لا به لای اطراف

1 - گاهی که از دستمون در میره , یه کتاب باز میکنیم و چند خطی اکسیژن به مغزمون می رسونیم .
لا به لای کلمات یه چیزایی رو پیدا می کنیم که از قبل تر , تو مغزمون بوده و یهویی جرقه میزنه !

2 - گاهی که از دستمون در میره , کفش کتونی می پوشیم و دو سه متری تاخت میریم. لا به لای قدمامون ضربان قلبمون میره بالا و خون به مغزمون میرسه .

3 - گاهی که از دستمون در میره , به جای اینکه عصابانی باشیم یه نخ سیگار می گیرونیم . لا به لای دودا به پستی و بلندی اندام زندگی خیره می شیم.