیزاینره.

چرا دیزاینر باید فراتر از آموزش نرم‌افزار مطالعه کنه؟

یکی از اشتباهات رایج در مسیر رشد دیزاینرها اینه که فکر می‌کنن یادگیری دیزاین یعنی یادگیری ابزار؛ ابزار مهمه، اما ابزار فقط زبان اجراست، نه منبع تفکر. یک دیزاینر ممکنه بتونه یک interface تمیز بسازه، اما ندونه چرا اون interface برای کاربر قابل فهمه یا نیست. ممکنه یک لوگو زیبا دیزاین کنه؛ اما ندونه اون لوگو چه نسبتی با فرهنگ، جایگاه برند و حافظه بصری مخاطب داره. ممکنه یک layout حرفه‌ای بزنه، اما ندونه grid در اصل چه کاری با نظم ادراکی انجام می‌ده.

مطالعه و دیدن آثار جدی، دیزاینر رو از سطح سلیقه به سطح استدلال می‌بره. دیزاینر حرفه‌ای نمی‌گه این بهتره چون قشنگ‌تره؛ می‌گه این تصمیم بهتره چون خوانایی رو افزایش می‌ده، بار شناختی رو کم می‌کنه، مسیر توجه رو روشن‌تر می‌کنه، ارزش برند رو دقیق‌تر منتقل می‌کنه یا رفتار کاربر رو اخلاقی‌تر و شفاف‌تر هدایت می‌کنه.

کتاب‌ها و فیلم‌های خوب، زبان تحلیل به دیزاینر می‌ده و دیزاینر بدون زبان تحلیل، حتی اگه چشم خوبی داشته باشه، در دفاع از تصمیم‌هاش ضعیف می‌مونه.

دسته اول: کتاب‌هایی برای فهم انسان و کاربرد

۱. The Design of Everyday Things : Don Norman

اگه فقط قرار باشه یک کتاب برای شروع تفکر دیزاین انتخاب کنیم، طراحی چیزهای روزمره یکی از جدی‌ترین گزینه‌هاست. اهمیت این کتاب در این نیست که درباره محصولاتی مثل در، اجاق، کلید، کنترل و اشیای روزمره حرف می‌زنه. اهمیتش در اینه که نشون می‌ده مشکل بسیاری از خطاهای انسانی، خود انسان نیست؛ دیزاین بد هستش.

Don Norman مفاهیمی مثل affordance، signifier، feedback، mapping و constraints رو وارد زبان عمومی دیزاین کرد. این مفاهیم برای UI/UX، طراحی محصول، طراحی خدمات و حتی برندینگ کاربرد دارن. وقتی کاربر نمی‌فهمه باید کجا کلیک کنه، وقتی فرم گیج‌کننده‌ست، وقتی یک دکمه رفتاری رو وعده می‌ده اما نتیجه دیگری می‌ده، ما با همون مسئله‌ای روبه‌رو هستیم که Norman درباره اشیای روزمره توضیح می‌ده.

این کتاب به دیزاینر یاد می‌ده طراحی خوب یعنی کم کردن نیاز به حدس زدن. کاربر نباید برای فهمیدن سیستم تحقیر شه. اگه کاربر اشتباه می‌کنه، قبل از سرزنشش باید از خودمون بپرسیم: آیا دیزاین مسیر درست رو واضح کرده؟

برای دیزاینری که می‌خواد حرفه‌ای فکر کنه، این کتاب فقط یک منبع UX نیست؛ یک اخلاق دیزاینه.

۲. Don’t Make Me Think : Steve Krug

اگه کتاب Norman نگاه بنیادین به دیزاین انسان‌محور می‌ده، کتاب Steve Krug نگاه بسیار عملی و مستقیم به usability در وب و موبایل می‌ده. عنوان کتاب خودش یک اصل دیزاینه: کاربر رو مجبور نکن فکر کنه.

البته منظور این نیست که کاربر نباید هیچ فکری بکنه؛ منظور اینه که interface نباید انرژی شناختی کاربر رو برای چیزهای غیرضروری مصرف کنه. کاربر باید بتونه بفهمه کجاست، چه کاری می‌تونه انجام بده، چه چیزی قابل کلیکه و بعد از اقدام چه اتفاقی می‌افته.

این کتاب برای دیزاینرهای محصول، وب‌دیزاینرها، UX Writerها و حتی برند دیزاینرهایی که با لندینگ پیج و مسیر تبدیل کار می‌کنن، بسیار مهمه؛ چون نشون می‌ده وضوح همیشه ساده‌سازی سطحی نیست؛ گاهی وضوح نتیجه حذف ابهام‌های کوچیکه.

