در فضای پیچیده و پرتنش جغرافیای سیاسی امروز، ماجرای کریدور زنگزور دیگر یک موضوع ساده و محلی نیست؛ این مسئله به یک چالش کلان تبدیل شده که مستقیم به امنیت و سرنوشت تمامیت ارضی ایران گره خورده است. دیدار تازه الهام علیاف با دونالد ترامپ، با همان صحنه نمادین نشستن رئیسجمهور آذربایجان روی یک چهارپایه کوتاه کنار رئیسجمهور سابق آمریکا، فقط یک نمایش ساده نبود؛ این حرکت حامل پیامی روشن و قدرتمند بود درباره تغییر موازنه قدرت در قفقاز و جایگاه حساس باکو در این معادله پیچیده. این دیدار نشان میدهد که آذربایجان حاضر است برای پیشبرد منافع خود حتی در مقابل روسیه و ایران، بازی با بلوک غرب را به جان بخرد.
اگر کریدور زنگزور از دست ایران و ارمنستان خارج شود، این فقط قطع یک مسیر زمینی نیست؛ بلکه دریچهای باز میشود که ناتو و اسرائیل میتوانند مستقیم به حیاط خلوت شمالغربی ایران نفوذ کنند. یعنی آمریکا بیآنکه جغرافیا تغییر کند، به مرزهای ایران نزدیک میشود. چیزی که پیشتر در جنگ ۲۰ روزه ایران و اسرائیل دیدهایم، وقتی باکو بدون هیچ ترسی مرز هواییاش را برای عبور جنگندههای اسرائیلی به سمت ایران باز گذاشت.
اما یک نکته دیگر هم هست که نباید از آن غافل شد؛ عقبنشینی روسیه در برابر این تحولات. شاید جنگ اوکراین و فشارهای اقتصادی دلیل اصلی باشد، اما این عقبنشینی بیش از آنکه صرفاً یک پیامد نظامی یا اقتصادی باشد، گویی بخشی از یک معامله بزرگتر است. همانطور که احمدینژاد به صراحت گفته: روسیه ایران را به آمریکا واگذار کرده و در مقابل آمریکا اوکراین را به روسیه. این دیدگاه کمک میکند تا علت انفعال روسیه در مقابل پروژههای غرب در قفقاز بهتر فهمیده شود.
از طرفی، ترکیه با بازی دوگانهاش، همزمان نفوذ پانترکیستیاش را در منطقه گسترش میدهد و از سوی دیگر در تعاملاتش با ناتو و آمریکا در حال بازی است؛ وضعیتی که میتواند به سرعت به تهدیدی جدی برای امنیت ایران تبدیل شود.
اما شاید بزرگترین چالش، وضعیت داخلی ایران است. در حساسترین لحظات تاریخ، دولتی بر سر کار است که نه استراتژی واضح و بازدارندهای دارد، نه توانایی لازم را نشان میدهد. پزشکیان، رئیسجمهور کنونی، در حالی که دشمنان بیرونی ایران در حال نقشهکشیاند، مرتب ضعفها و محدودیتهای خود را اعلام میکند. این زبان، عملاً به دشمن چراغ سبز میدهد و امید متحدان بالقوه را کمرنگ میکند.
اصلاحطلبانی که در دو دهه گذشته در بزنگاههای حیاتی یا سکوت کردهاند یا تسلیم شدهاند، امروز هم همان رویکرد منفعلانه را تکرار میکنند؛ رویکردی که نه تنها بازدارندگی ایجاد نمیکند بلکه باعث پیشروی دشمن میشود.
اگر تهران در این مقطع حساس نتواند به سرعت و قاطعیت کنترل گذرگاههایی مانند زنگزور را حفظ کند، آیندهای تاریک در انتظار کشور است؛ جایی که قفقاز جنوبی به پایگاه نفوذ ناتو و اسرائیل تبدیل خواهد شد، راههای ترانزیتی حیاتی ایران قطع میشود و حلقه تحریمها از شمال به طور کامل بسته خواهد شد. این یک شکست صرفاً تاکتیکی نیست؛ بلکه ضربهای عمیق به میراث تاریخی هزارساله ایران در این منطقه است.
در نهایت، ایران بیش از هر زمان به دیپلماسی فعال، استراتژی بازدارنده و انسجام ملی نیاز دارد؛ نه دولتی که پیش از آغاز رقابت، دستهایش را به نشانه تسلیم بالا ببرد و با زبان ناتوانی، عملاً راه را برای تحمیل اراده دشمن هموار کند.
همزمان، وقتی اظهارات احمدینژاد درباره «معامله بزرگ» روسیه و آمریکا و عقبنشینی تاکتیکی روسیه را کنار این تحولات میگذاریم، تناقض عمیق در سیاستهای منطقهای ایران بیشتر نمایان میشود و ضرورت بازنگری اساسی در راهبردهای امنیتی و دیپلماتیک کشور را پررنگتر میکند.
رضوان عبدالی
👤 @GhalamRoyeMasheh | رفیق سابق آیتالله