5تیر 1405
چند روزیه که بین حاشیه ی اتفاقات اطرافم یه چیز مهم و گم کردم
خودمو.
خودمو گم کردم،خیلی هم تلاش کردم بگردم دنبالش اما حتی نمیدونستم از کجا باید شروع کنم
از پیامای ذخیره شده تلگرامم؟یا شایدم چنل کوچولویی که هر وقت دلم میکشید اونجا پرسه میزدم البته اگه تصمیم به پاک کردنش نگرفته بودم و در طی یه تصمیم یهویی دیلیت نمیکردمش
شایدم باید تو گالریم دنبالش بگردم.
شاید تو پیامهایی که رفتن آخر لیست مسیجام
شایدم وسط اتاق خالیم تو زیر زمین خونمون
شایدم یه سایه ای ازم سر کار تو کیلینیک باشع مطمعن نیستم اما
کجا میتونم خود واقعیم پیدا کنم
گمشده ای که خیلی وقته دنبالشم.
آخرین بار کنار یه سایه ای از یه موجود ساکت و غمگین عجیب غریب که نمیتونست صحبت کنه خودمو دیدم.
دنبال اون آدم دویدم و دویدم
من و سایه و گمشده صحفه هایی رو از اون دفتره که اسمش و میزارم دفتر زندگیم نوشتیم.
نمیدونم چیشد اما به خودم اومدم دیدم تا وسط یه جاده تاریک دنبال سایه دویدم و
به جایی نرسیدم.
لحظه ای مات به دنبال خودم گشتم و باز اما
اثری از خودم و سایه ندیدم.
گمشده بود و گم تر شده بودم
حالا نه تنها گمشدنم آزار دهنده اس
بلکه جای خالی سایه ی ساکت اون موجود عجیب
هم سنگینی عجیبی روی دلم گزاشته
وسط این همه حاشیه
گمشده ام کجاست ؟