طراحان زیادی دنبال پیچیدگی تصویری هستن تا کارشان حرفه‌ای‌تر دیده شه؛ اما Krug به ما یادآوری می‌کنه که در تجربه دیجیتال، حرفه‌ای بودن یعنی کاربر کمتر گیر کنه.

دسته دوم: کتاب‌هایی برای درک تایپوگرافی، فرم و سیستم بصری

۳. Thinking with Type : Ellen Lupton

تایپوگرافی فقط انتخاب فونت نیست. تایپوگرافی یعنی فکر کردن با فرم زبان. کتاب Ellen Lupton یکی از بهترین منابع برای فهم این موضوعه؛ چون تایپ رو هم از نظر عملی توضیح می‌ده و هم از منظر فرهنگی و ارتباطی.

این کتاب برای دیزاینرهایی که در UI، برندینگ، ادیتوریال، سوشال‌مدیا، پرزنتیشن و حتی موشن کار می‌کنن، ضروریه؛ چون متن تقریباً در همه‌چیز حضور داره. یک برند با تایپوگرافی حرف می‌زنه. یک اپلیکیشن با تایپوگرافی راهنمایی می‌کنه. یک مقاله با تایپوگرافی نفس می‌کشه. یک داشبورد با تایپوگرافی اولویت می‌سازه.

الن لوپتون به ما یاد می‌ده که حروف فقط اجزای زبان نیستن؛ عناصر محیطی‌اند. کلمه، خط، پاراگراف، ستون، فاصله، گرید و هایرنسی همه بخشی از معماری معنا هستن.

برای آینده دیزاین، این کتاب حتی مهم‌تر هم می‌شه؛ چون با رشد variable fonts، سیستم دیزاین، دسترسی و اینترفیس چند پلتفرمی، تایپوگرافی دیگه یک مهارت گرافیکی محدود نیست؛ تایپوگرافی تبدیل شده به زیرساخت تجربه.

۴. The Elements of Typographic Style : Robert Bringhurst

اگه تفکر با تایپ برای ساختن سواد تایپوگرافی مدرن عالیه، کتاب رابرت برینگهورست برای عمیق‌تر کردن نگاه تاریخی، ادبی و زیباشناختی به تایپوگرافی اهمیت داره. این کتاب تایپوگرافی رو مثل یک هنر دقیق و یک دیسپلین فرهنگی بررسی می‌کنه.

برینگهورست به ما یاد می‌ده که تایپوگرافی فقط درباره دیده شدن نیست؛ درباره ریتم، نسبت، احترام به متن، تاریخ حروف، جزئیات صفحه و اخلاق فرمه. برای دیزاینرهایی که می‌خوان از سطح سریع و ترندی فاصله بگیرن، این کتاب یک تمرین کُند دیدنه.

در دنیایی که همه‌چیز سریع تولید می‌شه، خوندن برینگهورست به دیزاینر یاد می‌ده بعضی کیفیت‌ها فقط با صبر، دقت و حساسیت ساخته می‌شن. این نگاه برای برندهای پریمیوم، دیزاین ادیتورال، کتاب، مجله، هویت بصری و حتی UIهای های‌فیدیلیتی بسیار ارزشمنده.

۵. Grid Systems in Graphic Design : Josef Müller-Brockmann

گرید یکی از مهم‌ترین ابزارهای نظم‌بخشی در دیزاینه؛ اما گرید فقط چند خط برای مرتب کردن عناصر نیست. گرید یعنی ساختن رابطه. رابطه میان متن و تصویر، میان فضا و محتوا، میان ریتم و سیستم، میان آزادی و کنترل.

کتاب مولر یکی از منابع کلاسیک و جدی برای فهم سیستم شبکه‌ای در دیزاین گرافیکه. برای دیزاینری که می‌خواد لی‌اوت رو حرفه‌ای بفهمه، این کتاب هنوز هم بسیار مهمه؛ چون نشون می‌ده سیستم بصری از تصادف نمیاد. پشت لی‌اوت خوب، منطق وجود داره.

اما نکته مهم اینه که گرید نباید زندان دیزاین شه. گرید یک سیستم تصمیم‌گیریه، نه یک قالب خشک. دیزاینر حرفه‌ای می‌دونه چه زمانی از گرید استفاده کنه، چه زمانی اون رو بشکنه و چطور شکستن اون رو معنادار کنه.

در دیجیتال دیزاین امروز، گرید به شکل ریسپانسیو لی‌اوت، دیزاین توکن، سیستم‌های فاصله‌گذاری، معماری کامپوننت و دیزاین داشبورد ادامه پیدا کرده. پس این کتاب فقط برای دیزاین چاپی نیست؛ برای فهم منطق ساختار در هر سطحی از دیزاین مفیده.

