علیدوستی قهرمانِ تنهای این روایت نیست

مقدمه
مستند 50 دقیقهای مصاحبه ترانه علیدوستی – بازیگر سینمای ایران - از بیبیسی پخش شده و تا این لحظه، میلیونها بیننده پیدا کرده است. گفته میشود این ویدئو رکوردهای تماشا در سال 1404 را شکسته است. روزنامهها و تحلیلگران بسیاری در رد و تأیید آن مطالبی منتشر کردهاند و هنوز گفتگوهای مخالف و موافق در جریان است.
خط تهاجم در جریان است
معتقدم مصاحبه ترانه علیدوستی، یک مستند مستقل یا یک تولید اتفاقی نیست؛ بلکه مرحلهای است از یک بازی بزرگتر. ترانه علیدوستی در این مستند، دقیقا روی خط حرکت میکند. خط ساختارشکنانه – و به قول خودش مقابله با سنت – که از مدتها پیش طرحریزی شده و در حال پیشروی است. علیدوستی خواسته یا ناخواسته مشهورترین بازیگرِ این صحنه شده و تمام ظرفیتهای هنری و سیاسی خود را برای انتقال معنا – نگاه فمینیستی به جریانات اعتراضی زنان - به میدان آورده است.
مجموعه کلام او از یک مطلب مهم پردهبرداری میکند: او در تمام فیلمهایش – که فیلمهای شاخصی هم در آن بوده – تلاش کرده با حجاب اجباری (به قول خودش) مقابله کند و با هماهنگی نویسندهها و کارگردانان، با نمادسازیهای گوناگون به مخاطب بفهماند که حجاب رایج در جامعه را قبول ندارد.
این همان خطی است که برای آن مهندسی فراوانی شده؛ اما برخی هنوز نمیخواهند با کنارهم چیدن تمام قرینههای آشکار و پنهان، به خط اصلی تهاجم پی ببرند و به آن اذعان کنند.
علیدوستی در این مستند بر این روایت پافشاری دارد که این حرکت – به قول خودش انقلاب پس از مهسا – یک روند و حرکت طبیعی در بستر جامعه است که زن ایرانی با گذر زمان خواهان آن شده است. اما روایت درست آن است که مقابله با حجاب در جامعه ایرانی، یک سیر طبیعی و اشتراک نظر جمعی نبوده است بلکه یک فشار و تلاش بیرونی است که با ظرفیتهای تمامقد رسانهای، فرهنگی و حتی اقتصادی متخاصم بر پیکره زیست ایرانی تحمیل میشود؛ درست مثل یک داروی تزریقی که سعی میکند رفتار طبیعی بدن را عوض کند.
روایتی کارگردانی شده
روایت علیدوستی در این مستند بهغایت صمیمی، طبیعی و بداهه مینماید درصورتیکه بعید است او بدون نقشه قبلی روبروی دوربین پگاه آهنگرانی نشسته باشد. دیالوگهای فیلم تمیز و هوشمند است، حرکات دست و حالات صورت، خندهها و قهقههها، غصهها و سکوتها، آوازخواندنها، تعویض لباسها، لحظات آرایشکردن و حتی صحنههایی از شنای او در استخر، سناریو دارد و تحت پوشش کارگردانی حرفهای است.
روایت علیدوستی ذیل یک ابر روایت طراحی شده است؛ پس در کنار چیدمان رسانهای این روزها، معنایی اعتراضی و براندازانه پیدا میکند. نکته لطیف ماجرا آن است که علیدوستی خود را در قامت قهرمانی تنها تصویر کرده که هرلحظه میکوشد صدای مردم را بشنود و با موج اعتراض همراهی کند؛ مردمیتر شود و حتی برای آن هزینه بدهد و قطرهای باشد از این دریای بیکران ویرانگر؛ با این پیام که تکتک زنان جامعه همین نقش را برای خود قائل باشند و به قهرمان این داستان بپیوندند؛ قهرمانی که دیگر از هیچچیز نمیترسد چون چیزی برای ازدستدادن ندارد.
این روایت محل تردید است. او نه «تنها قهرمان» این داستان است و نه «قهرمانِ تنهای» این داستان. او دقیقا روی خط حرکت میکند؛ خطی که دیگران برای آن بازیگر انتخاب کردهاند و علیدوستی در حال حاضر درستترین بازیگر این لحظه فیلم است.