به مناسبت یازده آذر 1300، سالروز شهادت سردار جنگل

قیام میرزا کوچکخان جنگلی در یکی از حیاتیترین قطعات تاریخ ایران رخ داده است؛ یعنی سالهای پس از مشروطیت تا روی کار آمدن دیکتاتوری رضاشاه. قیام میرزا کوچک خان در گیلان تقریبا همزمان با قیام شیخ محمد خیابانی در تبریز بوده است و تشابهات و البته تفاوتهایی باهم داشته است. ولیکن این دو قیام نتوانسته به صورت نظاممند و پویا باهم ارتباط بگیرد و همافزایی کند. اما قیام میرزا در نوع خود منحصر به فرد و درسآموز است.
میرزا کوچکخان، در اصل یک روحانی و طلبه دینی بوده است. منشأ حرکت و انگیزههای او نیز یک اقدام کاملا دینی و ایمانی بوده. البته حرکت میرزا، علاوه بر مذهبی بودن، یک حرکت صد در صد ایرانی هم بوده است. او به خاطر استقلال میهن و مراقبت از ایرانِ جان، جان خود را فدا کرده است.
حرکت میرزاکوچکخان یک حرکت مردممدارانه بوده است و تا جایی که توانسته از مقاومت و حمایت مردم بهره برده است.
گرچه در هنگامه قیام میرزا، جریانات مارکسیستی، رونق و مقبولیت بسیاری پیدا میکند و حتی اطرافیان میرزا نیز به این گرایش میپیوندند اما برای خود او در تمیزی عقیده و پاکیزگی ایمان هیچ خدشهای ایجاد نمیشود.
الگوی جاوید
دشمن میخواهد فرهنگ ایرانی اسلامی ما را تضعیف کند و یا چشمههای مفهومساز آن را خشک کند. پس لازم است آگاه باشیم که ما در تاریخ سرزمین خود، چه درونمایههای قوی فرهنگی و هویتی داریم؛ ظرفیتهایی که بلااستفاده رها شده و برای تجدید و مولدسازی او کار گستردهای نکردهایم. میرزا کوچکخان یکی از الهامآفرینان و از برجستهترین ظرفیتهای فرهنگی ایران است.
او میتواند در سختی مبارزه و مقاومت، در فصل ایستادگی و ایثار، در تلاطم سهمگین فشارهای شرق و غرب، در هنگامه زورگویی دیکتاتوریها، در موقعیت هجوم افکار باطل و انحرافی، برای همه ایرانیان حاوی «پیام»، «انگیزه» و «الگو» باشد.
مناسبت است که در پایانبندی این نوشتار به این قطعهکلام نیروآفرین از مقام معظم رهبری توجه کنیم:
«وقتی جوان گیلانی سرِ قبر میرزا كوچكخان میرود و میبیند این مرد تنها، این مرد باایمان و باصفا، اگرچه در وسط جنگلهای گیلان در مظلومیت مُرد، اما شخصیت خودش را در تاریخ ایران تثبیت كرد؛ مُرد، اما یك مشعل شد.»