دسته سوم: کتاب‌هایی برای درک تصویر، داستان‌سرایی و فرهنگ بصری

۶. Ways of Seeing : John Berger

دیزاینر فقط نباید بتونه تصویر بسازه؛ باید بتونه تصویر رو بخونه. کتاب راه‌های دیدن یکی از منابع مهم برای فهم اینه که دیدن، عملی خنثی و طبیعی نیست. ما تصاویر رو از درون فرهنگ، قدرت، تاریخ، رسانه، جنسیت، طبقه، اقتصاد و حافظه تفسیر می‌کنیم.

برای برند دیزاینر، گرافیک، تبلیغات، UI و حتی محصول، این کتاب بسیار مهمه. چون دیزاین همیشه در زمینه اجتماعی دیده می‌شه. یک تصویر لوکس، مینیمال، انسانی، علمی یا صمیمی، فقط به خاطر فرم‌هاش چنین معناهایی نمی‌گیره؛ این معناها از فرهنگ بصری ساخته می‌شن.

برگر به دیزاینر یاد می‌ده که تصویر همیشه حامل ایدئولوژیه؛ حتی وقتی ساده و زیبا به نظر می‌رسه. این برای دیزاین تبلیغات و برندینگ بسیار مهمه، چون دیزاینر باید بدونه چه نوع نگاه و چه نوع رابطه‌ای میان مخاطب و تصویر ایجاد می‌کنه.

دیزاینر بدون سواد بصری ممکنه تصاویر زیبا بسازه، اما ندونه اون تصاویر چه چیزی رو طبیعی جلوه می‌دن، چه چیزی رو حذف می‌کنن و چه نوع قدرتی رو بازتولید می‌کنن.

۷. Understanding Comics : Scott McCloud

در نگاه اول شاید کتابی درباره کمیک برای دیزاینرهای UI، برندینگ یا گرافیک ضروری به نظر نرسه؛ اما کمیک یکی از بهترین کتاب‌ها برای فهم رابطه تصویر، زمان، روایت، فاصله، قاب‌بندی و مشارکت ذهن مخاطبه.

اسکات مک کلود نشون می‌ده که بین دو تصویر چه اتفاقی در ذهن ما می‌افته. ما فقط تصاویر رو نمی‌بینیم؛ فاصله میان تصاویر رو کامل می‌کنیم. این موضوع برای دیزاینرها بسیار مهمه، چون هر اینترفیس، هر استوری‌برد، هر توالی موشن، هر آنبوردینگ و هر پرزنتیشن نوعی داستان بصری داره.

در دیزاین تجربه، ما همیشه با توالی سروکار داریم: قبل، بعد، انتظار، نتیجه، واکنش. مک کلود به ما یاد می‌ده که مخاطب فقط مصرف‌کننده تصویر نیست؛ اون در ساخت معنا مشارکت می‌کنه.

برای همین این کتاب برای دیزاینرهای موشن، محصول، یو‌ایکس، استوری‌برد، پرزنتیشن و حتی برندینگ ارزش زیادی داره؛ چون ذهن دیزاینر رو از تصویر ثابت به سمت تجربه پیوسته می‌بره.

دسته چهارم: کتاب‌هایی برای فهم فلسفه دیزاین، کالچر و آینده

۸. Designing Design : Kenya Hara

کنیا هارا دیزاین را از زاویه‌ای بسیار متفاوت بررسی می‌کنه. در Designing Design، دیزاین فقط ساختن فرم نیست؛ نوعی حساسیت نسبت به جهانه. مفاهیمی مثل پوچی، لطافت، توجه به تجربه حسی و ظرفیت خالی برای معنا، در کار هارا بسیار مهم‌اند.

این کتاب برای دیزاینرهایی که می‌خوان از دیزاین پر سر و صدا فاصله بگیرن، بسیار ارزشمنده. مخصوصاً برای پریمیوم برندینگ، دیزاین مینیمال، دیزاین فرهنگی، پکیجینگ، ادیتورال و دیزاین تجربه.

هارا به ما نشون می‌ده که خالی بودن همیشه نبودن نیست. گاهی فضای خالی، امکان تخیله. گاهی سکوت، بخشی از ارتباطه. گاهی برند با فریاد زدن قدرتمند نمی‌شه؛ با کنترل، سکوت و دقت قدرتمند می‌شه.

این نگاه برای دنیای امروز که پر از نویز، محتوا، تبلیغ و تحریک بصریه، بسیار مهمه. دیزاینر آینده باید بدونه چه زمانی باید چیزی اضافه کنه و چه زمانی باید چیزی رو حذف کنه.

