بعضی از افراد که بدون عذر روزه نمیگیرند، از «فلسفه روزهداری» ناآگاه هستند. بخش دیگر، آن را کاری سخت و یا حتی بیاثر میدانند. اما واقعیت آن است که روزهداری ماه مبارک رمضان هم «اطاعت» است، هم «منفعت».

منفعت به چه معنا؟
به این معنا که حتی اگر جنبههای ماورایی و الهی روزه را هم در نظر نگیریم، روزه – امساک از غذا و نوشیدنی در مدتزمان معین – فواید بسیاری دارد. از برکات زیستی و بدنی گرفته تا اصلاحات روحی و روانی. در خصوص مزایای روزهداری برای بدن و تصفیه سوختوساز و پاکسازی جسم آدمی، سخنهای زیادی گفته شده است. حتی شاهدیم بعضی اطبای فرنگی، بدون هیچ نیت شرعی، برای بیماران خود، مدتی از غذا نخوردن و یا رژیمهای خاصی را توصیه میکنند.
اما مهمتر از دستاوردهای بدنی و بهداشتی، روزه در نگهداشت روح و تقویت روان هم مؤثر است. انسان روزهدار پس از گذشت چند روز محدود، بهخوبی از درون احساس میکند به آرامش و طهارت رسیده و قدرت بیشتری برای مقابله با وسوسهها و هذیانهای ذهنی پیدا کرده است. او میتواند دلبستگیها و وابستگیهای خود را راحتتر مدیریت کرده و در بحرانهای روحی و رفتاری، به درجات بالاتری از مقاومت دست پیدا کند.
اینها تماما به لحاظ تجربی قابل آزمون است و نیازی به بازخوانی متون علمی و اثباتهای نظری ندارد. بد نیست منکران روزه حتی برای یکبار، این رفتار اعجازآمیز را شخصا مزه کنند و منصفانه اثرات طبیعی آن را قضاوت کنند.
اطاعت به چه معنا؟
روزه اطاعت از دستور خداست. همان خدایی که انسان را آفریده و برای او مقصدی معین در نظر گرفته است. از نقطه تولد تا رسیدن به آن مقصد، برایش جادهای طراحی کرده که صرفا باید از درون آن عبور کند تا به منزل نهایی برسد (همان صراط مستقیم). خطکشیها و سرعتسنجیهای این جاده همان احکام و دستورات دین است. خدا، آگاهترین، حکیمترین و مهربانترین نسبت به بندگان است. طبیعتا اگر حکمی را صادر کرده برای هدایت آن بنده، لازم و محتوم بوده است. روزه از بارزترین مصادیق اطاعت از خداست و اتفاقا بر خلاف بسیاری از دستورات دیگر که از جنس «انجامدادن» است روزه از جنس «انجامندادن» است. چرا که اساسا در مسیر هدایت و سعادت، یکی از بالهای پیشبرنده انسان، «تَرک» است. انسان در مسیر عبودیت باید ارادهاش را کاملا در اختیار بایدها و نبایدهای خدا بگذارد؛ بخشی از فلسفه احکام – از جمله روزه – به همین موضوع برمیگردد.