(برگرفته از آیه 15 سوره یونس)

مشرکان به پیامبر (صلیالله علیه و آله) میگفتند قرآن بیاور؛ اما قرآنی غیر از این (اِئْتِ بِقُرآنٍ غَيرِ هذا)؛ و یا اگر نمیتوانی قرآنی جدید جایگزین کنی بخشهایی از آن را برایمان عوض کن (أَوْ بَدِّلهُ)؛ و این همان حکایت تکرار شونده تاریخ است که مفسدان و طاغیان از اهالی حق میخواهند از حرفشان برگردند؛ اصول نداشته باشند و یا بر اصولشان پافشاری نکنند. اهل مدارا و کنار آمدن باشند و از آرمانهای مقدسشان بهخاطر شهوت و هوس جامعه کوتاه بیایند.
زیربنای این وسوسه، یک انحراف عقیدتی است: عدم اعتقاد به قیامت (قَالَ الَّذينَ لا يَرجونَ لِقاءَنَا).
آنان که میخواهند در زندگی مادی و منفعتآمیز خود بتازند و هیچچیز جلودارشان نباشد با قیامت در تضادند.
باور به مسئولیت الهی، یعنی پاسخگو بودن، یعنی با شیطان معامله نکردن، یعنی پا روی حق دیگران نگذاشتن، یعنی فداکاری برای حق و عدالت، یعنی قربانی کردن امیال حیوانی و خواستههای مادی پست.
قیامت که باشد انسان بابت ریز به ریز رفتار خود در محضر حسابرسی خدا، حسابکِشی میشود. پس باور به قیامت رهاشدگی و بیمبالاتی افراد را مانع میشود. اینجاست که طاغیان و غافلان، با مؤمنان ایستادهقامت و آمر به معروف دچار مشکل و عداوتاند. پس رسانههایشان صف به صف، آراء و اندیشه مؤمنان را میکوبد، به سخره میگیرد، برچسب میزند و تصویر آنان را نزد عموم مردم مخدوش میکند. حالآنکه ریشه این عداوت چیزی نیست جز همان مخالفت با خدا و دین خدا.
اما دستور خدا به پیامبرش و بهتبع آن به همه مؤمنان آن است که از خواست و حرف خدا ذرهای کوتاه نیایید و هرگز اجازه ندهید بر خدا افترا ببندند و یا حرفهای او را بپوشانند:
«فَمَن أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَرَى عَلَى اللَّهِ كَذِبًا أَو كَذَّبَ بآياتِهِ إِنَّهُ لا يُفلِحُ المُجرمون» (يونس: 17)
همانا ظالمترین افراد آنانی هستند که بر خدا دروغ میبندند و یا آیات و نشانههای او را کذب میشمارند؛ که این مجرمان هرگز رستگار نخواهند شد.