۹. Speculative Everything : Anthony Dunne & Fiona Raby

بسیاری از دیزاینرها فکر می‌کنن دیزاین یعنی حل مسئله. اما Dunne و Raby در Speculative Everything نشون می‌دن که دیزاین می‌تونه کار دیگری هم انجام بده: ساختن پرسش، باز کردن امکان‌ها، تصور آینده‌های متفاوت و نقد وضعیت موجود.

این کتاب برای دیزاینری ضروریه که می‌خواد از دیزاین صرفاً تجاری فاصله بگیره و به دیزاین به عنوان ابزار تفکر نگاه کنه. Speculative Design به ما کمک می‌کنه درباره آینده تکنولوژی، جامعه، بدن، محیط، سیاست، مصرف، هوش‌مصنوعی، داده و اخلاق فکر کنیم.

برای دیزاین تا ۲۰۳۰، این نگاه حیاتیه. چون دیزاینرها فقط قرار نیست اپلیکیشن زیباتری بسازن؛ قراره درباره اثر سیستم‌ها بر انسان و جامعه تصمیم بگیرن. وقتی هوش مصنوعی، نظارت، شخصی سازی، طراحی رفتاری و اتوماسیون وارد زندگی روزمره می‌شن، دیزاینر باید بتونه آینده رو نقد کنه، نه فقط اون رو تزئین کنه.

Speculative Everything به دیزاینر یاد می‌ده که گاهی بهترین خروجی دیزاین، یک محصول آماده فروش نیست؛ یک سؤال قدرتمنده.

دسته پنجم: فیلم‌ها و مستندهایی برای ساختن نگاه دیزاین

۱۰. Helvetica ۲۰۰۷ : Gary Hustwit

هلوتیکا فقط مستندی درباره یک فونت نیست. مستندی درباره اینه که چطور یک تصمیم تایپوگرافیک می‌تونه وارد شهر، برند، علامت گذاری، فرهنگ جهانی، مدرنیسم، تجارت و زندگی روزمره شود.

دیدن این مستند برای هر دیزاینر مهمه، چون نشون می‌ده تایپوگرافی چقدر نامرئی و در عین حال قدرتمنده. ما گاهی فکر می‌کنیم فونت فقط یک انتخاب فرمیه، اما Helvetica نشون می‌ده یک تایپ‌فیس می‌تونه زبان سازمان‌ها، شهرها و دوره‌ای از تاریخ دیزاین شه.

ارزش اصلی این مستند در تنوع دیدگاه‌هاست. برخی Helvetica رو نماد وضوح، مدرنیسم و عقلانیت می‌دونن؛ برخی دیگه اون رو بیش از حد خنثی، شرکتی و فراگیر می‌بینن. همین تضاد برای دیزاین آموزنده‌ست. چون دیزاین خوب همیشه فقط یک پاسخ نداره؛ دیزاین خوب محل گفت‌وگو میان ارزش‌هاست.

۱۱. Objectified : Gary Hustwit

عینیت یافته درباره رابطه انسان با اشیای ساخته‌شده ست. این مستند به ما یادآوری می‌کنه که دیزاین صنعتی فقط فرم دادن به محصول نیست؛ دیزاین رابطه میان بدن، رفتار، مصرف، تولید، فرهنگ و محیطه.

برای دیزاینرهای دیجیتال هم دیدن این مستند مهمه؛ چون حتی اگ با اینترفیس کار کنیم، همچنان با انسان و رفتار سروکار داریم. یک دکمه دیجیتال هم نوعی شیء هستش؛ یک کارت محصول، یک کنترل، یک فرم،یک نوتیف. همه این‌ها در زندگی کاربر اثر می‌گذارن.

عینیت یهافت کمک می‌کنه دیزاینر از سطح اسکرین فاصله بگیره و دیزاین رو در جهان واقعی ببینه. اینکه اشیا چگونه تو دست قرار می‌گیرن، چگونه کهنه می‌شن، چگونه مصرف می‌شن، چگونه دور ریخته می‌شن و چگونه شخصیت انسان رو بازتاب می‌دهن.

۱۲. Rams : Gary Hustwit

مستند رامز درباره Dieter Rams هستش؛ یکی از مهم‌ترین دیزاینرهای صنعتی قرن بیستم. اما اهمیت این فیلم فقط در شناخت رامز نیست. اهمیتش در مواجهه با یک سؤال اساسیه: آیا دیزاین بیشتر به تولید چیزهای بهتر کمک کرده یا به مصرف بیشتر؟

رامز با فلسفه کمتر، اما بهتر شناخته می‌شه. این نگاه برای دیزاینر امروز بسیار حیاتیه؛ چون صنعت دیزاین گاهی گرفتار تولید مداوم، تغییرات سطحی، trend chasing و زیباسازی مصرف شده. رامز به ما یادآوری می‌کنه دیزاین باید مسئولانه، پایدار، قابل فهم و ماندگار باشه.

