ویرگول
ورودثبت نام
SCTDSY
SCTDSY
SCTDSY
SCTDSY
خواندن ۲ دقیقه·۹ ماه پیش

🎼 من، موسیقی و سه سال جنگیدن در سکوت

🎼 من، موسیقی و سه سال جنگیدن در سکوت

سه سال گذشت… سه سالی که هر روزش با امید شروع شد و با خستگی و ناامیدی به پایان رسید.

سه سال جنگیدن با خستگی، با تنهایی، با بی‌توجهی. سه سال ساختن آهنگ، یکی پشت دیگری. هر کدوم از این آهنگ‌ها تکه‌ای از وجودم بودن، زخمی که به زبان صدا ترجمه شده.

اما مشکل اصلی من اینه: هیچ‌کس نمی‌بینه. هیچ‌کس نمی‌شنوه.

---

🎧 وقتی که هیچ حمایتی نیست

هر موزیسینی، هر هنرمندی، حتی هر انسانی نیاز به یک دست داره که بزنه روی شونه‌ش و بگه:

«من اینجام. کارت ارزش داره. ادامه بده.»

ولی توی مسیر من، این دست‌ها نیومدن.

هیچ حمایتی، هیچ انگیزه‌ای جز خودم نبود.

دوستانم بی‌تفاوت بودن، خانواده‌ام باور نداشتن، و مخاطبانم انگار گم شده بودن در دریای بی‌انتها.

این تنهایی بزرگ‌ترین مشکل منه. تنهایی و بی‌توجهی.

---

🔥 سوختن برای یک رویا

بعضی شب‌ها، ساعت‌ها پشت لپ‌تاپ یا کارت صدایم می‌نشستم. صداها رو می‌چیدم، تغییر می‌دادم، بارها گوش می‌کردم.

گاهی اشک می‌ریختم روی پروژه‌ای که هیچ‌وقت کسی قرار نبود گوش بده.

گاهی با خودم می‌گفتم:

«مگه من چی کم دارم؟ چرا هیچ‌کس حتی امتحان نمی‌کنه گوش بده؟»

مشکل اینجاست که دنیای موسیقی امروز بیشتر دنبال ویو و وایرال شدنه، نه عمق و احساس.

و من دقیقاً برعکس اون چیزی هستم که دنیا می‌خواد.

---

💔 خستگی و فکرهای سیاه

بی‌توجهی کم‌کم آدم رو خالی می‌کنه. وقتی تمام وجودت رو برای ساختن چیزی می‌ذاری و هیچ بازخوردی نمی‌گیری، کم‌کم حس می‌کنی وجودت بی‌ارزشه.

این خستگی گاهی منو به نقطه‌ای رسونده که فکر کنم:

«شاید بودن یا نبودن من هیچ فرقی نداره…»

این خطرناک‌ترین بخش ماجراست.

اینجاست که سایه‌ی خودکشی مثل یک زمزمه توی ذهن میاد. چون آدم حس می‌کنه همه‌چیز بی‌فایده‌ست.

---

🌌 اما چرا هنوز اینجام؟

با وجود همه‌ی این دردها، هنوز اینجام. چون ته قلبم یه جرقه هست. یه چیزی که می‌گه:

«شاید یه روزی… یه نفری… یه آهنگت رو بشنوه و زندگیش عوض بشه.»

شاید هنوز امید کوچیکی هست که همه‌ی این تلاش‌ها بی‌فایده نبوده.

شاید هنوز دلیل‌هایی هست که باید بمونم، حتی اگه الان نمی‌بینمشون.

---

✍️ حرف آخر

من پر از مشکل و خستگی‌ام:

دیده نمی‌شم

حمایتی نیست

تنهایی همه‌چیز رو سخت کرده

آینده مبهمه

فکرهای تاریک مدام برمی‌گردن

ولی همین مشکلات، همین زخم‌ها، شدن دلیل نوشتن این وبلاگ.

شاید کسی بخونه و بگه: «منم همین حسو دارم.»

و همون یک نفر، یعنی این نوشته و این صدا، بی‌فایده نبوده.

---

🔗 این بود روایت مشکلات من…

روایتی از کسی که هنوز با تمام خستگی‌ها، یه گوشه‌ی دلش به موسیقی و صدا چسبیده، حتی وقتی دنیا هیچ‌کس رو براش نفرستاده.

-

سالموسیقی
۵
۴
SCTDSY
SCTDSY
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید