با نوجوانان حاضر در اغتشاش چه کنیم؟

در ایام اغتشاش اخیر در یکی از شهرستانها تندیس حاجقاسم را به آتش میکشند. مجرم دستگیر میشود؛ پسری هفدهساله. میگوید برای این اهانت به او وعده پول دادهاند؛ و البته که به وعدهشان هم عمل نکردهاند و اینک این نوجوان «خسارتزده» و «خسارتخورده» در بازداشت است.
طبق اعلام نهادهای رسمی بخشی از عوامل دستگیر شده در آشوبهای اخیر 17 تا 23 سال داشتهاند؛ یعنی در سنین دانشآموزی و دانشجویی؛ گرچه ممکن است بخشی از این افراد در کسوت محصلی نباشند.
بهنظر میآید ترکیب جمعیتی فعال در آشوبهای خیابانی در حال تغییر «جنسیت» و «سن» است. در برخی گزارشها آمده حدود ده درصد از پیشروها (لیدرهای اغتشاش) خانمها بودهاند و درصد قابلتوجهی از حضار نوجوان بودهاند. این یعنی یک پوستاندازی در جریان معترض ایرانی.
حال سؤال این است برای پیشگیری از این آفت روبهرشد چه اقداماتی بایست انجام داد.
1- تأمین بینش سیاسی
ظاهرا روند آموزش و رسانه در طول سالیان اخیر به سمتی پیش رفته است که از جوان ایرانی سیاستزدایی شود. آنچنان غرق در تحصیل و کنکور و تفریح باشد که پیوند و پیوستی با مسائل سیاسی کشور نداشته باشد. برای همین طبقهای از دانشآموزان، محروم از هرگونه داده و دانش سیاسی هستند و برای پیگیری روشمند مسائل سیاسی کشور انگیزهای ندارند. البته قرار نیست دانشآموز ایرانی بهجای درس و بحث و زندگی به سیاستزدگی مفرط کشیده شود و خود را درگیر مجادلات بیحاصل چپ و راست کند؛ اما قرار هم نیست به نسلی بیخبر و بیدغدغه نسبت به پدیدههای واقعی اطراف خود تبدیل شود تا در هنگام آشوبها و اعتراضات میدانی به خطای محاسباتی (ضد میهن) مبتلا گردد.
2- مدیریت هیجان
روزبهروز بر هیجانات غیرقابلکنترل جوان و نوجوان افزوده میشود و این روندی جهانی است که ما نیز کموبیش در امواج آن فرورفتهایم. «بیمعنایی و بیهدفی»، «غوطهخوردن در گیم و تفریح»، «در لحظه زندگیکردن» و دهها تغییر ریزودرشت در سبک زندگی باعث میشود هیجانات دوره جوانی از حد خود بالاتر رود (اوردوز کند). پس زود تحریک میشود و حرکاتی تخریبی یا انتحاری فراتر از حد تصور عقلی رقم میزند. مثلا بهراحتی در اغتشاش، درگیر آتشزدن و حتی تخریب اماکن و تأسیسات میشود؛ و شاید آن را مانند مرحله یک گیم تصور کند که با تخریب بیشتر امتیاز بالاتری میگیرد.
3- شناخت واقعی نسبت به عواقب کار
این یک آفت است که محصلان و نوجوانان نسبت به عواقب واقعی کارهایشان نگاه کودکانه داشته باشند. همان نوجوان هفدهسالهای که تندیسی مقدس را آتش میزند شاید هرگز متوجه عواقب اجتماعی و امنیتی کارش نیست و آن را همتراز با آتشبازی چهارشنبهسوری تلقی میکند. از برخی پروندههای بازداشتی نقل میشود که بابت تخریب، به برخی نوجوانان وعده تتر و رمزارز دادهاند که با آن خریدهای مجازی انجام دهند؛ درست مثل سکههای داخل یک بازی.
البته این محورها تمام موارد پیشگیرانه نیست و بایستی برای موضوع حضور نوجوانان در اغتشاش – نه اعتراض – لایهکاویهای گستردهتر و پژوهشهای عمیقتری صورت پذیرد.