ابتلا به بیماری «خَرْص»

از بزرگترین آفتهای انسان در مرحله «تصمیم و اقدام»، آن است که حقایق را نبیند و به ظن و گمان دچار شود. افرادی هستند که تمام محاسبات زندگیشان خارج از یقین و صرفا مبتنی بر تردید و حدس است. پیروی از این افراد، جامعه را به تباهی و اضمحلال دچار میسازد.
قرآن در آیات مختلف نسبت به این موضوع هشدار داده است:
وَ إِن تُطِع أَكثَرَ مَن فِي الأَرضِ
يُضِلّوكَ عَن سَبيلِ اللَّهِ
إِن يَتَّبِعونَ إِلَّا الظَّنَّ
و إِن هُم إِلَّا يَخرُصون (انعام: 116)
اگر از بيشتر مردم روى زمين پيروى كنى [و آرا و خواستههايشان را گردن نهى] تو را از راه خدا گمراه مىكنند؛ آنان فقط از گمان و پندار [كه پايۀ علمى و منطقى ندارد] پيروى مىكنند، و تنها به حدس و تخمين تكيه مىزنند.
اغتشاش مبتنی بر گمان
آنچه در فضای اغتشاش صورت گرفت و منجر به ازدسترفتن نفوس بسیار، خسارت و تخریب وسیع شد، به همین گمانپنداری و توهم ربط دارد. چه نوجوانان حاضردرصحنه، چه زنها و چه حتی آنانی که شاید برای اعتراض مؤثر وارد خیابان شده بودند و نهایت کارشان به جرم و جنایت کشیده شد، از همین آفت دیرین رنج میبردند.
این پرونده ظن و گمانی است که به «غارت و خشونت» منجر شد.
آنان بیتوجه به دهها حقیقت و عبرت، گمان میکردند:
· «پهلوی» از «جمهوری اسلامی» بهتر است.
· «آمریکا» منجی ایران است.
· «اسرائیل» خیرخواه ایرانی است.
· دیکتاتوری پهلوی برای ما دموکراسی به ارمغان میآورد.
· از کوچه خشونت و خونریزی میشود به آرامش و پیشرفت رسید.
· بهایی و منافق، ایران را آباد میکنند.
· با مزدوری و وطنفروشی میشود خوشبخت شد.
· با بیبندوباری و میخوارگی میتوان حق ملت را استیفا کرد.
· با خونریزی غلیظ و با کشته روی کشته گذاشتن، میتوان مردم را مردد و منصرف کرد.
و دو گمان که از بیخوبن غلط بود؛ و این اصلیترین خطای محاسبانی دشمن است:
1- کار نیمهتمام جنگ دوازده روزه را میتوان با خشونت خیابانی، با سر بریدن و با آتشزدن تکمیل کرد.
2- ایران، بیپناه و بیصاحب است.
اینها همه پندارهای موهومی است که زاییده جنگ شناختی است. دشمن با تمام توان روی فکرها و محاسبهها خیمه زده است؛ پس باید این میدان را جدی گرفت و جامعه را با حقیقتهای مستحکم آشنا ساخت.
پینوشت:
«خَرْص» در فرهنگ قرآن، اشاره به هر سخنى است که از روى گمان و تخمين گفته شود؛ خواه با چيزى مطابقت كند يا مخالفت. ازآنجایىكه گويندهاش آن سخن را از روى علم و آگاهى نگفته است. عمل او بر مبناى يقين نیست و صرفا براساس گمان و تخمين سخن میگوید.