
فیلم سینمایی «بچه مردم» را دیدم. خوب و دلچسب بود.
نسبت به اسم فیلم ذهنیتی قبلی داشتم. جلال آلاحمد داستان کوتاهی دارد با همین عنوان - «بچه مردم»-:
«خوب من چه میتوانستم بکنم؟ شوهرم حاضر نبود مرا با بچه نگه دارد. بچه که مال خودش نبود. مال شوهر قبلیام بود که طلاقم داده بود و حاضر هم نشده بود بچه را بگیرد. اگر کس دیگری جای من بود، چه میکرد؟ خوب من هم میبایست زندگی میکردم. اگر این شوهرم هم طلاقم میداد، چه میکردم؟ ناچار بودم بچه را یکجوری سر به نیست کنم. یک زن چشم و گوش بسته، مثل من، غیر از این چیز دیگری به فکرش نمیرسید. نه جایی را بلد بودم، نه راه و چارهای میدانستم...».
شاید «بچه مردم» جلال، ربطی به فیلم «بچه مردم» محمود کریمی (کارگردان فیلم) نداشته باشد. گرچه میتواند داستان کوتاه جلال یکی از زیرداستانها یا ماجراهای پشتی قهرمانان فیلم کریمی باشد.
فیلم بچه مردم داستان چند نوجوان است که در بهزیستی بزرگ شدهاند. پدر و مادرشان را نمیشناسند. بعد از نوجوانی بهاجبار انقلاب و شرایط متحول سیاسی از بهزیستی ترخیص شده و به جامعه واقعی پا میگذارند. ماجراها از همین نقطه شدت میگیرد تا سرمنزل نهایی که یکی از قهرمانان داستان – یکی از همان نوجوانانی که میخواهد مادر گمشدهاش را پیدا کند – در حین عملیات نامهرسانی در جبهه شهید میشود.
به نظرم جلال آلاحمد بهرغم آنکه قهرمان داستانش یک زن است داستانی «مردانه» نوشته است و درست بر عکس، فیلم بچه مردم بهرغم آنکه قهرمانانش چهار پسر نوجوان هستند بهشدت «زنانه» است. البته یکی از نویسندگان فیلم هم خانم است (فائزه یارمحمدی).
بنمایه داستان، قوی، پرکشش و عمقدار است. گرچه نویسنده و کارگردان نتوانستهاند تا حد لازم به عمق وارد شده و شخصیتها را از حالت کاغذی و مسطح خارج کنند. انگار قرار بوده است یک بازه زمانی طولانی، حسرتها و فقدانهای فرزندان بهزیستی، صرفا با نمایی از بالا (ماکرو) نمایش داده شود. بنابراین کارگردان فرصت یا انگیزه کافی برای نفوذ به اعماق شخصیتها نداشته است.
داستان جلال بهشدت تلخ و تکاندهنده است؛ اما فیلم «بچه مردم» ضمن آنکه تلخیها و دشواریهای یک بچه سرراهی را به تصویر میکشد پر از لطافت و حتی درجات بامزهای از عشق است.
فیلم هرچه به آخر میرسد خستهتر و کمحوصلهتر میشود و بهویژه صحنههای آخر، کاملا به فیلمهای سنتی دفاع مقدسی نزدیک و شبیه میشود و چهبسا متهم به حرفهای شعاری و کلیشهای شود.
فیلم از جهت نگرش سیاسی، نگاه انقلابی و درک مفاهیم جبهه و جنگ، با ضعفها و ایراداتی همراه است اما میتوان با اغماض از آن گذشت.
بههرتقدیر این فیلم در مجموع توانسته است روایتی تازه از ماجرای هویت و ایثار ارائه کند که سرانجام آن به شهادت آگاهانه و عارفانه منجر میشود.
دیدن فیلم را توصیه میکنم.