
دشمن هست؛ جدیست و هرگز مدارا نخواهد کرد.
دشمن، توهم نیست، تخیل نیست، یک واقعیت آشکار و پرسابقه است.
دشمنِ ایران، انگیزه بالایی برای دشمنی دارد و بههیچعنوان کوتاه نخواهد آمد.
دشمن توانایی قابل توجهی دارد و هرچه جلو آمده، بر ظرفیتهای دشمنی خود افزوده است.
دشمن، تنها نیست، تک نیست. او یک جبهه گسترده است با یاران پیدا و پنهان، با سربازان رسمی و غیر رسمی، با نیروهای خارجی و نفوذ داخلی.
دشمن یک رئیس و فرمانده اصلی دارد: آمریکا
یک نیروی میدانی دارد: رژیم صهیونیستی
نیروهای عملکننده و تحریککننده دارد: ضد انقلاب و منافقین
هواداران و هواخواهانی دارد: برخی کشورهای همسایه
میدانهای گستردهای دارد: اطلاعاتی؛ نظامی؛ فرهنگی و از همه مهمتر در این روزها: اقتصادی.
ابزارهایی دارد: دلار و تلگرام و روزنامهنگار و سیاستمدار و تلویزیون ماهوارهای و سلبریتی و خواننده.
دشمن به دنبال تلفات گرفتن از ایران نیست، به دنبال سخت کردن زندگی در ایران نیست. او فقط یک نیت دارد: ویرانی ایران. او میخواهد ایران را به قتل برساند.
پس:
دشمن را باید به رسمیت شناخت.
بهدرستی شناخت.
انگیزههای مقاومت و ایستادگی را بالا برد.
جرئت و جسارت را در تمام لایههای جامعه گسترش داد.
روحیه تسلیم و کنارآمدن را نابود کرد.
به مصاف او شتافت.
برای هر حملهای آماده بود.
و حتی پیش از هر حمله، تهاجمی تازه آغاز کرد.
آنقدر باید پیش رفت تا دشمن از پای در بیاید.
به لبخند دشمن نباید اعتماد کرد.
پیغامهای فریبکارانه او به کشورهای میانجی را نباید جدی گرفت.
باید کمربند مبارزه را محکم بست و تا نقطه انتهایی نبرد پیش رفت:
باید دشمن را کُشت.
وَ قاتِلوهُم حَتَّى لا تَكونَ فِتنَةٌ وَ يَكونَ الدِينُ كُلُّهُ لِلَّه (انفال؛ 39)