برای دیزاینر برند، محصول، UI و حتی محتوا، این مستند یک تمرین اخلاقیه. آیا چیزی که دیزاین می‌کنیم واقعاً لازمه؟ آیا طول عمر داره؟ آیا به زندگی کاربر کمک می‌کنه؟ آیا فقط زیباست یا بهتر هم هست؟

۱۳. Abstract: The Art of Design : Netflix

ابسترک یک مجموعه مستند درباره دیزاینرها در رشته‌های مختلفه؛ از گرافیک و معماری تا دیزاین صحنه، کفش، تصویرسازی، عکاسی، خودرو و دیزاین لباس. ارزش این مجموعه در اینه که نشون می‌ده دیزاین یک رشته واحد با یک خروجی ثابت نیست؛ دیزاین یک طرز فکر میان‌رشته‌ایه.

برای دیزاینر جوان، Abstract می‌تونه بسیار الهام‌بخش باشه؛ اما برای دیزاینر حرفه‌ای هم مهمه، چون فرآیند فکر کردن دیزاینرهای مختلف رو نشون می‌ده. مثلاً گرافیک دیزاین، معمار، دیزاینر لباس و دیزاینر محصول ممکنه خروجی‌های متفاوت داشته باشن، اما همه با مسئله، محدودیت، روایت، فرم، مخاطب و تصمیم سروکار دارن.

دیدن این مجموعه کمک می‌کنه دیزاینر بفهمه discipline خودش فقط بخشی از یک جهان بزرگ‌تره؛ برندینگ از معماری یاد می‌گیره، UI از سینما یاد می‌گیره، تایپوگرافی از موسیقی ریتم می‌گیره، طراحی محصول از بدن و رفتار می‌آموزه.

۱۴. Design & Thinking

Design & Thinking مستندی درباره دیزاین تفکره و با چهره‌هایی از حوزه تفکر دیزاین، نوآوری و کسب‌وکار گفت‌وگو می‌کنه. دیدن این مستند برای دیزاینرهایی که با کارفرما، استارتاپ، محصول، سرویس یا سازمان کار می‌کنن مهمه؛ چون نشون می‌ده دیزاین فقط خروجی نیست؛ یک روش حل مسئله سازمانیه.

در این نگاه، دیزاین وارد کسب و کار، استراتژی، نوآوری و فرهنگ می‌شه. دیزاینر دیگه فقط کسی نیست که مرحله آخر پروژه رو زیبا کنه؛ دیزاینر می‌تونه از ابتدا در تعریف مسئله، فهم کاربر، ساخت فرضیه، ایده‌پردازی و تست نقش داشته باشه.

البته باید مراقب بود تفکر دیزاین رو به چند کارگاه و استیکی‌نوت تقلیل ندیم. ارزش واقعی اون زمانی‌ست که به تصمیم‌گیری، آزمایش، همکاری و فهم عمیق انسان کمک کنه.

۱۵. Eames: The Architect and the Painter

Charles و Ray Eames فقط دیزاینر مبلمان نبودن. اون‌ها نمونه‌ای از دیزاین به عنوان شیوه زندگی، آزمایش، بازی، ساخت، فیلم، آموزش، نمایشگاه، معماری و ارتباط بودن. مستند معمار و نقاش نشون می‌ده که دیزاین می‌تونه یک studio culture باشه؛ فرهنگی از کنجکاوی، ساختن، تست کردن و ترکیب رشته‌ها.

برای دیزاینرها، Eamesها یادآور این هستن که دیزاین فقط فایل نهایی نیست. دیزاین می‌تونه تحقیق، کارگاه، عکاسی، فیلم، آبجکت، نمایشگاه و تجربه باشه. اون‌ها به ما یاد می‌دن بازیگوش بودن با جدی بودن تضادی نداره. اتفاقاً بسیاری از ایده‌های بزرگ از بازی جدی با ماده، فرم و مسئله بیرون میاد.

۱۶. Urbanized : Gary Hustwit

Urbanized درباره دیزاین شهرهاست. شاید در نگاه اول برای گرافیک یا UI مستقیم به نظر نرسه، اما برای هر دیزاینری مهمه چون شهر یکی از پیچیده‌ترین سیستم‌های دیزاین‌شده توسط انسانه.

