«فلسفه جامعه دینی»
مکتبهای مادی میگویند دنیا را آباد کنیم، فقر را براندازیم، جهل را براندازیم، جامعه عالی درست کنیم، جامعه انسانی درست کنیم، جامعهای که در آن ظلم نباشد، طبقات نباشد، استثمار نباشد، تبعیض نباشد، خیلی خب، درست کردیم، حالا انسان میخواهد در این جامعه چهکار کند؟ جواب ندارند، در این جامعه، انسانیت میخواهد کجا برسد؟ پاسخی ندارند. میخواهد بخورد و بخوابد؟ میخواهد راحت زندگی بکند، همین؟ انسان برای فقط زندگی راحت، یعنی راحت به دست آوردن و راحت خوردن و راحت پس دادن، برای همین بایستی مجاهدت کند و هدفش همین باشد؟ اینجاست که کُمیتِ مکاتب مادی لنگ است.
مکاتب الهی میگویند نه، هدف بعد از این است. هدف عالی، پیراسته شدن انسان است؛ هدف عالی، انسان شدن بنیآدم است. بنیآدم غیر انسان است، بنیآدم همین موجودی است که روی دوتا پاه راه میرود، با ازن همه داعیه، این بنیآدم است، اما انسان شدن یعنی همه این فضایل و سرچشمههای استعداد در وجود او به جریان بیفتد. میگویی بعدش چه؟ میگوییم بعد ندارد، انسان در روند تکامل افتاد، دیگر آخر ندارد؛ این است ایده خداپرستان و فکر موحدین عالم و ادیان عالم. همینطور پیشرفت است، دائما پیشرفت است، دائما اوج است، دائما تکامل و تعالی است، آخِر و نهایت ندارد و انبیاء برای این میآیند.
(طرح کلی اندیشه اسلامی در قرآن، ۳۰۲ و ۳۰۳)

پینوشت: نظر هم نمیشه گذاشت، چطورید؟ با لایک سالم بودن خودتون رو اعلام کنید.