
معتقدم در شرایط حاضر اثر «تعلیق» از اثر «تحریم» بیشتر است.
«تحریم» یعنی محدود کردن دسترسیهای بیرونی؛
اما «تعلیق» یعنی محدود کردن ارادههای درونی و به صلیب کشیدن انگیزهها و امیدواریها.
کشور نباید در سایه «نه جنگ نه صلح» باقی بماند.
چه جنگ شود چه نشود، باید جریان زندگی برقرار بماند.
نباید نسبت به جنگ محتملی که در آینده رخ میدهد غافل بود؛ اما نباید «آرامش امروز» را بهخاطر هراس از «زحمت فردا»، قربانی کرد.
انتشار گمانهزنیهای پیدرپی از کارشناسان ردهچندم و یا مقامات نظامی غیرمسئول که در خطرناک جلوهدادن شرایط کشور از هم سبقت میگیرند، زندگی معمول مردم را با نوسان و توقف مواجه میسازد.
وظیفه رسانهها در دروازهبانی و تفسیر اخبار جدی است.
رسانههای رسمی و غیررسمی اخبار واقعی را گزارش کنند اما چیدمان آن را جوری تنظیم نکنند که اراده مردم زخمی شود. بعضی خبرهای واحد که از زبان افراد مختلف بازنقل میشود مردم را صبح به صبح برای پیجویی اخبار جنگ، شرطی میکند.
خبرنگاران نباید با گزارش مکرر یک نمایش نظامی – مثلا حضور یک ناو آمریکایی یا پرواز فلان هواپیمای پیشرفته در نزدیکی ایران - ذهن شهروندان عادی را قفل کنند تا حسابوکتابهای روزمره معطل باقی بماند.
اشکالی ندارد رسانه، خبر نزدیکشدن ناو آمریکا به خاورمیانه را منتشر کند؛ اما این تیتر ظلم است:
«چرا ناو هواپیمابر آبراهام لینکلن شکستناپذیر نیست؟»
و یا این تیتر، گرچه مخاطب (فالوور) خوبی جذب میکند اما به لحاظ روانشناختی خطاست:
«همه آن چیزی که درباره ناو آبراهام لینکلن باید بدانید؟»
ایران و آمریکا در نقطه جنگ ارادهها هستند؛ از اراده و انگیزه مردم مراقبت کنیم.
اراده و زندگی مردم را در تعلیق «بهزودی جنگ خواهد شد» نگه نداریم.