
مقام معظم رهبری فرمودند:
«ما در مسائل نظامی، آرایش صفوفمان بستگی دارد به هدف دشمن؛ وقتی میبینیم دشمن به یک نقطهای میخواهد حمله کند، نوعی آرایش نظامی میگیریم که دشمن را ناکام کنیم؛ این کار در باب تبلیغات باید انجام بگیرد. آرایش تبلیغاتی بایستی به سمتی برود که دشمن درست همان سمت را هدف قرار داده.» (بیانات در مراسم میلاد حضرت زهرا (سلاماللهعلیها) – 20 آذر 1404)
1. به حوزه تبلیغ و تبیین «نگاه جبههای» داشته باشیم. از کارهای جزیرهای اجتناب کنیم.
2. خودزنی نکنیم و کارهای فرهنگیمان یکدیگر را خنثی نکند.
3. بازیگران خودی را بشناسیم و مثل زمین فوتبال به درستی «یارگیری» و «یارکشی» کنیم.
4. از روایتسازی غفلت نکنیم. هر پدیده و رویداد نیاز به روایتی پیشرو و قابل پذیرش دارد تا بتواند خلأهای ذهنی مخاطب را پر کند.
5. با روایتهای تکراری ذهن مخاطب را خسته نکنیم و با روایتهای سطحی و سوراخدار برای مخاطب، زدگی ایجاد نکنیم.
6. همیشه آمادگی اصلاح روایتهایمان را داشته باشیم. روایت را بیپناه و بیمتولی در جنگل رسانه رها نکنیم.
7. به روایتها «نگاه زنجیرهای» داشته باشیم و همواره به «حلقههای بعدی» روایت فکر کنیم.
8. اشکالی ندارد در پیام و بیان با هم اختلاف تاکتیکی و روشی داشته باشیم اما در «روایت کلان» تکمیلکننده هم باشیم.
9. همین که حقیقت را گفتیم کافی نیست؛ باید به «شنیده شدن»، «فهمیده شدن» و «اثرگذاری» آن هم بیندیشیم.
10. استفاده از احساسات و هیجانات مخاطب در کنار عقلورزی و استدلال، از الزامات روایتسازی صحیح و مؤثر است.
11. نخواهیم در تبیینهای خود همه مشکلات جهان را حل کنیم. «متخصصانه» و «نقطهزن» عمل کنیم.
12. تاجاییکه میتوانیم در جبهه انقلابی «مرجعسازی» کنیم تا مخاطب در بدهبستان با مراجع پرنفوذ و متخصص، راحتتر و سریعتر با مفاهیم همراهی کند.
13. مرجعسازی غیر از «قهرمانسازی» است. جوری وانمود نکنیم که مرجع فکری و رسانهای، یک امامزاده است. او حتما در ساحتهایی از فکر و زندگی خود خطاها یا نقصانهایی خواهد داشت. توقع خود و مخاطبمان را از او بالا نبریم.
14. در عرصه رسانه، همواره مدافع نباشیم و بخشی از تلاش و محتوایمان را صرف حمله و تهاجم به مبانی و مصادیق پرغلط دشمن متوجه کنیم.
(ادامه دارد)