تو شهر، همه چیز به هم وصله: مسیر، نشانه، تراکم، رفتار، اقتصاد، سیاست، حمل‌ونقل، نور، امنیت، فضا، دسترسی و تجربه روزمره. دیدن شهری‌شده به دیزاینر یاد می‌ده که دیزاین در مقیاس بزرگ، فقط زیبایی نیست؛ مدیریت پیچیدگیه.

برای یک UX Designer، شهر می‌تونه شبیه یک اینترفیس عظیم باشه. اگه نشانه‌گذاری بد باشه، مردم گم می‌شن. اگه مسیرها نادرست باشن، رفتارها مختل می‌شن. اگه فضا انسانی نباشه، تجربه آسیب می‌بینه. این همون چیزیه که در مقیاس کوچک‌تر در محصول دیجیتال هم اتفاق می‌افته.

۱۷. Playtime : Jacques Tati

Playtime یک مستند دیزاین نیست؛ اما برای دیزاینرها فوق‌العاده مهمه. این فیلم جهان مدرن، معماری شیشه‌ای، نظم بیش از حد، تکنولوژی، مصرف و رابطه انسان با محیط مصنوعی رو با طنز و دقت بصری نشون می‌ده.

ارزش Playtime برای دیزاینر در اینه که ما رو مجبور می‌کنه به جزئیات فضا، حرکت، صدا، رفتار و بیگانگی انسان در محیط مدرن توجه کنیم. این فیلم به ما نشون می‌ده دیزاین اگه بیش از حد سیستماتیک، سرد و غیرانسانی شه، ممکنه از نظر ظاهری پیشرفته باشه اما از نظر تجربه انسانی شکست بخوره.

برای دیزاینرها UI و محصول، Playtime یک هشداره: اینترفیس تمیز همیشه اینترفیس انسانی نیست. نظم زیاد اگر با فهم رفتار انسان همراه نباشه، می‌تواد تبدیل به سردرگمی شه.

۱۸. Her : Spike Jonze

Her یکی از مهم‌ترین فیلم‌ها برای فکر کردن درباره آینده اینترفیس، هوش‌مصنوعی، صدا، احساس، رابطه انسان و تکنولوژیه. برخلاف بسیاری از فیلم‌های آینده‌نگر که تکنولوژی رو با نمایشگرهای پیچیده و گرافیک‌های شلوغ نشون می‌دن، Her آینده‌ای آرام‌تر، نرم‌تر و انسانی‌تر تصویر می‌کنه.

برای دیزاینرهایی که با هوش مصنوعی، رابط صوتی، دستیار شخصی، دیزاین احساسی و محاسبات محیطی سروکار دارن، Her بسیار آموزنده‌ست. چون سؤال اصلی فیلم فقط این نیست که تکنولوژی چه کاری می‌تونه انجام بده؛ سؤال اینه که تکنولوژی چه نوع رابطه‌ای با انسان می‌سازه.

دیزاینر باید بتونه interfaceهای کمتر نمایشی اما عمیق‌تر دیزاین کنه. تجربه‌هایی که در زندگی حل می‌شن، نه اینکه دائم خودشون رو به رخ بکشن. Her به ما نشون می‌ده آینده دیزاین شاید کمتر درباره اسکرین و بیشتر درباره رابطه، صدا، حضور و اعتماد باشه.

۱۹. The Social Dilemma

هر دیزاینری که با محصول دیجیتال، شبکه اجتماعی، رشد، تعامل، نوتیف، فید، شخصی‌سازی یا هوش‌مصنوعی کار می‌کنه، باید درباره مسئولیت دیزاین فکر کنه. معضل اجتماعی مستندی‌ست که درباره اثر شبکه‌های اجتماعی بر رفتار انسان و جامعه هشدار می‌ده.

ممکنه با همه مواضع فیلم موافق نباشیم، اما اهمیتش در اینه که مسئله‌ای جدی‌ای رو به زبان عمومی مطرح می‌کنه: دیزاین می‌تونه رفتار انسان رو شکل بده. وقتی دیزاین برای نگه داشتن کاربر، افزایش زمان مصرف، تحریک احساسات یا دستکاری توجه بهینه شه، دیگه فقط با UX سروکار نداریم؛ با اخلاق، سلامت روان، سیاست و جامعه سروکار داریم.

این فیلم به دیزاینر یادآوری می‌کنه که کار می‌کنه همیشه به معنی درسته نیست. یک الگو ممکنه تبدیل رو بالا ببره اما اعتماد رو تخریب کنه. یک نوتیف ممکنه تعامل بسازه اما اضطراب همراه داشته‌باشه. یک فید ممکنه رتنشن رو افزایش بده اما آگاهی رو محدود کنه.

