ویرگول
ورودثبت نام
سائر🎒
سائر🎒فَاصْبِرْ إِنَّ وَعْدَ اللَّـهِ حَقٌّ وَ لا يَسْتَخِفَّنَّكَ الَّذِينَ لا يُوقِنُونَ
سائر🎒
سائر🎒
خواندن ۳ دقیقه·۳ روز پیش

عالم آل محمد

اولین فرزند خاندان بنی‌هاشمی بودید که نسل حسن و حسین را به هم پیوند داده و هردو پدربزرگتان امام بودند، پدرتان علی بن حسین و مادرتان فاطمه بنت حسن.

هم اسم و مانند پیامبر بودید کسی که جابر را مأمور کرده بود که سلامش را به شما برساند.

جابر خودش راوی حدیث بود اما پیش شما حدیث می‌آموخت و مدینه او را دیوانه و شما را دروغگو می‌دانستند که پیامبر ندیده از او نقل قول می‌کنید، گویا نمی‌دانستند که علم دین را خدا در سینه قرار می‌دهد و نه افراد پیشین، اما شاید یک چیز را بتوان میراث شما دانست و آن عبادت است، چرا که شب‌ها تا پاسی از آن به عبادت مشغول بودید، فرزند زین العابدین غیر از این هم نمی‌تواند باشد.

وصی و ادامه‌دهنده راه خاندانتان و امانتدار صندوق علم زین العابدین، همان صندوقی که شما به پسرتان جعفر دادید.

به جابر گفتید که شما فرزندان پیامبر علت خلق زمین و آسمان بوده‌اید و خاندانتان واسطه هدایت بوده و نباید با حرفشان مخالفت شود، حتی اگر نمی‌دانند باید به شما اعتماد کنند. آری حتی پخالفت و نادیده انگاشتن حرفتان هم نکوهیده و شرم‌آور است چه برسد به...

فمن تبعنی منی گفتید به آن مرد بنی‌امیه که سخت اندوهگین بود از نسل و خاندانش، گفتید ملاک نزدیکی به ما خون نیست، عشق است به خدا و عمل به دستورات ما.

حتی دشمنانتان نیز هم‌صحبتی با شما را دوست داشتند، آخر چه کسی از ادب و خوش‌صحبتی شما می‌توانست بدش بیاید؟

گاهی مریدانتان بی‌تابی می‌کردند که از شما دوراند و دلتنگی شما زندگی را برایشان تلخ می‌کند، مژده دادید آنان را به پاداش از بر این دلتنگی و بیان داشتید که مؤمن در این دنیا غریب است و در میان مردم ناشناس و بی‌ارزش تا وقتی که برود کنار خدا.

حرفتان آنجا می‌توان درک کرد که جواب همراهانتان که گریه‌های زیاد اطراف خانه خدا را می‌دیدند گفتید گریه‌کننده زیاد و حاجی کم است و خیل عظیم خوک‌ها و میمون‌های اطراف خانه خدا را به آنان نمایاندید.

زید برادرتان را نصیحت کردید از قیام کردن دست بردارد که این تا زمان ظهور مهدی آل هاشم باید به تأخیر افتد و این کار را تشبیه کردید به پرواز جوجه بی‌بال و پر و بازیچه‌شدنش در دست کودکان کوچه و بازار.

بلند گریه کردن در خانه خدا را عیب نمی‌دانستید و عاقبت به خیر شدن برایتان برتر از همرنگ شدن با جماعت بود.

شیعیان گله می‌کردند تا زمانی که در جوارتان‌اند از هوس دنیا و زرق و بری آن جدا هستند و وقتی از پیش شما می‌روند دوباره این امیال نفسانی سراغتان می‌آید، گفتید به یاد آخرت باشند و جهنم و بهشت را زیاد به خود یادآور شوند.

ابن حجر هیثمی از علمای اهل سنت شما را شکافنده علوم و حکم بن عتیبه از دانشمندان معروف جماعت عرب شما را وارث تمام علوم دنیا و جابرجعفی یا همان بهلول از شاگردانتان بود که با توصیه و دستور شما خودش را شبیه دیوانگان کرد و اینگونه از کشته شدن توسط خلیفه در امان ماند.

کودکان نخلی را سنگ می‌زنند که میوه بسیار داشته باشد و چه جای تعجب که زید بن حسین پسرعمویتان با حمایت خلیفه و به خاطر حسدش به مقام امامت شما، مسمومتان کرد و مرگتان را شبیه پدرانتان با شهادت رقم زد.

محمدبن‌علی ساختمانی را پی‌ریزی کرد که جعفربن‌محمد آن را به بنای باشکوه مذهب جعفریه بدل ساخت.

شیعهاسلامامامکتاب
۱۳
۶
سائر🎒
سائر🎒
فَاصْبِرْ إِنَّ وَعْدَ اللَّـهِ حَقٌّ وَ لا يَسْتَخِفَّنَّكَ الَّذِينَ لا يُوقِنُونَ
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید