
چارلی کِرک (Charlie Kirk) یک فعال سیاسی، نویسنده و مفسر محافظهکار آمریکایی بود که بهعنوان یکی از چهرههای برجسته حامی دونالد ترامپ شناخته میشد. او رسالت خود را تبلیغ حزب جمهوریخواه در میان دانشجویان و جوانان آمریکایی قرار داده و از متحدان نزدیک ترامپ شمرده میشد. کِرک نقش پررنگی در بسیج نسل جوان برای حمایت از ترامپ داشت. او بهتدریج به یک مسیحی انجیلی تبدیل شده که معتقد بود دین باید به آمریکا بازگردد. البته او که حامی سرسخت اسرائیل بود از آزادی اسلحه در آمریکا دفاع میکرد و معتقد بود سلاح بیشتر در دستان مردم، امنیت بیشتری به همراه دارد. او راهکار کاهش خشونتهای مسلحانه را «دادن سلاح به دست شمار بیشتری از آمریکاییها» میدانست.
جالب آنکه او صراحتاً بیان کرده بود «مرگ سالانه تعدادی افراد بهخاطر آزادی حمل سلاح، بهایی است که باید برای آزادی پرداخت شود». نکته عبرتآمیز آنکه او در ۱۰ سپتامبر ۲۰۲۵ (۱۹ شهریور ۱۴۰۴) در سن ۳۱ سالگی، هنگام سخنرانی در یک رویداد عمومی در دانشگاه یوتا، هدف تیراندازی قرار گرفت و کشته شد.

ترامپ در مراسم یادبود کرک که با حضور هزاران نفر برگزار شد او را شهید راه آزادی نامید و در قطعهای از سخنرانی خود گفت:
«جای تعجب نیست که چارلی که عمر خود را صرف صحبت با منتقدان کرد، در نهایت متقاعد شد که ما نهتنها به یک بازآرایی سیاسی، بلکه به یک بیداری معنوی نیز نیاز داریم. ما به آن نیاز داشتیم؛ و ما باید دین را به آمریکا بازگردانیم، زیرا بدون مرزها، قانون و نظم و دین، شما دیگر واقعاً یک کشور ندارید. ما میخواهیم دین به آمریکا بازگردانده شود. ما میخواهیم خدا را به ایالات متحده زیبای خود بازگردانیم، آنطور که قبلاً نبوده است. ما خدا را میخواهیم».
این صحبتها گواه وضعیت بغرنج آمریکا به لحاظ اخلاق، دین و قانون است. البته این دیدگاه ترامپ درباره بازگشت خدا، ضرورتا با اعتقادات ما جفتوجور نیست و قطعا خدای مدنظر ترامپ با خدای موحدین عالم فرسنگها فاصله دارد اما همین مقدار نیز نشان میدهد آمریکا با سقوط در دره عمیق از کفر، آزادی شهوتآمیز و خشونت غیرقابلکنترل، در حال انهدام است.
گزارشهایی از افزایش چشمگیر جرایم خشونتآمیز در برخی شهرهای آمریکا حکایت دارد. بهعنوانمثال، پلیس واشنگتن افزایش ۳۷ درصدی جرایم خشونتآمیز در این شهر را در مقایسه با سه سال قبل گزارش کرده که شامل افزایش قتلها، تجاوز جنسی و حمله با سلاحهای خطرناک بود.
آمریکا بالاترین نرخ مرگومیر ناشی از تیراندازی با سلاح را در میان کشورهای توسعهیافته دارد. تعداد سلاحهای گرم در این کشور از شمار ساکنان بیشتر است. برای همین تیراندازیهای دستهجمعی به یک بحران جدی تبدیل شده است.
جرایم مرتبط با سرقت اموال و داراییها (مانند دزدی خودرو) در سالهای اخیر افزایش قابلتوجهی داشته است.
همچنین آمارها حاکی از شیوع بالای تعرضات جنسی هستند. به گزارش نهادهای آمریکایی تقریباً یک زن از هر پنج زن در طول زندگی خود، تجربه تجاوز جنسی (کامل یا اقدام به آن) را داشته است.
حدود ۲۴.۸ درصد از مردان در ایالات متحده در طول زندگی خود نوعی از خشونت جنسی تماسی را تجربه کردهاند. در اکثر موارد (۸ از ۱۰)، قربانی، فرد متجاوز را میشناخته است (آشنایان و...). این درحالی است که حدود ۶۳ درصد از تعرضات جنسی به پلیس گزارش نمیشوند.
این ماجرا حتی در ارتش آمریکا نیز به یک فاجعه تبدیل شده است. در گزارشی مربوط به ارتش آمریکا، در یک دوره ۱۱ ساله، ۱۳۵ هزار مورد تجاوز جنسی و ۵۰۹ هزار مورد آزار جنسی در ارتش این کشور ثبت شده است.
در ایالات متحده، آمار عدم رویکرد به مذهب در ایالتهای مختلف در حال افزایش است. بهطورکلی حدود 20 درصد از جمعیت ایالات متحده خود را کاملا بیدین معرفی میکنند.
برخی منابع نیز به آمار بالای روابط جنسی نامشروع، بیماریهای مقاربتی، و بارداریهای نوجوانی اشاره میکنند که بهعنوان نشانههای بحران اخلاقی در جامعه آمریکا از آنها یاد میشود.
تمام این موارد در حالی است که برخی نظرسنجیها (مانند یک نظرسنجی از نیوزویک) نشان میدهند که درصد بالایی از آمریکاییها (۷۶ درصد در آن نظرسنجی) نگران انحطاط اخلاقی و روانی در کشور هستند.
قطعا راهحل اینهمه فاجعه در کشوری که خود را قهرمان و الگوی دنیا میداند، بازگشت به دین و اندیشههای خداباورانه است تا با فعالسازی وجدان اخلاقی و اعتقاد به نظارت خدا، شهروندان را به کنترل نفس وادار کرده و آمارها را بهبود دهد. اما سؤال مهم آن است که آمریکا پس از این تجربه تلخی که برای خود پیش آورده است چه زمانی برای بازگشت به دین اصیل اراده خواهد کرد و آیا با این وضعیت سرمایهداری و غولهای رسانهای سکولار، هرگز دین خواهد توانست آمریکاییها را از فروروی در باتلاق نابودی نجات دهد؟