دیزاینر باید بتونه بین اثر کوتاه‌مدت و مسئولیت بلندمدت تفاوت بگذاره.

چطور اینارو واقعاً یاد بگیرم؟

فقط خواندن و دیدن کافی نیست، دیزاینر باید با روش مطالعه کنه. پیشنهاد من اینه که برای هر کتاب یا فیلم، سه خروجی بسازی:

  • اول، یک خلاصه یک‌صفحه‌ای از ایده‌های اصلی.

  • دوم، سه اصل قابل استفاده در کار خودت.

  • سوم، یک مثال واقعی از پروژه‌ای که می‌تونی اون اصل رو درش اجرا کنی.

مثلاً بعد از خوندن Don’t Make Me Think، فقط ننویس کاربر نباید گیج شود؛ یک صفحه از سایت یا اپلیکیشن خودت رو باز کن و بپرس کجا کاربر مجبوره بی‌دلیل فکر کنه؟

بعد از دیدن Helvetica، فقط درباره فونت حرف نزن؛ برو یک برند رو بررسی کن و ببین تایپوگرافیش چگونه شخصیت برند رو ساخته.

بعد از دیدن Rams، یکی از پروژه‌هات رو بررسی کن و بپرس کدوم بخش رو می‌شه کمتر اما بهتر کرد؟

بعد از خوندن Speculative Everything، یک سناریوی آینده برای محصول یا برند بساز و ببین اگه این دیزاین در مقیاس بزرگ استفاده شه، چه پیامدهایی خواهد داشت.

یادگیری طراحی زمانی واقعی می‌شه که از منبع به تصمیم برسه.

ترتیب پیشنهادی مطالعه و تماشا

اگه تازه می‌خوای این مسیر رو شروع کنی، ترتیب پیشنهادی من اینه:

  • اول The Design of Everyday Things رو بخون تا نگاه انسان‌محور بگیری.

  • بعد Don’t Make Me Think رو بخون تا usability رو عملی بفهمی.

  • بعد Helvetica و Thinking with Type رو کنار هم ببین و بخون تا تایپوگرافی رو هم در فرهنگ و هم در اجرا بفهمی.

  • بعد Grid Systems رو مطالعه کن تا نظم layout برات جدی شه.

  • بعد Ways of Seeing و Understanding Comics رو بخون تا تصویر، روایت و ادراک رو عمیق‌تر ببینی.

  • بعد Objectified و Rams رو ببین تا دیزاین رو در محصول، مصرف و مسئولیت بفهمی.

  • بعد Designing Design رو بخون تا سکوت، خالی بودن و حساسیت فرهنگی وارد نگاهت شه.

  • بعد Abstract و Eames رو ببین تا بفهمی دیزاین چقدر میان‌رشته‌ایه.

  • بعد Urbanized و Playtime رو ببین تا سیستم، فضا و رفتار انسان رو در مقیاس بزرگ‌تر تحلیل کنی.

  • در نهایت Her، The Social Dilemma و Speculative Everything رو کنار هم قرار بده تا درباره آینده، AI، اخلاق و نقش دیزاینر در ساختن جهان بعدی فکر کنی.

این ترتیب از استفاده شروع می‌شه، به فرم می‌رسه، وارد فرهنگ می‌شه، بعد سیستم رو می‌بینه و در نهایت به آینده و مسئولیت ختم می‌شه.

دیزاینر باید کتابخانه داشته باشه

پورتفولیو نشون می‌ده چی ساختی اما کتابخانه ذهنی نشون می‌ده چطور فکر می‌کنی. یک دیزاینر ممکنه کارهای زیبا داشته باشه اما اگه پشت اون کارها تفکر نباشه، رشدش محدود می‌شه. در مقابل، دیزاینرهایی که می‌خونن، می‌بینن، تحلیل می‌کنن و از رشته‌های مختلف تغذیه می‌گیرن، به مرور صاحب زاویه دید می‌شن و زاویه دید، چیزیه که دیزاینر رو از اجراکار جدا می‌کنه.

کتاب‌ها و فیلم‌هایی که تو این مقاله معرفی شد، یک لیست نهایی و بسته نیست؛ بلکه ستون فقراته. از اینجا به بعد، هر دیزاینر باید کتابخانه خودش رو بسازه؛ بر اساس حوزه کاری، شخصیت، علاقه، بازار، پروژه‌ها و آینده‌ای که می‌خواهد درش نقش داشته باشه.

اگر قرار باشد فقط یک جمله از این مقاله بماند، این است:

دیزاینر خوب فقط خوب دیزاین نمی‌کنه؛ خوب می‌بینه، خوب می‌خونه، خوب تردید می‌کنه و بعد دقیق‌تر از قبل تصمیم می‌گیره.

