این محورها، برخی نکات مهم از بحثی است که در کارگاه آموزشی والدین (یکی از هنرستانهای تهران) ارائه کردم.

1- مسئولیتپذیری یعنی انجام کار درست، حتی وقتی کسی بالای سرتان نیست. افراد عمدتا تحت نظارت (آنجایی که دوربین، پلیس، قانون، جریمه و تنبیه وجود دارد) به وظایفشان عمل میکنند؛ اما مسئولیتپذیری دقیقا در آن نقطهای معنا مییابد که هیچ نظارت بیرونی وجود نداشته باشد. یعنی درست همانجایی که بتوان پا روی حق دیگران گذاشت بیآنکه توبیخی در کار باشد. آنجاست که وجدانِ مسئولیتپذیر انسان خودش را نشان میدهد.
2- والدین، گاه در مسیر تربیت اشتباهات رایجی دارند که فرزندشان را مسئولیتگریز میکنند. مثلا:
· وظایف فرزندان را به جایشان انجام میدهند. (نقش گارسون)
· همهچیز را – بیکم و کاست - برایشان آماده میکنند. (بزرگ کردن در پر قو)
· فقط نتیجه را میبینند؛ نه تلاش را (مدل کنکور: فشار روی نمره و رتبه)
· فرزندان را مطیع و فرمانبر میخواهند. («اطاعت مطلق» بهجای «مسئولیتپذیری»)
· استفاده زیادی از سه ابزار «تذکر»، «تهدید» و «مقایسه» (سرکوب بهجای رشد)
· نجاتدادن فرزند از پیامد اشتباه بهنحوی که او هرگز نتیجه مخرب رفتارهای غلطش را حس نکند. (نقش وکیل مدافع)
· توازن برقرار نکردن بین «مسئولیت» و «اختیار»:
o مسئولیت بدون اختیار مساوی با اجبار است.
o اختیار بدون مسئولیت مساوی با قلدری و آشوب است.
3- برخی نکات لطیف در زندگی میتواند بچهها را به سمت پذیرش مسئولیتها هدایت کند. مثلا:
· به فرزندان، مسئولیتهای کوچک اما واقعی بدهید. کارهای کوچک، هم اعتماد به نفس را بالا میبرد هم در صورت خرابکاری، تلفات بالایی ندارد.
· پیامد طبیعی رفتارها را حذف نکنید. اجازه بدهید نتیجه را تجربه کند. مثلا با انجامندادن تکالیف، از طرف معلم مؤاخذه شود و یا با تمیز نکردن اتاق، جلو مهمانها خجالتزده شود.
· از خودتان مسئولیتپذیری نشان دهید. حتی بهصورت نمایشی (نمادین) هم که شده خودتان را در برخی موضوعات، حسابی مسئولیتپذیر نشان دهید.
· در برخی موضوعات خاص بین خودتان و فرزندان، قرارداد خانوادگی بنویسید. نوشتن و تعهد گرفتن برای برخی مسئولیتهای فردی و جمعی، اثر تربیتی خوبی دارد.
و در پایان بدانیم:
مسئولیتپذیری، یک امر آموزشمحور و تربیتی است، نه صرفا یک ویژگی ذاتی. حوصله و نقشه و اقدام میخواهد.