اگر جنگ شود چه میشود

این سه چیز مسلم است:
ایران به دنبال جنگ نیست،
از جنگ هم استقبال نمیکند،
اما از جنگ فرار هم نمیکند.
نتیجه آنکه ایران تاجاییکه بتواند صحنه را مدیریت خواهد کرد تا جنگی در نگیرد اما اینگونه هم نخواهد بود که به خاطر هراس از جنگ، از آرمانها و دستاوردهای خود چشمپوشی کند.
ایران اهل مذاکره است اما به خوبی میداند مذاکره در سایه ترس و تهدید، طعم باجخواهی دارد و در عمل یک نوع خودکشی ملی است.
خطاب به آنانی که جنگ میخواهند
در فضای رسانه و تحلیل، آنچیزی که باید برای طرفهای درگیر روشن شود آن است که:
نقاط ضربهپذیر آمریکا در نبرد نظامی بسیار بالاتر از حد تصور است.
به چند دلیل ساده:
تعداد زیاد پایگاههای نظامی آمریکا حوالی ایران
تعداد قابلتوجه سربازان و اهداف انسانی آمریکایی در تیررس ایران
وضعیت خاص تنگه هرمز و کانالهای محدود انتقال انرژی
همپیمانان آسیبپذیر آمریکا در منطقه که در اثر سادهترین حملات نظامی، فروپاشی میکنند
و شاید از همه اینها مهمتر، «ژست اعتباری» آمریکا است. آمریکا در طول سالیان مختلف، تقریبا درگیر هیچ جنگ واقعی نبوده و عمدتا مدل تهاجمیاش زدنهای بدون بازگشت بوده است؛ مثل آنچه که در عراق و افغانستان رخ داد و یا مدلی مشابه با آنچه در ونزوئلا پدید آمد. آمریکا نان اعتبار و نمایش قدرت خود را میخورد. پس چهبسا تلفات محدود سربازانش و یا غرقشدن یک ناو جنگی بتواند بهطورکلی اندوخته اعتباریاش را به باد بدهد؛ بنابراین آمریکا منطقا تمایل به چنین ریسک و خسارتی ندارد.
دنیا ضرر خواهد کرد
دنیا بهقدر کافی در مسائل اقتصادی و امنیتی چالشهای مزمن دارد؛ بنابراین مطلوبش نخواهد بود که بهواسطه نبرد آمریکا و ایران به رکود، تورم و رشد منفی اقتصادی برسد و یا شعاع ناامنیها کشورهای دوردست را در بر بگیرد. واضح است این جنگ، هرگز در دایره ایران باقی نخواهد ماند و خسارتهای آن بخش وسیعی از کشورها را زمینگیر خواهد کرد.
اینچنین است که ایده جنگ، در شرایط حاضر، مدافعان زیادی ندارد و آمریکا در مخمصه پیچیدهای گرفتار شده است.