ویرگول
ورودثبت نام
رضوان عبدالی
رضوان عبدالیدانشجوی ارشد حقوق تجارت بین الملل علاقه مند به سیاست🤍
رضوان عبدالی
رضوان عبدالی
خواندن ۳ دقیقه·۶ ماه پیش

سونامی؛ خشم طبیعت یا جنگ خاکستری ؟



وقوع سونامی قدرتمندی که نه‌تنها سواحل خاور دور روسیه، بلکه جزایر هاوایی در ایالات متحده و مناطقی از ژاپن را تحت تأثیر قرار داده، بار دیگر توجه تحلیل‌گران امنیتی را به سناریوهای جنگ ژئوفیزیکی و تسلیحات مخفی معطوف کرده است. این سونامی به‌قدری نیرومند بود که نه‌فقط منجر به هشدارهای رسمی در هاوایی شد، بلکه در ژاپن نیز، به‌ویژه در نواحی نزدیک به نیروگاه هسته‌ای فوکوشیما، مقام‌های محلی دستور آمادگی برای تخلیه را صادر کردند. چنین سطحی از هشدارها آن‌هم در مناطقی با حساسیت بالا، نمی‌تواند صرفاً به عنوان یک پدیده طبیعی عبور کند، به‌ویژه اگر آن را در بستری از تحولات ژئوپلیتیکی پرتنش میان روسیه و بلوک غرب تحلیل کنیم.

نیروگاه فوکوشیما، که از سال ۲۰۱۱ و فاجعه زلزله و سونامی آن سال در کانون نگرانی‌های زیست‌محیطی و امنیت هسته‌ای جهان قرار دارد، هنوز آسیب‌پذیری شدیدی در برابر هرگونه تهدید طبیعی یا مصنوعی دارد. وقتی هشدار تخلیه در این منطقه صادر می‌شود، به‌معنای آن است که تهدید جاری از آستانه‌های معمول فراتر رفته است. این سونامی خاص، به واسطه گسترش و شدتی که در چند هزار کیلومتر از آب‌های اقیانوس آرام رخ داد، شباهت‌هایی با پروژه‌های فرضی جنگ ژئوفیزیکی دارد که در ادبیات نظامی و اطلاعاتی روسیه و آمریکا سال‌هاست مورد بررسی و توسعه بوده‌اند.

روسیه پیش‌تر از سامانه‌ی ابرسلاح‌های راهبردی خود نظیر پوزئیدون (Poseidon) رونمایی کرده بود؛ یک زیردریایی بدون سرنشین اتمی که قابلیت ایجاد امواج عظیم (حتی در حد سونامی) را دارد و یکی از اهداف اعلامی آن، ایجاد «سونامی پرتوزا» در سواحل دشمن است. ایده چنین سلاحی، در مرز میان علم و فاجعه زیست‌محیطی، دقیقاً همان‌جایی است که جنگ خاکستری به حوزه‌ی طبیعت و محیط‌زیست کشیده می‌شود.

افزون بر آن، در تاریخچه‌ای نه‌چندان دور، پروژه‌های مشابهی نیز توسط آمریکا در دوران جنگ سرد پیگیری می‌شد، از جمله تحقیقاتی در باب امکان استفاده از ارتعاشات زیرسطحی، انفجارهای کنترل‌شده در لایه‌های ژرف زمین و حتی استفاده از تغییرات دمایی و فشار برای تولید پدیده‌های طبیعی به شکل تصنعی. این پروژه‌ها که عمدتاً در چارچوب عملیات‌های فوق‌سری صورت می‌گرفتند، اکنون با پیشرفت فناوری و استفاده از هوش مصنوعی و شبیه‌سازی‌های اقیانوسی، بار دیگر به‌عنوان تهدیدی بالقوه در رقابت ژئوپلیتیکی قرن ۲۱ مطرح شده‌اند.

بنابراین، وقوع سونامی‌ای که به‌طور همزمان، ساحل روسیه، هاوایی (قلب نظامی اقیانوس آرام آمریکا) و سواحل ژاپن را متأثر می‌کند، نمی‌تواند تنها در چارچوب گسل‌های اقیانوسی یا لرزش‌های طبیعی تبیین شود. به‌ویژه آنکه واکنش سریع و محتاطانه ژاپن نسبت به فوکوشیما، که همچنان نماد ضعف ساختار ایمنی هسته‌ای در برابر بلایای طبیعی است، می‌تواند حامل این پیام باشد که کشورها این بار با «خطر طبیعی برنامه‌ریزی‌شده» مواجه شده‌اند.

از این منظر، می‌توان این سونامی را ـ ولو فعلاً در سطح فرضیه ـ در امتداد استراتژی فشار و بازدارندگی خاکستری روسیه نسبت به آمریکا و متحدانش قلمداد کرد. روسیه نیازی به اعتراف مستقیم ندارد؛ چرا که مزیت این نوع جنگ‌ها، همان انکارپذیری و ابهام دائمی در نقش آفرین است. اما پیام در لایه‌های ژئوپلیتیکی به‌روشنی ارسال شده است: «ابزارهایی در اختیار داریم که حتی مرز میان طبیعت و فناوری را نیز بی‌اعتبار می‌کنند، و نیازی نیست برای ارسال هشدار، یک گلوله هم شلیک شود.»

این تحولات، بیش از هر زمان دیگری، ضرورت بازاندیشی در مفاهیم سنتی جنگ و امنیت را به ما یادآوری می‌کنند؛ جایی که زمین، دریا، و حتی طبیعت، به صحنه‌ی درگیری قدرت‌های بزرگ بدل می‌شوند، بدون آنکه اعلام جنگی در کار باشد.
👤 @GhalamRoyeMasheh | رفیق سابق آیت‌الله

جنگایالات متحدهنیروگاه هسته‌ایهوش مصنوعیروسیه
۱
۰
رضوان عبدالی
رضوان عبدالی
دانشجوی ارشد حقوق تجارت بین الملل علاقه مند به سیاست🤍
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید