
برای فهم اختلاف ایران و آمریکا میتوان به وضعیت رهبران آن توجه کرد. تمدن ایران و آمریکا، درست بهاندازه تفاوت آیتالله خامنهای و ترامپ، فاصله دارند.
با این توضیح که ترامپ یک استثنای آمریکایی نیست؛ او محصول تمامعیار فرهنگ و انتخاب آمریکایی است.
آیتالله خامنهای اهل تقوا، طهارت و شریعت است؛ ترامپ مجسمه دریدگی و قمار و شهوت است.
آیتالله خامنهای دانشمند، فیلسوف و فرزانه است؛ ترامپ مجسمه نادانی و بلاهت سیاسی است. (به تفاوت سخنرانیها و کتابتهای این دو توجه شود)
آیتالله خامنهای تجسم ادب، هنر و مراعات است؛ ترامپ مجسمه بیادبی، توهین و تحقیر است. (آخرین نمونه: انتشار عکس اوباما در هیکل میمون)
آیتالله خامنهای مدافع مظلومان و حقوق ملتها است؛ ترامپ قهرمان صحنه تجاوز و چپاول است. (نمونه: ربایش رئیسجمهور ونزوئلا)
آیتالله خامنهای مظهر شجاعت و رشادت در میدان است؛ ترامپ اهل بلوف، کنشهای هیجانی و سینوسی است. (نمونه: رفتوبرگشت در تعرفهها و مذاکرات)
آیتالله خامنهای اهل وفای به عهد و حمایت از دوستان و وفاداران است؛ ترامپ مصداق تعدی، بدعهدی و زیرپا لهکردن وفاداران است. (نمونه: پروندههای متعدد عزل و تحقیر دوستان توسط ترامپ – مشخصا پروندههای بولتون و ایلانماسک)
آیتالله خامنهای مورد محبت و تجلیل خیل کثیری از مظلومان و حقخواهان در دنیاست؛ اما ترامپ در صدر منفورترین سیاستمداران عالم قرار دارد.
آیتالله خامنهای تجلی بارز پاکدستترین و سالمترین سیاستمدار قدرتمند است؛ ترامپ تجلی کامل فحشا و مافیا و فساد است. (۳ هزار بار نام ترامپ در ۳.۵ میلیون پرونده اپستین)
آیتالله خامنهای از هیچ تجاوزی دفاع نمیکند؛ ترامپ آغازکننده هر تجاوز است. (نمونه بارز: گرینلند)
آیتالله خامنهای مدافع حقوق طبیعت و محیطزیست است؛ ترامپ متجاوز به سرزمین و طبیعت است. (نمونه: خروج از پیمانهای بینالمللی محیط زیستی)
و در یککلام:
آیتالله خامنهای، حکیمِ عادل و شجاعی است که بر کرسی سیاست نشسته است؛ و ترامپ تاجر و بنگاهدار فرصتطلبی است که کرسی سیاست را اشغال کرده است.
... و این است فاصله معنادار بین ایران و آمریکا.
پس چگونه ممکن است آن ترازِ متعالی با این ترازِ حقیر، به صلح و معامله بُرد بُرد دست پیدا کنند؟