منابع و رفرنس‌ها

۱. The Design of Everyday Things اثر Don Norman یکی از منابع اصلی طراحی انسان‌محور و usability هستش و نسخه بازبینی‌شده اون با ISBN 978-0-465-05065-9 منتشر شده. توضیحات ناشران و فروشگاه‌های رسمی کتاب، محور کتاب رو رابطه میان دیزاین و خطاهای کاربر، visibility، mapping و constraints معرفی می‌کنن.

۲. Steve Krug در صفحه رسمی کتاب Don’t Make Me Think, Revisited توضیح می‌ده که هدفش ساده‌تر کردن فهم usability برای دیزاینرها و سازندگان محصول بوده؛ صفحه کتاب همچنین اشاره می‌کنه که این اثر به یکی از معرفی‌های رایج به UX تبدیل شده.

۳. Thinking with Type اثر Ellen Lupton در نسخه سوم بازبینی و توسعه‌یافته، توسط Princeton Architectural Press / Chronicle Books معرفی شده و به‌عنوان راهنمای تایپوگرافی برای دیزاینرها، نویسندگان، ویراستاران و دانشجویان شناخته می‌شه.

۴. The Elements of Typographic Style اثر Robert Bringhurst به‌عنوان کتابی درباره طراحی حروف، الفبا، صفحه‌آرایی، حاشیه‌ها، پاورقی‌ها و تاریخ تایپوگرافی معرفی شده است.

۵. Grid Systems in Graphic Design اثر Josef Müller-Brockmann به‌عنوان راهنمایی برای گرافیک‌دیزاینرها، تایپوگرافرها و دیزاینرهای سه‌بعدی معرفی می‌شه و درباره gridهای ۸ تا ۳۲ فیلدی و استفاده مفهومی از سیستم شبکه‌ای توضیح می‌ده.

۶. Ways of Seeing اثر John Berger بر اساس مجموعه تلویزیونی BBC ساخته شد و ناشر Penguin اون رو از آثار تأثیرگذار درباره شیوه دیدن و تحلیل تصویر معرفی می‌کنه.

۷. Speculative Everything اثر Anthony Dunne و Fiona Raby توسط MIT Press معرفی شده و درش دیزاین نه فقط برای ساخت اشیا، بلکه برای ساخت ایده‌ها و تصور آینده‌های ممکن بررسی می‌شه.

۸. Designing Design اثر Kenya Hara توسط Lars Müller Publishers معرفی شده و بر مفاهیمی مانند emptiness، سنت‌های بصری و فلسفی ژاپن و نمونه‌هایی از کارهای Hara تأکید داره.

۹. مستندهای Helvetica، Objectified، Rams و Urbanized از Gary Hustwit در صفحات رسمیش معرفی شده‌؛ به‌ترتیب درباره تایپوگرافی و فرهنگ بصری، رابطه انسان با اشیای ساخته‌شده، Dieter Rams و آینده دیزاین و دیزاین شهرهاست.

۱۰. Netflix مجموعه Abstract: The Art of Design رو مجموعه‌ای درباره ذهن دیزاینر نوآور در رشته‌های مختلف معرفی می‌کنه و توضیح می‌ده که دیزاین چگونه بر جنبه‌های مختلف زندگی اثر می‌گذاره.

۱۱. مستند Design & Thinking در وب‌سایت رسمیش به‌عنوان فیلمی درباره design thinking معرفی شده و شامل گفت‌وگو با چهره‌هایی مثل Tim Brown، Roger Martin، Bill Moggridge و David Kelley هستش.

۱۲. درباره Playtime، منابع سینمایی و نقدهای معتبر به جهان شیشه و فولاد Tati، ساخت مجموعه عظیم «Tativille» و نگاه انتقادی فیلم به معماری و نظم مدرن اشاره می‌کنه.

۱۳. درباره Her، منابع دیزاین و تکنولوژی مثل Wired و It’s Nice That به نقش فیلم در تصور آینده UI، دیزاین گرافیک داخل جهان فیلم و تکنولوژی کمتر آشکار اما عمیق‌تر اشاره کرده.

۱۴. Netflix و وب‌سایت رسمی The Social Dilemma این اثر رو مستند/درام درباره اثرات انسانی و اجتماعی شبکه‌های اجتماعی معرفی می‌کنن و توضیح می‌دن که فیلم با حضور متخصصان تکنولوژی به پیامدهای پلتفرم‌های اجتماعی می‌پردازه.

دیزاینرکتابمعرفی فیلمدیزاین
۱
۰
رضا راثی | Reza Rasi
رضا راثی | Reza Rasi
دیزاینر ساده
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید